ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
شنبه ۴ تیر ۸۴ :: June 24, 2005 

تير در تاريکی: نشانه‌ی سرگشتگی مطلق مردم

بعضی‌ها که قصد رأی دادن دارند، وقتی هاشمی و احمدی‌نژاد را مقايسه می‌کنند، می‌گويند هاشمی حساب‌اش را پس داده است و معلوم است چه جور آدمی است. اما احمدی‌نژاد را هنوز امتحان نکرده‌ايم. بگذاريد به او رأی بدهيم ببينيم چه می‌شود! آدم از اين نوع استدلال‌ها حيرت می‌کند. اولاً که چند چيز را بايد حساب‌شان را از هم جدا کرد. عرصه‌ی سياست، عرصه‌ی اخلاق نيست (اين معنی‌اش اين نيست که در سياست بايد اخلاق را قربانی کرد). رابطه‌ی اخلاقی و دينی يک فرد (هر چند کانديد رياست جمهوری شود) فقط به خودش و خدای خودش مربوط است (نبايد اين‌ها را به هيچ نحوی به رخ مردم بکشد يا از آن‌ها استفاده‌ی تبليغاتی بکند). ثانياً، آدم‌ها را بايد بر اساس فکر و تئوری‌هايی که ارايه می‌دهند، سنجيد و نقد کرد. آدم بی‌برنامه‌ای که فقط شعار می‌‌دهد و دل می‌ربايد، خطرش به مراتب بيشتر از آدم سياست‌بازی است که برنامه‌ می‌دهد ولو سابقه‌ای تاريک داشته باشد. برنامه ملموس را می‌توان نقد کرد، ولی نقد شعار را بايد فقط به آينده و هنگام عمل حواله داد. مردم می‌خواهند تيری به تاريکی بيندازند که شايد احتمالاً بهتر از بقيه از آب در آمد. کشورداری کار احتمالات و ظن و گمان نيست. سياست محاسبه‌ی سود و زيان و تدبير درست عقلی است. هاشمی حساب‌های گذشته‌اش را پس داده است، همان‌جور که احمدی‌نژاد. از اين حيث اين دو هيچ فرقی با هم ندارند. حساب‌های آينده را هم هنوز هيچ کدام‌شان پس نداده‌اند ولی تا همين امروز هر دو افکار و رفتارشان را برای مردم، تا اين لحظه، رو کرده‌اند. ادبيات و نحوه‌ی صحبت کردن هر دو کاملاً مشخص است. حالا چرا مردم، حتی تحصيل‌کرده‌گانی که می‌خواهند رأی بدهند، دوست دارند رأی عاطفی بدهند؟ دليل‌اش غير از اين است که مردم پاک گيج شده‌اند؟ 

وضع مردم ايران، وضع همان گربه‌ی در انبانی است که مولوی توصيف کرده است. سياست‌مداران داخلی و خارجی، کسانی که رأی می‌دهند و کسانی که رأی نمی‌دهند، کسانی که تحليل می‌دهند و کسانی که تحريم می‌کنند، همگی دست به دست هم داده‌اند و مردم را مثل گربه کرده‌اند توی کيسه گونی و بالای سرشان هزار بار چرخانده‌اند. حالا اين گربه را بيرون آورده‌اند و می‌گويند راست راست راه برو!

يک نکته‌ی ديگر را بگويم و اگر خدا بخواهد درِ سياست‌خانه‌ی اين وبلاگ را گل بگيرم و کار آدميزادی بکنم (من واقعاً فکر می‌کنم سياست‌بازی کار شياطين و جن و پری است!). همه دارند از فساد اقتصادی يا سياسی هاشمی حرف می‌زنند. قبول، فرض کنيم که هاشمی فاسد است. ولی يادتان نرود که فساد در عمل، از فساد در نظر شروع می‌شود. اين آرايی که احمدی‌نژاد دارد نشان از فساد غريبی در فکر و نظر دارد. آقای احمدی‌نژاد مثل اصحاب کهف سال‌های سال است خواب‌اش برده است و ايران و دنيا را جور ديگری می‌بيند که با واقعيت هزاران فرسنگ فاصله دارد. شايد احمدی‌نژاد روزی از اين خواب چندين ساله بيدار شد ولی ممکن است آن روز برای ماها خيلی دير باشد.


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است