June 17, 2010

« از قدرتِ دست‌های تهی تا صلابت سخنِ ميرحسين | صفحه‌ی اصلی | فريبِ نفس و فريبِ خويش »

تو از آيين انسانی چه می‌‌دانی؟

بيش از یک سال از آن واقعه‌ی شوم و ضد-انسانی می‌گذرد و روز به روز چشمه‌های تازه‌ای از انحطاط و تباهی سران کودتا را می‌‌بینیم. یک سال پیش، نوشته بودم که: «اين حیرت‌آور نيست آيا که – چنان‌که حميدرضا جلایی‌پور گفت – بهترین، هوشمندترین و متعهدترين فرزندان اين خاک،‌ بايد به محبس بيفتند و رنج و شکنجه ببينند، اما معتادان و سوداگران مرگ با خیالِ آسوده در خيابان‌های تهران بدون اندک هزينه‌ای دماغ و روانِ جوان‌های کشور را به فساد و تباهی بکشانند؟ این چه کشوری است که در آن خردمندان و دردمندانی که بارها لیاقت‌شان را ثابت کرده‌اند، بايد دست و دهان شکسته باشند، و «اراذل و اوباش» آسان و بی‌هزينه به تفرج بپردازند؟ این برای نظامی که دم از اسلام و اخلاق می‌زند، ننگ و بی‌آبرويی کمی نيست. اين بار دیگر قصه، قصه‌ی تطاول‌های پیشين نیست که جفا به جان‌های روشن کنند و خجلتی در پی نيايد... حجم دروغ، بی‌عدالتی و بی‌رسمی چنان است که باید قاعده‌ی ما برای فهم رفتار تطاول‌گران باشد. در جهانی که قاطبه‌ی اهل انديشه، عمده‌ی پاکان و پاک‌دامانان دل‌هاشان از این کردارهای شنیع زخم خورده است و روان‌هاشان تلخ، اندک دلیلی برای درنگ در اين نکته نیست که این‌جا گلوی عدالت را در پای ریاکاری و دروغ بریده‌اند. اين‌جاست که آن روی پلشتی‌های دولت نهم رخ می‌نماياند و نمايش عدالت از معدلت‌پروری متمایز می‌شود. اين‌جاست که تظاهر به دوستی از مهرورزی جدا می‌شود. خاک‌تان بر سر که حرمتِ نفسِ خود را هم نگاه نمی‌دارید چه رسد به حرمتِ‌ مسلم و مؤمن و حرمتِ پیر و جوانِ ما که دل‌هاشان برای آبادی، آزادی و عزت ديارمان می‌تپد.»

