October 22, 2010

« در پندار کمال و خطاکاری آدمی | صفحه‌ی اصلی | درباره‌ی فرهنگ جهان‌شهری »

تصوير متين سبز

کتاب تازه‌ی حمید دباشی، «ایران، جنبش سبز و آمريکا»، با عنوان فرعی «روباه و تناقض»، این روزها به زبان انگليسی به بازار آمده است. چیزی حدود يک سوم کتاب را تمام کرده‌ام و تا اين‌جا سخت از خواندن‌اش لذت برده‌ام. فکر کردم به دلایل مختلف لازم است چيزی درباره‌ی این کتاب بنويسم. کمترين دلیل‌اش اين است که کتابی خواندنی را به خوانندگان علاقه‌مند معرفی کنم.

حميد دباشی در این کتاب، ابتدا در بخش نخست، داستانی را از کلیله و دمنه نقل می‌کند: داستان شیر و روباه و الاغی را که روباه برای شير محتضر الاغی را اغوا می‌کند تا ضعف شیر با خوردن اعضای قوت‌بخش الاغ جبران شود. این داستان، ضرب‌آهنگ کتاب را تعيین می‌کند. تمثيل‌های داستان، نسبت و رابطه‌ی آمريکا، جمهوری اسلامی و خاورميانه را تصویر می‌کند. البته در هر تمثيلی ممکن است عده‌ای مناقشه کنند یا اجزایی از آن را نپذیرند و همه‌ی این‌ها بستگی به زاویه‌ی دیدی دارد که اختیار می‌کنند. این داستان، از یک سو، بدون شک منتقد سياست‌های فزونی‌خواهانه‌ی آمریکاست و انتقادهايی گزنده نسبت به اسرايیل دارد. در اين میان، البته هيچ امتیازی به جمهوری اسلامی نمی‌دهد و نظام حاکم ایران را نيز به یک اندازه می‌نوازد.

اما اهمیت اين کتاب برای جنبش سبز چی‌ست؟ به نظر من، این کتاب ويژگی‌های مهمی دارد که در زیر فهرست‌وار درباره‌شان توضیح می‌دهم.

۱. زبان و نثر کتاب: حميد دباشی در شمار معدود نويسندگان ایرانی است که به زبان انگلیسی سال‌هاست کتاب می‌نويسد و نثری فخیم و استوار دارد. من هميشه نثر انگلیسی حمید دباشی را ستوده‌ام و تردید ندارم که در میان معاصرین ما، قلم انگلیسی دباشی، از استوارترین‌هاست. این نکته برای کسی که به زبان انگليسی و برای مخاطب غیرفارسی‌زبان مطلب می‌نويسد، نکته‌ای است فوق‌العاده مهم و امتیازی است که بی‌شک باید به رسمیت شناخته شود و قدر ببیند. (من پيش از این هم درباره‌ی قلم حمید دباشی نوشته‌ام و شيوه‌ی کارش را ستوده‌ام و آن وقت‌ها هنوز از جنبش سبز خبری نبود؛ اين‌جا را ببينید: شورش ضد متن).

۲. ساختار روايی: کتاب حاضر، روايتی دلنشین و جذاب دارد. روايت کتاب، نه محبوس صورت‌بندی‌ها و شيوه‌ی بيان آکادميک است – که دباشی در آن هم نويسنده‌ای زبردست است – و نه چندان پیش‌پاافتاده و دست‌مالی شده است که خواننده‌ی سخت‌گیر را برماند. در هم‌ آمیختن مسایل حساس و پيچيده‌ی سياست و روابط بین‌الملل با قصه و حکایت و استوار کردن آن‌ها با شواهدی از تاریخ و سياست معاصر کار ساده‌ای نيست و هنرمندی می‌خواهد. روایت کتاب، به نظر من هنرمندانه و گیراست. درباره‌ی اين نکته، باز هم در زیر توضیح خواهم داد که چه اهميتی برای ما دارد.

۳. چهارچوب نظری: نويسنده شناختی دقیق و نزديک از سياست‌های آمریکا در نيم‌قرن اخير دارد. نگاه انتقادی او به سیاست‌های آمریکا، يکی از نقاط قوت این کتاب است به این معنا که نويسنده نه مرعوب و مفتون آمریکا به مثابه‌ی بزرگ‌ترین قدرت سیاسی و نظامی قرن است و نه جنبه‌های مثبت نظام سياسی آمریکا را نادیده می‌گيرد. این نکته به نويسنده کمک می‌کند که هنگام تحلیل رابطه‌ی جمهوری اسلامی و آمریکا و نوع برخورد آمریکا/ایران با جنبش سبز، نگاهی واقع‌بینانه‌تر داشته باشد. از همه مهم‌تر، اهميت کتاب در این است که جنبش سبز را در متنی وسیع‌تر تفسیر می‌کند: برای نويسنده اين رخدادها فقط در همين يکی دو سال اخیر معنا پيدا نمی‌کند. دیدن پيشينه و سابقه‌ی رخدادهای فعلی و نگاه کردن به آن‌ها از افقی بالاتر بسیار مهم‌تر است تا دیدن اتفاق‌های ناگوار و تلخ یکی دو سال اخیر. (گمان نکنم نیازی به گفتن داشته باشد که کسانی که همگرایی به انديشه‌های نئوکانی و سياست‌های احزاب دست راستی دارند و از عاشقان سينه‌چاک جمهوری‌خواهان و سياست‌های جورج بوش هستند، کتاب را نخواهند پسندید!).

۴. جنبش سبز: درباره‌ی محتوای کتاب و نگاه‌اش به جنبش سبز باید به تفصیل نوشت (و من هنوز تمام کتاب را نخوانده‌ام). اما تا همین مقدار که از کتاب خوانده‌ام، به نگاهی اميدبخش و دلگرم‌کننده رسیده‌ام: نويسنده، جنبش سبز را يک حرکت سياسی نمی‌داند و در حقیقت جنبش سبز را عبور از مدرنیته‌ی سیاسی به مدرنیته‌ی جامعه‌گانی می‌داند (جامعه‌گانی معادلی است که آشوری برای societal آورده است). جنبش سبز، نقطه‌ی عطفی است که الگویی تازه را در سیاست‌ورزی نوید می‌دهد و سرآغاز فرهنگی جهان‌شهری است. جنبش سبز، انقلاب یا براندازی نيست. می‌توان بسیار بیش از این درباره‌ی نگاه نویسنده به جنبش سبز نوشت ولی به نظر من صفحات ۵۳ تا ۶۱ کتاب، از درخشان‌ترین تعبیراتی است که تا به حال درباره‌ی جنبش سبز خوانده‌ام به ويژه تعبیری که دباشی از «رأی من کو؟» دارد. نویسنده به شيوایی توضیح می‌دهد که خصلتی که جنبش سبز را در این شعار از حرکت‌های دیگر متمایز می‌کند در چیزی است که نگفته است: این شعارها هرگز تبدیل نشد به «تفنگ من کو؟» و تمام شعارها «رأی من کو؟» بود و البته نظام امنیتی و سياسی هميشه «رأی من کو؟» را «تفنگ من کو؟» می‌شنید در حالی که هيچ صاحب بصيرتی نمی‌توانست درباره‌ی وزن و اهميت اين شعار مسالمت‌آميز خطا کند مگر کسی که سخت گرفتار توهم و خیال باشد (اين تعابیر اخیر البته از من است). دباشی در همین صد صفحه‌ی اول، انتقادی جدی را هم به نظریه‌ی «جامعه‌ی کلنگی» کاتوزیان وارد می‌کند که به باور من انتقادی است بسیار به جا. خلاصه این‌که اين کتاب، نمونه‌ای است از انتقادهايی که به نظریه‌ی کاتوزیان وارد می‌شود (و البته من هیچ‌وقت با نظریه‌ی جامعه‌ی کوتاه‌مدت – یا کلنگی – کاتوزیان هم‌دلی نداشته‌ام و همواره فکر می‌کردم که نگاهی است بسیار بدبینانه و حتی از سر نخوت و تحقیر به جامعه‌ی ايرانی).

