December 4, 2010

« طرح بحث: سياه‌مشق متافيزيکی | صفحه‌ی اصلی | مکن در کفر و دين منزل... و حتی در يقين منزل! »

تأملاتی در سخنرانی اردشير اميرارجمند در لندن

یادداشت حاضر بيش از آن‌که گزارشی از محتوای سخنرانی باشد، ناظر به تحليل مضامين و شيوه‌ی بيان و ارايه‌ی مطالب است. در نتيجه، بدون اين‌که وقت زیادی صرف مضامين و محتويات آن کنم، نظرم را درباره‌ی اثرگذاری آن می‌‌گويم.

جلسه با سخنرانی اميرارجمند آغاز شد که کلياتی را درباره‌ی وضعيت فعلی و چشم‌انداز پيش روی جنبش سبز گفت که مبنا و محور آن‌ها بيانيه‌های ميرحسين موسوی بود. سخنرانی اميرارجمند، شکل و محتوايی علمی داشت و پيشينه‌ی علمی و حقوقی امیرارجمند به روشنی بر نحوه‌ی ارایه‌ی مطلب سايه انداخته بود. با اين وجود، مطالب به شکلی نبود که رویکرد حقوقی به مسأله يا نحوه‌ی توجه به ابعاد معرفتی مسأله، باعث فاصله انداختن ميان مخاطب و سخنران شود. به اعتقاد من، مهم‌ترين ويژگی اين جلسه این بود که مطالب به سادگی در دسترس مخاطب قرار داشت و بدون هيچ‌گونه پيچیدگی نظری، مقصود گوينده تبيين می‌شد.



سخنران به آن‌چه می‌‌خواست بگويد به روشنی تسلط داشت و هرگز وارد موضوعی نمی‌شد که نتواند از عهده‌ی آن بر آيد. بهترین نمونه‌‌ی مواردی از این دست، ضمن پرسشی پيش آمد درباره‌ی قانون اساسی و استبداد. این پرسش، تازه نيست و بارها پرسیده شده است که چطور موسوی از «اجرای بدون تنازل قانون اساسی»‌ سخن می‌‌گويد در حالی که موادی در همين قانون هست که با حقوق شهروندان منافات صريح دارد. اميرارجمند قانون اساسی آمريکا را مثال زد که قانونی است بسیار ابتدايی و در عين‌حال مبنايی خوب برای اداره‌ی مؤثر کشور است و هم‌چنین قانون اساسی آذربايجان را مثال زد که هر چند توسط بهترین حقوق‌دانان و بر مبنای آخرين دستيافت‌های حقوقی اروپايی تنظيم شده است و قانونی بسيار پاکیزه است، هم‌چنان جمهوری آذربايجان به شيوه‌ای ديکتاتوری اداره می‌شود. این مثال، و مثال‌های متعدد دیگری که در سخنان او به آن اشاره رفت،‌ به خوبی حکايت از تسلط او به مبانی حقوقی سخنان‌اش داشت.


امیرارجمند در سراسر سخنان‌اش به شکلی سخن می‌گفت که مخاطب هرگز حس نمی‌کرد سخنران به قصد تفاخر سخن می‌‌گويد يا خود را دانای کل می‌داند. او در عين اعتماد به نفس کامل، در بيان سخنان‌اش و هم‌چنین مواضع جنبش سبز فروتن بود. اين فروتنی به گمان من مهم‌ترين عاملی است که باعث جذب مخاطب می‌شود. از نظر او، جنبش سبز متکثر است و اين تنوع و تکثر را باید به رسميت شناخت و هيچ کس را به هيچ بهانه‌ای نمی‌توان از زیر چتر جنبش سبز خارج کرد. نه می‌توان سکولار را به بهانه‌ی سکولار بودن، غيرسبز دانست و نه می‌توان يک نفر مسلمان معتقد را از دايره خارج کرد و گفت که برای سبز بودن بايد اعتقادش به هويت مسلمانی را ترک کند. اين همان است که از نظر من اعتماد به نفس توأم با فروتنی است.

فکر می‌کنم تقريباً تمامی مسایل داغی که به نحوی از رهبران جنبش سبز پرسیده می‌شود، در این جلسه طرح شد، از بحث وقوع تقلب گرفته تا بحث اعدام‌های دهه‌ی ۶۰ و خشونت‌پرهيزی. به گمان من، او به اندازه‌ی کافی قانع‌کننده سخن گفت هر چند قصدش به گفته‌ی خودش «اقناع» کسی نبود تا همه مثل او فکر کنند (و اين ويژگی کمی نيست که کسی باور داشته باشد لازم نيست حتماً به همه بقبولاند که تنها حرف خودش درست است).

اين زبان سطحِ پايین که به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می‌‌کند و تنها در سطح صورت‌بندی‌های مفهومی نخبگان نمی‌ماند، به باور من شباهت زیادی به نوع ورود میرحسين موسوی به مبارزات انتخاباتی و سپس جريانات بعد از انتخابات دارد. دست‌کم یکی از عناصری که می‌تواند اين جنس پيام‌ها را به عمیق‌ترين لایه‌های اجتماعی منتقل کند، همین نحوه‌ی سرراست و در دسترس انتقال‌ پيام است. به نظر من، اين سخنرانی بسيار رضايت‌بخش بود و گمان می‌کنم در بخش عمده‌ای از جلسه، جمع زیادی از مخاطبان با توجه کامل در جلسه حاضر بودند. هيچ جلسه‌ای، هرگز نمی‌تواند جلسه‌ای کامل باشد. کامل محض و مطلق وجود ندارد. جاهايی بود که شايد اميرارجمند می‌توانست بهتر مقصودش را بیان کند، ولی هم‌چنان اصل مضمون را بدون کمترین تزلزل يا ابهامی بيان کرد. همين مضامین را البته ديگران می‌توانند بعداً بسط دهند و مضامين تازه‌ای از آن‌ها بیرون بکشند.