امروز هم هنوز در بر همان پاشنه می‌چرخد. این پرسش در ذهن کدام انسان آزاده و دین‌داری نمی‌جوشد که جرم جلایی‌پور چه بوده که چنین او، همسرش و تمام بستگان‌اش را عذاب می‌کنند و چنین در حق آنان بی‌حرمتی می‌کنند و ابتدايی‌ترین آداب اخلاق را هم زیر پا می‌نهند؟ این سؤال را پيوسته بايد از خود بپرسیم که این تقدیم الاراذل و تأخیر الافاضل نشانه‌ی چی‌ست و چرا جوانان گرم و گرامی ما، آن‌ها که از جان و دل برای آبادانی سرزمين‌شان کوشيده‌اند، آماج تیرهای تهمت و طعنه،‌ دروغ و جفا، بی‌اخلاقی و بیدادند؟ آن‌چه بر محمدرضا و همسرش می‌رود، آيینه‌ای است از نابود شدن اخلاق و انسانيت در نظامی که ادعای اخلاق و ديانت‌اش گوش فلک را کر کرده است. اما چرا؟ چرا با آن‌ها و با ما، با همه‌ی ما، چنین می‌کنند؟ پاسخ ساده و کوتاه است: جان‌سختی ما، تسلیم نشدنِ ما در برابر بيداد، تن ندادن‌مان به دروغ و بی‌اخلاقی، کرامتِ نفسِ ماست که آتش انتقام‌جویی و نادانی آن‌ها را شعله‌ورتر می‌کند. حکايت دشمنی خفاش با نور است. فروغِ راستی و ايمان،‌ چشمان دروغ و تباهی را می‌آزارد. اما مظلومان چیزی دارند که ظالمان هرگز نخواهند داشت: آهِ سردی که در صخره و خارا اثر می‌کند. انباشته شدن این آهِ مظلومان عظيم‌تر از اين نظام‌ها را شکسته است. و آن‌ها که ستم می‌کنند زودا که خواهند دانست که چه کرده‌اند و چه بر سرشان خواهد رفت. حکایت این بیدادگران، اين آيات سوره‌ی عنکبوت است: «وَقَارُونَ وَفِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَلَقَدْ جَاءهُم مُّوسَى بِالْبَيِّنَاتِ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ وَمَا كَانُوا سَابِقِينَ فَكُلًّا أَخَذْنَا بِذَنبِهِ فَمِنْهُم مَّنْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِ حَاصِبًا وَمِنْهُم مَّنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ وَمِنْهُم مَّنْ خَسَفْنَا بِهِ الْأَرْضَ وَمِنْهُم مَّنْ أَغْرَقْنَا وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» (آيات ۳۹ و ۴۰). [و قارون و فرعون و هامان را (هم هلاك كرديم‏). و به راستى موسى‏ براى آنان دلايل آشكار آورد، و(لى آنها) در آن سرزمين سركشى نمودند و (با اين همه بر ما) پيشى نجستند. و هر يك (از ايشان‏) را به گناهش گرفتار (عذاب‏) كرديم‏: از آنان كسانى بودند كه بر (سر) ايشان بادى همراه با شن فرو فرستاديم‏؛ و از آنان كسانى بودند كه فرياد (مرگبار) آنها را فرو گرفت‏؛ و برخى از آنان را در زمين فرو برديم‏؛ و بعضى را غرق كرديم‏؛ و (اين‏) خدا نبود كه بر ايشان ستم كرد بلكه خودشان بر خود ستم مى‏كردند.] اين عاقبت محتوم همه‌ی بیدادگرانی است که به ملک و قدرت غره شده‌اند. جزای این بیداد دیر نیست که بر سر ستم‌کاران فرود آيد: «وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَوْلَا أَجَلٌ مُّسَمًّى لَجَاءهُمُ الْعَذَابُ وَلَيَأْتِيَنَّهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ يَوْمَ يَغْشَاهُمُ الْعَذَابُ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَيَقُولُ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» (عنکبوت،‌ آیات ۵۳ تا ۵۵) [و از تو به شتاب درخواست عذاب (الهى را) دارند، و اگر سرآمدى معين نبود ، قطعاً عذاب به آنان مى‏رسيد و بى‏آنكه خبردار شوند غافلگيرشان مى‏كرد. و شتابزده از تو عذاب مى‏خواهند، و حال آنكه جهنم قطعاً بر كافران احاطه دارد.  آن روز كه عذاب از بالاى (سر) آنها و از زير پاهايشان آنها را فرو گيرد، و (خدا) مى‏فرمايد: ( (نتيجه‏) آنچه را مى‏كرديد بچشيد.)].

و حکايت ما با اهل ستم همان است که اشارت الهی است: «يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ» [(اى بندگان من كه ايمان آورده‏ايد، زمين من فراخ است‏؛ تنها مرا بپرستيد.)]. اين نکته را تنها کسانی در می‌يابند که در گردن‌کشی ظالمان و سلطه‌ی بیداد،‌ عبادت کسی جز خدای صمد واحد را اختیار نکرده‌اند نه آن‌ها که شرک می‌ورزند و گمان مسلمانی به خود می‌برند.

یقین دارم که آن‌ها که در راه باورهاشان و به خاطر ايمان‌شان و صداقت‌شان آزار می‌بینند و ستم می‌کشند، شيرين‌ترین حاصل را پس از فرونشستن این غبار ستم و پايانِ سيطره‌ی انحطاط و تباهی خواهند ديد. آن روز نه دور است و نه دير. ما خواهيم ماند و شکست بيداد را جشن خواهيم گرفت. «زمانه کیفرِ بيداد، سخت خواهد داد». آن‌ها که معاون ستم‌اند و ياريگر بیداد و تطهیرگر دروغ و ريا، از خود می‌پرسند آیا که آيین انسانی چی‌ست؟ ايمان چی‌ست؟ اخلاق کدام‌ است؟ مروت و فتوت چی‌ست؟ اگر می‌پرسيدند و مُهر بر دل‌ها و خردهاشان نبود، باز هم روا می‌داشتند سلطه‌ی فاجران و فاسقان را بر پاکان سرزمين ما؟!



پ. ن. آن‌ها که با مضامین اين مصحف شريف انسی دارند، بی‌شک از شنيدن اين آيات حظی و بهره‌ای خواهند برد و قوّت قلب و قوتِ جان خواهند یافت.
(985 کلمه)

مطالب مرتبط

پا در کفش ديگری!

فريبِ نفس و فريبِ خويش

چون غرض آمد، هنر پوشيده شد

طعم قدرت و تباهی علما

محاربه با خدا

تذکره‌ی تقواييه

رضوانِ رضايت

نظرها (9)

آقای محمدپور آیا معتقدید که قرآن کلام خداست و نه اثر یک انسانی که در زندگیِ قبیله ای عرب سعی در اصلاحات داشت. من با مادربزرگم درباره ی اعتقادات مذهبی اش هیچ گونه بحثی نمی کنم ولی با فردی مثل شما که ابزار تفکر انتقادی را دارد، انتظار یک بحث در سطحی روشنفکری دارم.
به اعتقاد من کتاب قزآن حاصل زندگیِ محمد است. بامقایسه سوره هایِ مکی و مدنی تجربی بودن و انسانی بودن قرآن را می توان به راحتی تشخیص داد. در حالی که آیات مکی اخلاقی هستند، آیات مدنی بیشتر سیاسی اند. زیرا آیات مکی زندگی محمد حاشیه نشین را به نمایش می گذارند و آیات مدنی زندگی محمد به عنوان یک رهبر سیاسی را.
سوال من از شما این است که آیا از روی مصلحت و منش سیاسی خود را به کوچه ی علی چپ زده اید یا اینکه واقعا به آنچیزی که می نویسید معتقدید؟ اگر حدس اول صحیح باشد باید بدانید که نسل جدید از این منش بشدت بیزار است ولی اگر از روی اعتقاد پیش می روید، اعتقادتان برای من قابل احترام است، تا زمانی که با برداشت تان از کتاب محمد، (آن هم بخش مکی آن چون من معتقد نیستم که اگر شما یک مسلمان واقعی باشید، بر اساس عمل به آیات مدنی من از دست شما در یک جامعه ای که شما حکومت می کنید جان سالم بدر ببرم.) باعث حذف منِ بی دین نشود.
انصافا بیایید با هم یک بحث بدون تحریک و توهین، بر اساس احترام متقابل داشته باشیم. حداقل بخاطر اینکه جنبش سبز این فرصتِ تاریخی را به ما داده است.
منتظر پاسختان هستم.
با احترام سعید
-------------

من پاسخ‌ام را روشن دادم. گمان می‌کنم شما از حد گفت‌وگو خارج شده‌اید و مرا متهم به دورويی می‌‌کنيد. دو دلیل ساده را هم آوردم که می‌توانم درباره‌ی آن بحث کنم. اما هرگز بحثی را که مبنای‌اش تحقیر طرف مقابل، نيت‌خوانی و از بالا نگاه کردن باشد ادامه نخواهم داد. شما سؤالی پرسيدید و من پاسخ‌ام و نظرم را نوشتم. اگر فکر می‌کنم پاسخ من نادرست است - و اگر وبلاگ و ذيل اين مطلب جای طرح چنين بحث‌هایی است - خوب نظرتان را بگويید. دليلی ندارد خودتان به سادگی همين تقسیم‌بندی ضعيف را ارایه کنيد و پيشاپيش درباره‌ی من تصمیم بگیرید.

د. م.

آقایِ محمدپور نظر شما درباره اینکه قرآن متنی فاشیستی است چیست؟
------------

پر پیداست که تعبیر بی‌مایه و چرندی است به دلیل بسیار روشنی: فاشیسم یک نظام سیاسی است. قرآن یک کتاب دینی و الگوی آيین مسلمانی است. می‌گویند حسن السؤال نصف الجواب. حال همين مثل را شما می‌توانید به صورت عکس نقيض‌اش هم بخوانيد!

د. م.

با عرض سلام خدمت شما

نخیر مثل اینکه ساکت می نشینیم بدتر میشود. سکوت نشانه همیشگی تایید و همینطور نداشتن حرف برای دفاع از جانب خود یا دیگران نیست.

باید خدمت شما عرض کنم بنده تابه حال چه قبل از انتخابات و چه بعد از انتخابات برای آقای موسوی هیچ تبلیغی نکردم ، دستبند سبز نبستم ، شعار ندادم ، و... چرا؟

چون ایشان را نمی شناختم با این حال رفتم و از دیگرانی که ایشان را می شناختند از ندیک سوال کردم فهمیدم که ایشان شایستگی بسیار بیشتری نسبت به 3 نفر دیگر برای تصدی پست ریاست جمهوری دارد نه به صرف اینکه خیلی ها از آقای موسوی تعریف میکردند بلکه با مطالعه کامل روی کارها و شخصیت ایشان حتی در مورد خانم ایشان خانم رهنورد هم تحقیق کردم و دیدم از نظر سیاسی خانم رهنورد بسیار پیشتر از آقای موسوی هستند.

من برای دومین بار است که به این وبلاگ سر میزنم به ندرت هم پیش می آید که پاسخ بدهم اما دفعه پیش چون دوستمان نتوانسته بودند در
Google
سرچ کنند و ببینند که آقای موسوی و همراهنشان چند بار و به چه شیوه های گفتند تقلب شده مدرک آوردند ، دلیل آوردند اما خوب چون یک عده نمی خواستم و واقعن هم نمی خواستند که بشنود ، ببینند ، بخوانند گفتند مدرک چرا ندارید ؟
چرا هیچ دیلی نمی آوردید و فقط همین را تکرار کردند. یا اینکه خواستند بگردند و پیدا هم کردند تیر مدارک را اما نمیدانم چرا وقتی می خواستند وارد آن سایت مربوطه بشوند با پیغام آشنای این " دسترسی به این سایت مجاز نیست " روبرو میشدند.

سوال چرا سایت های مدارک در آنها بود فیلتر شدند؟ مگر نه این است که می گویند مردم بخوانند ببینند و بعد مقایسه کنند که چه کسی دارد حرف راست را میزند اگر ترسی از ارائه مدارک نبود چرا نگذاشتند آقای موسوی به تنهایی یا با کارشناسانشان به تلیوزیون بییایند و خودشان دفاع کنند؟

چرا این راه ا را بستند و وقتی تنها راه می ماند که استفاده از ابزار های دیگر بود که حکومت دستش به آنها نمیرسید آنها را محکوم کرد به جنگ نرم یا کلمه براندازی؟

سوال چه کسی نمی خواست مردم حرف های آقای موسوی و کارشناسان ایشان را بشنود؟


اما بنده می خواهم خودم بگوییم چه اتفاقی افتاد.
از شب انتخابات شروع می کنیم قبل از اینکه انتخابات شروع بشود در زمان هان مناظره ها یادتان هست؟
چرا مجری تلیوزیون همیشه طرف آقای احمدی نژاد را میگرفت؟ این سوال برای خود من پیش آمد سوال ساده ای است بعضی ها فکر میکنند که چون ممکن است طرفدار باشی این سوال را میکنی اما نخیر هر بیننده ای به راحتی متوجه میشد که از همان جا ها دارد تقلب میشود از وقت های که به آقای احمدی نژاد داده شد. از پریدن های پشت سر هم مجری تلویزیون ، از حمله به آقای موسوی در راهروی صدا و سیما ، از پاره کردن متن صحبت های آقای موسوی در صدا و سیما ، از کتک زدن آقای فتحی مشاور آقای موسوی در صدا و سیما.

از اینجا که رئیس جمهور از موقعتی خودش سوء استفاده کرد رفت و مدارک خانم آقای موسوی را آورد و گفت من مدرک دارم اما جالب این بود که فقط میگفت دارم؟ یادتان هست نزدیک به 40 سانتیمتر مدرک چیده بودند کنار خودشان و وقتی می خواستند بگویند مدرک دارم فقط دستشان را روی آنها میگذاشتند؟

یادتان هست دروغی که در مورد روزنامه ها از قول آقای کروبی گفتند و بعد معلوم شد که اصلن چنین چیزی نبوده؟
یادتان هست ؟!..... یا اینها را هم از یاد بردید

چرا و چرا قبل از اینکه انتخابات شروع بشود یک عده حمله کردند به ساختمان پویش موج سوم در قیطریه و گلوله شلیک کردند و گاز اشک آور زدند به صورت کسانی که آنجا بوند؟

چرا قبل از اینکه انتخابات شروع بشود شب قبل از آن حکم گرفته بودند برای دستگیری آقای تاجزاده ، بهزاد نبوی و خیلی های دیگر؟


چرا وقتی که هنوز 1:30 از پایان انتخابات نگذشتهب ود خبرگزاری فارس اعلام کرد آقای امدی نژاد پیروز شده است؟
چرا این را ایراد نمی دانید اما این را ایراد میدانید که آقای موسوی گفتند بر ساس شواهدی که از ستاد های خوشان دادرند که بعد ها هم آن شواهد را اعلام کردند گفتند که پیروز انتخابات هستند؟

چرا شمارش آراء انقدر عجیب بود ظرف 2 ساعت کجای دنیا تازه نه به صورت دیجیتالی و کامپیوتری که لحظه به لحظه آراء را نشان میدهد بلکه شمارش دستی 15 میلیون رای یکدفعه شمارش شد؟

یادتان هست آرای مخدوشه نداشتیم مجری از آقای دانشجو پرسید ببخشید آقای دانشجو پس آمار آراء مخدوشه نداریم؟
چرا سرعت شمارش یکدفعه در ساعت3 صبح کم شد و دیگر خیلی کم آراء را اعلام میکردند و آقای احمدی نژاد بدون اینکه کم بشوند همینطور درصدشان زیاد بود؟
حتمن می خواهید بگویید خوب همه به ایشان رای داده بودند برای همین ایشان در صدر بودند. باشد من هم برای یک لحظه خودم را می گذارم جای شما و سعی میکنم از نظز شما فکر کنم ، اما یک لحظه صیر کنید چرا همانند انتخبات سال های پیش با تفکیک استان ها آراء را اعلام نمیکنند؟ چرا نمی گویند که کدام شهر چقدر رای داده است؟

یادتان هست روز یکشنبه آقای رضایی آمدند در برنامه گفتگوی ویژه شبکه دوم گفتند خوب من هم شک دارم چون خوزستان تا ظهر روز شنبه سیستن های کامپیوتریش
down
(یعنی خاموش شده بودند و هیچ ارتباطی با مرکز شمارش آراء در تهران داشتند ) شده بود. و دقت کنید که در ساعت 8 صبح آقای محصولی گفته بودند که شمارش آراء رسیده است و آقای احمدی نژاد برنده هستند.

یادتان هستند در هفته اول بعد از انتخابات سایت وزارت کشور چند بار آراء را به روز کرد؟ سوال مگر انتخابات هنوز ادامه داشته که هر زوز آپدیت می شده؟

یادتان هست در جلوی دوربین های تلیوزیون جمهوری اسلامی خودمان آمدن آراء را بشمارند دیدید که برگه های رای را انگار تازه از چاپخانه آورده اند؟ دیدید درسته ؟

اگر باز هم مدریک می خواهید بسیار هست فقط چشم و گوش می خواهد چشم گوشی که بدون غرض باشند انشاء الله که همنطور باشد

راستی از من دقیق تر در سایت های که در بالا آدرس دادم خدمت شما بهتر گفته شده است که چطور تقلب شده اگر سایت ها باز نشد ، بنده می توانم خدمت شما فیلتر شکن خوب معرفی کنم

