December 1, 2010

« به نامِ شما... | صفحه‌ی اصلی | طرح بحث: سياه‌مشق متافيزيکی »

معارف سايبريه: فضای مجازی به مثابه‌ی ابزار شناخت

مدت‌هاست مضامین اين نوشته را پيش رو دارم و کوشش می‌کنم با توجه به مصادیقی که هر روز می‌بینم، نظر و نظریه‌ام را بیشتر صیقل دهم. با اين احوال، چیزی که در زیر می‌آيد طرحی قلم‌انداز است و بيشتر سیاه‌مشق است تا سخنی سنجیده و غايی.

فضای مجازی ما – که اين روزها بخشی از فضای واقعی ماست و چه بسا همان فضای واقعی ما در لباسی دیگر است – فضایی است که امروزه بر مدار «لايک»‌ و «کامنت»‌ و «هم‌خوان کردن» می‌چرخد. اين‌ها امروز هم به مثابه‌ی ابزار شناخت و معرفت عمل می‌کنند و هم در قامتِ عمل، ایفای نقش می‌کنند. در نتيجه، لايک و کامنت و هم‌خوان کردن مطلبی لزوماً هميشه نمی‌توانند بی‌طرفانه یا خنثی باشند. خود این‌ها به معنای جانب‌داری هم هستند و چه بسا اعلام موضعی به زبانی است که اگر قرار بود به شکل دیگری بیان شود، مستلزم نوشتن جملات فراوانی می‌بود. در نتيجه، اين‌ها ابزار و مقدمه‌ی شناخت ما از عالم، از آدم، از دوستان‌مان و از جمله‌ی صادر و وارد فضای مجازی هستند. با این‌ها می‌شود آدم‌ها را شناخت. گاهی می‌شود بر اساس همین‌ها الگویی ساخت و به درکی از شخصیت افراد رسید. گاهی هم البته نه، آن هم به این دلیل که شخصيت‌ انسان‌ها پيچیده است و ابعاد و ساحت‌هايی دارد که با چند لايک و کامنت شناختنی نيستند.

فضای مجازی، در و دروازه ندارد. به عبارت دقیق‌تر، فضای مجازی ته ندارد؛ عايق ندارد. در فضای مجازی، حریم خصوصی بيشتر چیزی است در حد تعبیر استعاری. فضای خصوصی در عالم سايبر، معنای‌اش با فضای خصوصی در عالم واقع فرق دارد. اين البته نتیجه نمی‌دهد که اصول اخلاقی از اعتبار می‌افتند. مقصود اين است که گاهی اوقات خیال می‌کنيم که آن‌چه در فیس‌بوک يا گودر می‌نويسم، به گوش و چشم کسانی که در زمره‌ی محرمان يا دوستان ما نيستند، نمی‌رسد. شايد ما نپسنديم که کسانی که يا با ما اختلاف فکری دارند یا اسباب آشفتگی و آزردگی ما می‌شوند در فضاهای مجازی‌ای که در آن‌ها می‌نويسيم حضور داشته باشند. اما اين هرگز به اين معنا نيست که آن‌ها دسترسی به چیزی که در آن‌جا می‌گوييم نخواهند داشت.

بگذاريد به بيانی صريح‌تر بگويم: وقتی کسی پا به فضای مجازی گذاشت و چيزی در اين فضا نوشت (دقت کنید که ای‌ميل در اين زمره نیست)، هر وقت چيزی در چنین فضایی بنويسد يا دوستان‌اش چيزی در اين فضا بگويند، ديگر آن فضا خصوصی نمی‌ماند. اين سخنان دست به دست می‌چرخد و به چشم و گوش کسانی می‌رسد که شايد ما نخواهيم. خلاصه اين‌که در این فضا، نوشتن همان و خارج شدن اختیار و سرنوشت آن نوشته از دست ما همان. کسی که پا به فضای مجازی می‌گذارد و می‌خواهد هم‌چنان که محتويات‌ ای‌ميل‌اش را کنترل می‌کند (که تازه این هم اين روزها چندان قطعی نيست)، محتوياتی را هم که در فضای سایبر، خصوصاً وب ۲.۰ تولید می‌کند، به همان شيوه مدیريت کند، خصلت اين فضا را هنوز درک نکرده است.

بهترین نمونه‌های عمومی بودن فضاهای وب ۲.۰ فیس‌بوک و گودر هستند. اين‌که می‌گويیم صفحه‌ی شخصی فلانی در فيس‌بوک يا فضای گودری اختصاصی او، تنها تعبیری استعاری است. در حقیقت اين فضاها مطلقاً خصوصی نيست و بالقوه و بالفعل پيش نگاه تمام بنی‌آدم رژه می‌روند. پس کسانی که بسیار اهل تحفظ‌اند و مایل نيستند در اين فضاها ظاهر شوند، باید بیش از این مراقب باشند (یا دست‌کم عبارات و الفاظ‌شان را حساب‌شده انتخاب کنند). بگذارید مثالی بزنم. من با آقای الف دوست هستم و او با آقا یا خانم ب و ج دوست است. ممکن است من هم با فرد ب دوست باشم ولی فرد ج دوست من نباشد و چه بسا دشمنِ خونی من باشد. در فضای مجازی امکان دسترسی پيدا کردن فرد ج به مراودات فيس‌بوکيه و گودریه‌ی من و آقای الف به سادگیِ آب خوردن ميسر است ولو فرد ج هرگز در زمره‌ی دوستان من نباشد، مگر این‌که تصمیم بگیریم در همين فضاها به فرد مزبور پيغامی خصوصی بفرستيم که در آن صورت تبدیل می‌شود به چيزی شبیه ای‌میل. این‌جا می‌‌توان از «فضای خصوصی» دم زد؛ در موارد قبلی از فضای خصوصی سخن گفتن مترادف است با نشناختن اين فضا.

عالمی که در آن زندگی می‌‌کنیم روز به روز بيش از گذشته تبدیل به جهانی شيشه‌ای می‌شود. زيستن در این فضا، آدابی دارد. آدابی را هم باید برای هم‌زيستی بهتر و – شايد – امن‌تر در اين فضا ايجاد کرد و درباره‌شان گفت‌وگو کرد. اما این‌که خیال کنيم اين فضا امنيت محض دارد يا کلید آن به دست ماست يا چه بسا که خصوصی يا عمومی بودن‌اش به گفته یا میل ماست، تصوری است باطل و گول زدن خودمان است.

اما درباره‌ی «لايک» و «کامنت» و «هم‌خوان کردن» هم باید بيش از این بنویسم و اين‌که چقدر همين‌ها می‌توانند به مثابه‌ی عمل و گفته کار کنند و می‌توانند ديدگاه آدم‌ها را هم نسبت به هم تغيير دهند. اين کارها (لايک، کامنت و هم‌خوان کردن)، اخلاقی دارند. دست‌کم هنجارهای شناخته‌شده‌ای برای همه‌ی اين‌ها هست. گاهی اوقات عدول از همین اخلاق و آداب هم دردسرساز می‌شود. این يک نکته بماند برای يادداشتی ديگر. همین‌قدر نشانه‌ای را این‌جا بگذارم برای بعد.
(825 کلمه)

مطالب مرتبط

بر عکس نهند نام زنگی کافور!

طرح بحث: سياه‌مشق متافيزيکی

غلام آن کلماتم که آتش انگيزد...

عشقِ فرزانگان

زهر بر پوست و زهر در جان

در پندار کمال و خطاکاری آدمی

قال الأستاذ...

نظرها (1)

این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats