ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
دوشنبه ۲۶ دی ۸۴ :: January 16, 2006 

ختم ماجرا!

بسيار خوب! ديگر مثل اين‌که بايد بساط اين دعوای زبان و قدرت و ابتذال را جمع کرد. گفته بودم که حسين درخشان راه خودش را می‌رود و اين بحث‌ها به او «ادب» نمی‌آموزد و باعث نمی‌شود بقيه‌ی مردم را به حال خودشان رها کند. او برای اثبات يک چيزی (که حدس‌اش شايد زياد سخت نباشد) مدام بايد به اين و آن متلک بپراند يا نيش بزند و به هر حال در اثبات مقام خودش بکوشد. خوب بکوشد! ول‌اش کنيد با حال خودش. وقتی نمی‌خواهد ياد بگيرد به ديگران هم احترام بگذارد، بگذاريد نگذارد! يک جايی ديگر طرف‌اش وبلاگ‌نويسان يک لاقبا نيستند که تمام ابزار و اسلحه‌شان قلم است. بگذريم. اين بحث، قصه‌ی جالبی شده است. تمام اين مطالبی را که در مطالب قبل لينک‌شان را آورده‌ام سعی می‌کنم به ضيافت‌خانه ببرم و ذيل يک بحث وبلاگستانی طبقه‌بندی‌اش کنم تا وقتی دو سه سال ديگر پشت سرمان را نگاه کرديم يادمان باشد چه حرف‌هايی زده‌ايم. فقط يک نکته را داشته باشيد:‌ اگر قرار بود با رشد مدرنيته، زبان متعارف نويسندگان، سياست‌مداران، هنرمندان و فلاسفه بشود زبان آزاد و رها و بی‌چفت و بست و فاقد زيبايی‌های صوری و معنوی بعضی از حضرات وبلاگ‌نويس امروزی، چه بسا تا به حال اين اتفاق افتاده بود. يک نفر دوست دارد در وبلاگ‌اش با زبان آکادميک بنويسيد. به کسی چه ربطی دارد؟ مگر اين آدم به بقيه امر می‌کند که همه بايد مثل من بنويسند؟ کسی دوست ندارند نخواند. می‌توانيد تا آخر عمرتان ارسطو و افلاطون و فارابی و خواجه نصير و ابن سينا و هگل و مارکس و فرويد و فوکو و آيزايا برلين هم نخوانيد (کتاب‌های دکتر سروش و جواد طباطبايی را هم اصلاً و ابداً نخوانيد!). می‌شود همه‌ی اين‌ها را تعطيل کرد چون زبان‌شان زبان وبلاگی حودری نيست. اما بهره‌ و سهم ما هم از دانش می‌شود همان بهره‌ی ژورناليستيک و بی‌آداب حودری. نمی‌شود مفت و مجانی به چيز با ارزش و عميق‌تری در زبان و معنا برسيم. راه کوتاه و شاهانه و اعجازآميزی برای فربه‌تر کردن عقل و جان اگر سراغ داريد به من هم ياد بدهيد. يادمان نرود که «نطق» ويژگی برجسته‌ی انسان است. ما قرار نيست به عصر حجر برگرديم و از زبان ابتدايی و خط ميخی استفاده کنيم!

(برای اين‌که باز دعوايی در بخش کامنت‌ها راه نيفتد بگويم که اين‌ها دو کلمه حرف درگوشی است برای خودم و دو سه نفر که کمی تا قسمتی مثل من فکر می‌کنند. اگر خوش‌تان نمی‌آيد و نمی‌خواهيد در نظرتان هم استدلال آرام و منطقی بدون عصبانی شدن و فحش دادن بنويسيد، خودتان را خسته نکنيد چون منتشر نخواهم کرد؛ اصلاً بهتر، می‌توانيد نخوانيدش! عزت دوستان وبلاگستانی زياد!)


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است