متشکرم

رفیق!
گفتم که کلی گویی می کنید و طفره می روید از پاسخ. اتفاقاً سایتهایی را هم که گفتید، آنجا که باید اسناد تقلب را ارائه دهند آسمان و ریسمان بافته اند. وقتی رهبر جنبش برای ادعایش سند ارائه نکند از بقیه که انتظاری نیست. هست؟
طبل رسوایی منتظری ِ مرحوم هم خیلی وقت است از بام به زمین افتاده. همان جا که استاد ِ منتظری به صراحت اعلام کرد: این مرد فاسق است. شاگردان او هم فاسق اند. صانعی را هم که از نزدیک می شناسم. شیخی که فتاوایش در تعارض آشکار با نصوص قرآنی است. صانعی راهی را می رود که منتظری رفت. این روزها سخنان اوایل انقلاب صانعی را می خوانم. و نمی دانم آن صانعی دو آتشه ی انقلابی را باور کنم که می گفت مخالفین نظام را بگیرید و بکشید یا این شیخ متساهل و متسامح را که حرف های خودش را هم نقض می کند.

ترجیح می دهم طرفدار نظام باشم تا اینکه اجانب ِ از خدا بی خبر آمریکایی و انگلیسی برایم هورا بکشند.

من جوابم را گرفتم. امیدوارم موفق باشید و همچنان بیشمار بمانید!
----------------------

فقط این ادعای اخلاق و پاکی‌تان مرا کشته! زهی مسلمان و اخلاق و تقوا که اين‌جا صراحتاً می‌نویسید «منتظری فاسق است». اگر ایمان درست و حسابی داشتید می‌دانستيد که چنین نسبت‌هایی به مسلمان عادی دادن هم حد شرعی دارد، مرجع مسلم و بزرگی مثل منتظری که جای خود دارد. بنده البته از شما کمترین پرسشی نداشتم. اما نمونه‌ی خوبی از طرف‌داران تیپیکال نظام هستید: بی‌اخلاق و فاقد تقوای دینی. دست کم اگر همین زهد ظاهری را داشتید از بر زبان راندن چنان عبارت‌هایی بر خود می‌لرزیدید. پیداست که اخلاق متعارف مسلمانی هم نزد شما به نحو شگفت‌انگیزی سقوط کرده است.

د. م.

به خدا و قرآن می سپاریم این قوم را
که خود قرآن هلاک کند که بهترین هلاک کننده است

من به بقیه کاری ندارم اما هیچ وقت خودم رو حق مطلق نپنداشتم و هیچ وقت فکر نکردم که فقط من هستم که درست فکر می کنم و لاغیر. و تنها دلیلی که باعث میشه برای چنین پستهایی نظر نذارم، پاسخهایی مثل پاسخ شماست که در اون نه جواب منطقی که فقط کلی گویی وجود داره. من نه مدافع احمدی نژادم و نه طرفدار موسوی.
اما راجع به کهریزک و کوی دانشگاه. مشکل اینجاست که همه و همه چنین وقایع ناعادلانه و شرم آوری رو به حساب تمام حکومت و طبعاً شخص رهبری میگذارند و صد البته دادگاهی رو هم که برای برخود با عوامل اون تشکیل میشه، دادگاهی نمایشی میدونند. من به عنوان یه جوان ایرانی و نه مدافع یک شخص و یا گروه حوادثی مثل کهریزک رو نه به حساب سران مملکت که به پای عده ای کوته فکر احمق که خودشون رو مدافع حکومت میدانند میگذارم و یادم نمیاد که هیچ وقت چنین چیزهایی رو تایید کرده باشم که حالا بیام و از اون دفاع کنم. کار ِ کثیف همیشه کثیفه. فرق نمیکنه کی اون رو انجام بده. و اونچه که راجع به هوشمندی و تعهد آقای جلایی پور گفتید در مورد افراد دیگر هم صدق میکنه. افرادی که امروز هوشمند و متعهد شناخته نمیشن، فقط برای این که مثل آقای موسوی فکر نمیکنن. و اما اینکه گفتید مشکل امروز اصلاح طلبان نیستند و مردمند. اگر مردم فقط مردم داخل تهران هستند آن هم نه همه ی مردم تهران که یک قشر خاص، قبول. مردم با نظام مشکل دارند.

دوست عزیز، من تمام سعی ام را کردم که در این کامنت و کامنت اول مغرضانه حرف نزنم و حقیقتاً به دنبال جواب بودم. و سعی کردم جواب اشکالات و سوال های شما را بدم. و تنها خواهشی که دارم این است که شما هم جواب تنها سوال مرا بدهید که دلایل بروز تقلب در انتخابات چه بود و چرا مدعیان تقلب اسنادشان را منتشر نکردند.