اميرارجمند حتی در پرسش و پاسخ‌ها هم کماکان همان صورت آکادمیک و علمی اما ساده و قابل‌فهم را برای مخاطب اختيار کرده بود. پاسخ‌های او به نوعی تنظيم شده بودند که گويی هر کدام مشتمل بر تزی هستند که مقدمه، متن و نتيجه‌ی سخن در آن مندرج است. قدر مسلم اين است که برای کسی که تا پيش از اين انتخابات پيوسته مشغول کار دانشگاهی بوده است و هرگز وارد سیاست نشده بود و پيوسته از امور اجرايی دور بوده است، اين فضا و قرار گرفتن در این جایگاه دشوار است. اميرارجمند به خوبی از عهده‌ی ادای حق اين جایگاه برآمده است. فکر می‌کنم اين سخنرانی‌ها، مرحله‌ی تازه‌ای از جريان آگاهی‌بخشی جنبش سبز است که بايد آن‌ها را به فال نيک گرفت و برای رونق و شکوفايی مضمونی و تأثیرگذاری آن بيش از پيش کوشش کرد.

اميدوارم فایل صدای سخنرانی هم به زودی منتشر شود تا کسانی که در جلسه حاضر نبوده‌اند هم بتوانند مستقيماً درباره‌ی جلسه داوری کنند.

مرتبط: به نظر من این گزارش مردمک، گزارش خوبی است. «مشاور انتخاباتی موسوی: تسلیم گفتمان خشونت نمی‌شويم».

اين هم فایل صوتی سخنرانی؛ تا دقيقه‌ی ۳۲ سخنرانی است و بعد از دقیقه‌ی ۳۲ پرسش و پاسخ است. کل جلسه دو ساعت و نيم است:


(867 کلمه)

مطالب مرتبط

تصوير متين سبز

نشانه‌های بحران عميق مشروعيت و احساس عدم امنيت روانی

فرصتِ بيداد

بُرد و باخت؛ در اهميتِ چشمِ مسلح داشتن

ستيزه‌جويان نئوکان صف‌آراسته در ‌برابر جنبش سبز و منافع ملی ايران

چشم‌اندازهای جنبش سبز و بديل سياسی درون‌زا

منافع ملی ايران:‌ تعبير ايرانی يا نئوکانی؟

نظرها (5)

در خصوص پیام کامبیز باید بگویم که در سایت کبمه هم این اشتباه پیش آمده و در کامنت ها ذیل نام داریوش محمدی او را با شما اشتباه گرفته اند . اگر چه هر دو زیبا می نویسید و هر دو بسیار متین و منطقی و به گمان من ریشه اشتباه در همین است اما بهتر است در یکی از پست های وبلاگتون اشاره کنید تا خواننده ها توجیه شوند .

سلام و سپاس از مطلبی که قرار دادید. از یک جمله ایشان رنجیدم جایی که گفت گمان نمی کند که برخی از اعضای هیات حل اختلاف آبرویی داشته باشند. این شیوه سخن گفتن به نظرم در قاموس جنبش سبز نیست.
آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند.

"اين زبان سطحِ پايین که به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می‌‌کند و تنها در سطح صورت‌بندی‌های مفهومی نخبگان نمی‌ماند..."

به زبان عام سخن گفتن یک مزیت است. برای کسی که هدفش تاثیر بر مردم است یک الزام است.
روشنفکر مسول باید برای بیان حرفهای سطح بالا به زبان سطح پایین راهی بیابد.
"خدایا مرا از همه فضایلی که به کار مردم نیاید بی نیاز ساز" (شریعتی)

سلام
آقا شما فایل صوتی این سخنرانی رو دارید؟ اگه دارید لطف می کنید منتشر کنید
-------------------------

فايل صوتی را کلمه گذاشته است. من هم همان فایل رو عيناً اين‌جا آورده‌ام.

د. م.

aghaye Mohammadi aziz Salam,
bande chand salist ke webloge shoma ro mekhonam harchand nazari nazashtam vali onghadar por-maghz menevicid ke man vaghean lezzat mebaram. vaghti maghalateton ro dar saite kalame didam khili khoshhal shodam. dar har hal bande ke aslan ahle weblog khani nistam shoma tanha kesi hastid ke vaght mezaram va har rooz mekhonam. har chand parsal be khatere ghazayae mojood tamame barnameham mokhtal shod vali kma-kan doostetan daram va omidvaram dar masir kasbe marefat movafagh bashid va har as gahi ke joreei be ma menoshanid vaghean lezat mebaram. dar rahe hagh ghalametan mostadam bad.
Sincerely,

-----------------------------

دوست عزيز،
با سپاس از لطف‌تان، مطلبی از من در کلمه به استقلال منتشر نشده است. گمان می‌کنم شما مطالب نويسنده‌ای به نام «داريوش محمدی» را با قلم من اشتباه گرفته‌ايد. من مطالبم را تقريباً هميشه در وبلاگم می‌نويسم و مطالبی هم که گاه‌گاهی از من در کلمه منتشر شده است هم با نام درست خودم بوده است و هم ابتدا در وبلاگم منتشر شده و سپس آن‌جا بازنشر شده است. من هم اگر مطلبی جایی بنويسم که قبلاً در وبلاگم نیامده باشد، معمولاً به ذکر لینک محل انتشار اصلیع آن را در ملکوت بازنشر می‌کنم.

د. م.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats