ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
چهارشنبه ۳ دی ۸۲ :: December 24, 2003 

چهلمين روز درگذشت شرف

داشتم سخنان سروش را در مراسم بزرگداشت چهلمين روز درگذشت شرف‌الدين خراسانی می‌خواندم. تنها چيزی که از شرف به ياد دارم آهنگ صدای‌اش بود که لرزان و ضعيف از پشتِ تلفن می‌آمد. وقتی که هنوز در ايران بودم، شبی در خانه‌ی پرويز مشکاتيان بودم و گروهی از اهل هنر هم جمع بودند و سخن از موسيقی بود و ادبيات. در همان ميانه پرويز به شرف زنگ زد که احوالی از او بپرسد. گمان می‌کنم آن موقع مصادف بود با سفری که خاتمی به فرانسه کرده بود و برای‌اش جنجالی به پا کرد. پرويز بدون هيچ مقدمه‌ای گوشی تلفن را به من داد و به شرف گفت با فلانی صحبت کنيد. من فقط مات و مبهوت احوالی از پيرمرد پرسيدم و بس! آنچه از شرف به ياد دارم همين است و بس!


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است