ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
پنجشنبه ۱۸ تیر ۸۳ :: July 7, 2004 

سرور و سوگ!

امشب، شب ششمين ماهی است که من و الهه ازدواج کرده‌ايم. در نتيجه، امشب نيم‌سال‌مان را می‌گرديم (بر وزن سال‌گرد، که در آن چيزی می‌گردد!). اما، امروز ناچار شدم مبلغ فراوانی پول زبان بسته را حرام کنم. شايد بيش از دو هفته شده است که عينک‌ام را از وسط نصف کردم يعنی قاب عينک را به شيوه‌ای حرفه‌ای شکستم! کسانی که گذارشان به لندن افتاده است برای زندگی خوب می‌دانند که شکستن عينک چقدر خرج روی دست آدم می‌گذارد. بعد از کلی اين در و آن در زدن، خيال کرديم که با مراجعه به بوتس (به جای رفتن به ويژن اکسپرس)، يکی دو جفت عينک معقول می‌توانيم با حدود 100 پوند بخريم. اما امروز بعد از اتمام معاينه چشم هر چقدر قاب عينک عوض کرديم ديديم قميت مناسبی يافت می‌نشود! اما بدتر از همه قيمت شيشه‌های عينک است. قيمت شيشه‌ها از خود قاب عينک گران‌تر در آمد. اين شد که 140 پوند پول را مفتی مفتی ريختيم به جيب چشم پزشک برای فقط يک عينک آن هم با قابی معمولی! تازه بدتر از هر چيزی بعد از يک هفته انتظار برای وقت معاينه‌ی چشم، به ما می‌فرمايند که برای گرفتن عينک يک هفته تا ده روز بايد صبر کنيد! به گمانم اگر برای خريد عينک ايران رفته بودم ارزان‌تر از آب در می‌آمد! خوب است به خدا! هديه‌ی ششمين ماه ازدواج بايد قيمتی داشته باشد بالاخره!


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است