۵. تأثیرگذاری: این کتاب به زبان انگلیسی نوشته شده است نه به زبان فارسی. در زبان انگلیسی، به جز ستون‌هایی که در روزنامه‌ها آمده يا مقالاتی که در همايش‌های مختلف دانشگاهی یا جلسات سياسی دولت‌های مختلف غربی ارایه شده است، هيچ متن مؤثری تا به حال منتشر نشده است. این کتاب، اثری است که از آدم عادی و غيرمتخصص گرفته تا آدم دانشگاهی و اهل فن می‌توانند آن را دست بگیرند و دو سه روزه در مسیر خانه تا محل کار در قطار یا اتوبوس تمام‌اش کنند. زبان، روايت و اطلاعات ارايه‌شده در کتاب، آن را تبدیل به منبعی غنی برای خواننده‌ای غربی می‌کند که می‌خواهد تصویری نسبتاً روشن از جامعه‌ی ایرانی امروز داشته باشد. من هيچ اثری را سراغ ندارد که توانسته‌ باشد از افق دیدی بالاتر و در متنی بزرگ‌تر ماجراهای سياسی امروز ایران را تصویر و تفسیر کرده باشد و تمام اهمیت ماجرا در این است که اين کتاب به زبان انگليسی نوشته شده است و تا مدت‌های مدیدی نام «جنبش سبز» را در حافظه‌ی جمعی اروپايیان و آمریکایی‌ها ثبت خواهد کرد. این گام مهم و بلند را بايد ستود.

آن‌چه تا این‌جا نوشته‌ام بيشتر متکی بر بخش‌هایی بوده است که تا حدود صفحه‌ی ۸۰ کتاب خوانده‌ام. البته، پاره‌ای از مواردی که در بالا گفته‌ام فارغ و مستقل از این است که کل کتاب را خوانده باشم یا نه (مخصوصاً بند ۱، ۲ و ۵) و هم‌چنان می‌توانم به قوت از سخن‌ام دفاع کنم: می‌گویم و می‌آيم‌اش از عهده برون. می‌فهمم که عده‌ای ممکن است تحلیل دباشی را نپسندند و حتی از شخص دباشی خوش‌شان نيايد. اما بدون شک حميد دباشی برای ما ایرانيان سرمايه‌ای است، چه خوش‌مان بیاید و چه خوش‌مان نياید؛ چه با تحلیل او موافق باشیم يا مخالف. گمان من اين است که این کتاب کوتاه، نقش مهمی در شناساندن جنبش سبز به جامعه‌ی غربی ایفا خواهد کرد و تأثیری مهم در آگاهی آن‌ها نسبت به ایران، مردم ایران، جمهوری اسلامی،‌ جنبش سبز، آمریکا، اسرايیل و خاورمیانه خواهد داشت. امیدوارم کتاب به زودی به فارسی منتشر شود و کتاب‌هایی از اين دست، به زبان انگلیسی، بيشتر نوشته شود.

پ. ن. عنوان نوشته را از عنوان مقاله‌ای از دکتر سروش، «تفسیر متين متن» (Text in Context) و دلیل‌اش هم اين بود که به نظر من دباشی، جنبش سبز را در بستر و سیاق مناسبی، از نظر من، تفسیر و تصویر می‌کند.
(1289 کلمه)

مطالب مرتبط

تأملاتی در سخنرانی اردشير اميرارجمند در لندن

نشانه‌های بحران عميق مشروعيت و احساس عدم امنيت روانی

فرصتِ بيداد

بُرد و باخت؛ در اهميتِ چشمِ مسلح داشتن

ستيزه‌جويان نئوکان صف‌آراسته در ‌برابر جنبش سبز و منافع ملی ايران

چشم‌اندازهای جنبش سبز و بديل سياسی درون‌زا

منافع ملی ايران:‌ تعبير ايرانی يا نئوکانی؟

نظرها (3)

سلام،آیا این کتاب در داخل ایران نیز قابل دسترسی هست؟
----------------------------

بعيد می‌دانم. کتاب در اروپا و آمريکا تازه آمده است بازار به زبان انگليسی. نمی‌دانم آیا آخرين کتاب‌های جهان آن هم به زبان انگليسی این روزها در ایران در دسترس است؟ آن هم در این نظام و با این وزارت ارشاد و با اين مضمون؟ کمی بعید است نه؟

د.م.

There is another book by Hooman Majd: The Ayatollah's Democracy.

دستت درد نکند که معنای این "سوسیتال" را برای ما اینجا نوشتی. من به دنبالش بودم. اما داخل پرانتز را جامعه گاهی نوشتی ها.
-----------------

خواهش‌ناک‌ايم :)
بله، آن خطای تایپی را هم دیدم و درست‌اش کردم.

د.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats