ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
پنجشنبه ۲۱ آبان ۸۳ :: November 10, 2004 

ابطحی وبلاگ‌نويس: پديده‌ی عالم وبلاگ

امروز يادداشت سعيد حنايی کاشانی را می‌خواندم درباره‌ی اظهارات ابطحی درباره‌ی وبلاگ‌نويسی که در بی‌بی‌سی (وبلاگ‌نويسی در ايران)‌ منتشر شده بود. گويا سعيد عزيز بدون اعتنا به اصل ماجرا تنها قصد داشته است جوری گريبان ابطحی را بگيرد بلکه از او مچ‌گيری کند. نوشته‌ی سعيد (آخوند،‌ آخوند است . . .)‌ بيش از اين‌که به نفس پديده‌ی وبلاگ‌نويس شدن يک آخوند که در پيکره‌ی حاکميت جمهوری اسلامی است توجهی داشته باشد، تنها خود را سرگرم پيدا کردن غلط‌های املايی و انشايی ابطحی کرده است و از همان ابتدای سخن عيوب او را نشان داده است. حقيقت امر اين است که وبلاگ‌نويسی ابطحی جهات بسيار مهم‌تری دارد و تأکيد کردن بر خطاهای املايی و انشايی تنها پاک کردن صورت مسأله است. نخست اين‌که می‌دانم تقدم ابطحی در منتشر شدن مطلب‌اش، به خاطر آخوند بودنش نيست بلکه تنها از اين روست که در ميان افرادی که دعوت به اين کار شده‌اند او نخستين کسی است که مطلب‌اش را آماده کرده و سريع فرستاده است. ديگر اين‌که تصور رايج اغلب روشنفکران ما اين است که آخوندها لزوماً از مدرنيته به دور هستند و اصولاً مدرنيته را با تعاريفی ارايه می‌کنند که خود واجد تناقضات غريبی است که نه با تاريخ ظهور و شکل‌گيری مدرنيته و نه با واقعيت‌ها موجود در جهان به اصطلاح مدرن سازگاری و سنخيت دارد. وبلاگ‌نويسی ابطحی کاری است مدرن و امروزی. ممکن است ابطحی در تمام شئون زندگی مدرن نباشد (اصلاً چه کسی گفته است که مدرن بودن لزوماً خوب است و بايد برای‌اش به به و چه چه کرد؟!)، اما کاری کرده است که بسياری از روشنفکران به اصطلاح مدرن ما نکرده‌اند. شماری از روشنفکران ايرانی ما برج عاج نشين هستند و همه را نادان فرض می‌کنند و خود را واجد علوم اولين و آخرين می‌شمارند. ابحطی هر حرفی که درباره‌ی خودش بزند، چه خوب باشد چه بد، چه متکبرانه و خودخواهانه باشد و چه متواضعانه،‌ به هر حال کاری کرده است که خود را در منظر و مرآی خلايق نهاده است و اين شأن مهم کار اوست. سزاوارتر اين بود که نويسنده‌ی فل‌سفه، که بايد در کار زايل کردن نادانی باشد، به جای کار ملانقطی، تحليلی منطقی و واقع‌بينانه می‌نوشت تا نوشته‌ای عيب‌جويانه و پر از طعنه. ابطحی برای من آدم با مزه‌ای است. همين. ابطحی نماد روشنفکری دينی نيست. فيلسوف هم به شمار نمی‌رود. آدمی است که کار سياست می‌کرده،‌ آخوند هم هست و حالا دارد وبلاگ‌ می‌نويسند. برای من همين کفايت است.


مطالب مرتبط:
وبلاگ:‌ رسانه‌ی اطلاع‌رسان يا نظررسان (مسعود بهنود)
سه سال وبلاگ ايرانی (حسين درخشان)


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است