ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
دوشنبه ۲۰ مهر ۸۳ :: October 11, 2004 

نقاب‌داران نامسلمان

امروز، از سر کنجکاوی و تصادف، فيلم سر بريدن کن بيگلی را ديدم. گروهی به نام اسلام در پس نقاب و پرده‌، دين و اعتقاد را گروگان می‌گيرند و نام رسول‌الله را در رديف پليدکاری‌ها خود ذکر می‌کنند. مهم نيست با چه بهانه و توجيهی خون يک انسان را به خشونت‌آميزترين و تکان‌دهنده‌ترین شيوه می‌ريزند، بهانه‌شان مهم نيست؛ دردناک آن است که با ضد انسانی‌ترين و ضد دينی‌ترين روش‌ها، آبروی مسلمينی را می‌برند که کوچک‌ترين شباهتی در نظر و عمل به آن‌ها ندارند. اکتفا می‌کنم به ذکر سخنان صاحب سيبستان که حق مطلب را به زيبايی ادا کرده است:
« کن بيگلی مهندس بريتانيايی تازه ترين قربانی بربريت جاری در عراق است. اگر در ساير موارد نمی شد با قاطعيت گفت اما سر بريدن اين يکی کاملا آشکار بود که کار طرفداران يا اصلا مزدوران صدام حسين و حواشی اوست. آنها آزادی دو زنی را خواستار بودند که در زمان خود از مقامات ارشد دستگاه آدمخوار صدام به شمار می رفتند. اما عبرت آموز نيست که همين جانيان که مثل آب خوردن آدم می کشند -چون ظاهرا برای همين تربيت شده اند و غير از اين کاری نمی دانند- کار پليد خود را به نام اسلام و زير پرچم اسلام انجام می دهند؟ رسانه ها پر است از عکس اين آدمخواران که نقاب پوشيده اند اما پشت سرشان پرچم توحيد و جهاد و لا اله الا الله آويخته اند. آنها خود را مخفی می کنند اما اسلام ادعايی شان را آشکار می کنند. آنها خود را از خطر شناخته شدن محفوظ می دارند اما اسلام را به همه دين بربرها و آدمکش ها می شناسانند. تامل برانگيز است. نيست؟ امروز هر جنايتکاری جنايتش را به نام اسلام انجام می دهد هر ديکتاتوری به نام اسلام قلع و قمع می کند هر آزادی کشی آزادی را به نام اسلام سر می برد. امروز بزرگترين خطر برای مسلمانان از همين اسلام های خادم جنايت و بربريت و آزادی کشی است. هر ساله در حج مراسم برائت از کفار  برگزار می شود. در حج بعدی بزرگترين کار نه تبری از کفار که تبری جستن از اين نوع اسلام است؛ اگر اندک مايه بيداری و خودشناسی هنوز در مسلمانان باقی باشد.»


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است