June 3, 2011

« خدايا آه مکش! | صفحه‌ی اصلی | نامه‌ی عين‌القضات – ۱: حساسيت به ظلم ولو در حد يک کلمه »

مانده خاکستر گرمی جايی؟

خيلی چيزها می‌خواستم بنويسم. خاطرم را منصرف می‌کنم به هزار چيز ديگر. اما «ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می‌گريند». با تمام گريه، اما هنوز اميد هست و گرما هست و ايمان هست. به احوال روزگار می‌نگرم و با خود زمزمه می‌کنم که:
ازین چشمه منوشید که پر خون جگر گشت
بدین تشنه بگویید که آن آب بقا رفت

سر راه نشستیم و نشستیم و شب افتاد
بپرسید بپرسید که آن ماه کجا رفت

ولی در ميان اين همه موج تلخی و سياهی، من هم‌چنان با اميد نفس می‌کشم. هم‌چنان زنده‌ام که: «اميد هيچ معجزی ز مرده نيست، زنده باش!»



(قاصدک؛ محمدرضا شجريان؛ پرویز مشکاتيان و همايون شجريان)
(115 کلمه)

مطالب مرتبط

قافله سالار

رستاخيز ققنوس

و اما شهرام ناظری

تا بيکران دور دست

تصحيح يک اشتباه

شجريان از دو نگاه

اميدهای ما به شجريان

نظرها (2)

سلام دوست عزیز ....سپاس یایت نوشته های قشنگتون ، اگه امکانش هست برای موزیک هاتون لینک شیر ،فیس بوک هم بزارین لطفا

------
ممنونم. من با همين فضای وبلاگم راحت‌ترم. فیس‌بوک هم البته هست ولی اين‌جا قصه‌اش فرق دارد.

د.

حلقه جالبی دارید.درملکوتتان دنبال ملکوت می گردم تا این وقت شب !!

راستی من رو از مرامنامه ملکوتیانه حضرت همایونی معاف فرمایید که ژن بی دقتی مخصوصا درنگارش وبلاکی دارم.
البته یک ژن دیگه هم دارم بنام ژن نمک شناسی که منو وادار می کنه بخاطر مفادمترقیانه و حائز اهمیت آن از شما تشکر نمایم.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats