ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
پنجشنبه ۴ دی ۸۲ :: December 25, 2003 

موسيقی‌های ايدئولوژيک

ضمن وبگردی‌های آخر شب، برای يافتن ترانه‌ای از مرضيه داشتم در سايت ايرانيانِ جهانشاه جاويد جستجو می‌کردم. تا به حال دقيق نشده بودم که صفحه‌ای دارد که اختصاص به سرودهای انقلابی ايران دارد. شنيدن بعضی از اين سرودها ناگهان تمامِ خاطراتِ دوران طفوليت‌ام را پيش چشمم زنده کرد. ناگهان ياد گروهِ سرود دبستانم افتادم که من هم عضو آن بودم. آن روزگار معلمِ دينیِ ما، که فکر می‌کنم زارع نام داشت، چنان که رسمش بود، مسئول امور تربيتی (بخوانيد ايدئولوژيک) بود و رهبرِ گروهِ سرود ما که در ناحيه‌ی ما برنده‌ی جايزه‌ای در ايام دهه‌ی فجر شد. تعداد زيادی از اين سرودها را ضبط کردم و شايد در وقتِ مقتضی روی سايت گذاشتمشان. شنيدن دوباره اين سرودها برای خيلی‌ها يادآور خاطره است. برای خيلی هم دردناک است. زنده شدنِ آن همه آرمانِ آن روزی، تجسم ايام جنگی که عمر و جوانی آن همه ايرانی را خاکستر کرد، هم جالب است و هم رنج‌آور. آن سرودها، با موسيقی‌هايی که گاهی اوقات بسيار ابتدايی و عاری از ظرافت‌های اصيل هنری بودند، چنان با دين، قرآن، اعتقاد و باور مردم عجين شده بودند، که تصور القايی بودن اينها برای يک کودک دبستانی طبعاً بسيار دور از ذهن بود. اما امروز همان کودکان دبستانی گويی تمامِ آن سرودها و شعارها را از ياد برده‌اند و ديگر به اين سادگی تسليمِ هر باورِ جزمی نمی‌شوند. نمی‌دانم. شنيدنِ دوباره‌ی اينها حال عجيبی برای‌ام داشت. مخصوصاً آن سرود ايران ايران که رضا رويگری خوانده بود، چيز پر خاطره‌ای بود. همين روزها يکی دو تا از اينها را روی سايت می‌گذارم.


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است