ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
جمعه ۱ اسفند ۸۲ :: February 20, 2004 

اين آغاز انتصابات است

قرار است از اين لحظه انتصابات مجلس هفتم آغاز شود. ماجرا آن قدر روشن است که آن که اهل خرد و انصاف است از خود حتی ديگر نمی‌پرسد که بايد رأی بدهد يا نه. تنها بايد نشست و ديد که سرمستان قدرت که هنوز نتايج انتصابات خود را نگرفته تيغ به روی قلم می‌کشند و روزنامه می‌درند، امروز چه حاصلی خواهند يافت. بث‌الشکوا خواندن خاتمی آن هم از زبان عين‌القضات کاری ناروا بود. خاتمی کجا و قاضی شهيد همدان کجا؟! خاتمی هنوز شهامت اين را ندارد که بگويد من نمی‌توانم. اگر روزی هزار بار بگويد که من استعفا می‌دهم،‌ شب نشده امتثال اوامر می‌کند. ديگر توجيه موجهی نيست که خاتمی بگويد من برای پرهيز از فروپاشی و جلوگيری از خونريزی مماشات و تمکين می‌کنم. اين سخن را ديگر به چيزی نمی‌خرند ولو راست باشد. خاتمی يا می‌داند که قانوناً شورای نگهبان و رهبری می‌توانند دقيقاً کارهايی را که انجام داده‌اند انجام بدهند يا دارد خودش را فريب می‌دهد. اصلاح‌طلبان بعد از شش سال فهميده‌اند که اصلاحات در اين قالب محال است؛ خشت بر آب زدن است و آب در هاون کوفتن. اما کاش فردا فقط وبلاگ‌نويسان گزارش کنند که چه ديده‌اند. چقدر خوب است عين واقعيات را مو به مو روايت کنند تا بدانيم که ما ايرانيان حقيقتاً چه هستيم و چه می‌خواهيم. اگر واقعاً همانی هستيم که محافظه‌کاران مدعی هستند،‌ حداقل بدانيم با چه انسان‌هايی طرف هستيم! حداقل دست‌مان برای خودمان رو باشد و روزی به جايی نرسيم که فرياد بر آريم که:
شکايت از که کنم؟ خانگی است غمازم!


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است