من گر چه با نظرات شما مخالفم ولی شما را معاند، و ضد نظام نمیدانم. و اساساً مشکل مملکت ما این است که هر وقت با سوالی روبرو میشویم اگر شخص سوال کننده طرفدار نظام باشد او را کوته فکر، و اگر مثلاً اصلاح طلب باشد، او را ضد نظام میشماریم.

من فقط یک سوال کردم. بی آن که اهانتی کرده باشم. و اگر از حرفم بوی اهانت می آید عذر میخواهم.

------------------------------

شما پاسخ يک سؤال ساده را بدهيد. جوری می‌گويید که کهریزک را به پای نظام می‌نويسند که انگار کهریزک را معترضان به انتخابات می‌گردانده‌اند. مسؤول کهریزک و مسؤول شکنجه‌ها اگر نظام نیست، کی‌ست؟ اگر کسی آن‌جا نفوذ کرده که جاسوس بوده یا بیگانه بوده، این چه نظامی است که در استوارترين و درونی‌ترین حلقه‌های قدرت‌اش همیشه بیگانگان و جاسوسان و مغرضان حضور دارند؟ و چرا هیچ وقت این‌ها به دست عدالت و قانون سپرده نمی‌شوند؟

می‌فرمايید پاسخ می‌خواهید. خوب پاسخ بسیار داده شده است. ما که قرار نیست هزار بار و در همه جا همه‌ی حرف‌ها را تکرار کنيم. ده‌ها سایت و وبلاگ به همه‌ی این پرسش‌ها جواب داده‌اند. جوری حرف می‌زنید که انگار از مخالفان و موافقان ماجرا در عالم فقط من و شما مانده‌ايم و من از پاسخ دادن طفره می‌روم و شما هم در پرسیدن مصريد. وضع این‌گونه نیست. کمی چشم و گوش‌تان را باز کنید و نهیبی به خودتان بزنید. ظلم و بیداد را که نمی‌توان با این بهانه‌ها توجیه کرد. می‌شود؟ همين ماجراهای قم را مقایسه کنید با واکنش‌های فارس‌نیوز به آن. از یک طرف آتش‌سوزی پریزهای برق منزل آقای نوری همدانی از محل «دلارهای صهيونيستی» انجام شده و از طرفی حمله‌ی وحشیانه به بیت صانعی یا پلمب کردن منزل منتظری مرحوم اصلاً اتفاق نیفتاده. این‌ها تنها نمونه‌های بسیار کوچکی است که هیچ صاحب خردی نمی‌تواند از آن‌ها عبور کند مگر اين‌که تن بدهد به موضع قدرت و کسی که کلید زندان را در دست دارد.

د. م.

با عرض سلام خدمت شما

ول از همه در باره آقای جلایی پور و خانم ایشان و خیلی های دیگر مثل ایشان باید خدمت شما عرض کنم که ما شرمنده این اشخاص هستید ، آنها بسیار برای آگاهی ما و نسل ما کوشیدند.

به قول دوستان که می گویند کاش با گوگل بیشتر آشنا بودید، کمی سرچ کردن بد نیست.

این هم مدرک فقط نگویید که نگفتند ، گفتند اما خیلی چشم و گوششان را بستند

فایل 1- مشروح تخلفات انتخابات 22 خرداد

http://norooznews.net/photo/gozaresh.pdf

فایل 2- جداول آماری نشان‌دهنده تقلب

http://norooznews.net/photo/jadavel.pdf

پاسخ «کمیته صیانت از آراء » مهندس میرحسین موسوی به گزارش شورای نگهبان

http://www.rahesabz.net/story/325/

این هم تیتر وار برای مطالعه راحت تر شما:

ممانعت از حضور نمایندگان نامزدها در هیاتهای اجرایی

سنگ اندازی های دست اندرکاران دولت نهم

ناظران دور از آمارها و نحوه شمارش آرا

دستگیری رابطان شعب و قطع پیامک و تلفنهای ثابت نمایندگان موسوی

کارتهایی که خبر از تقلبی بزرگ می داد

252شعبه اخذ رای بدون ناظر

کارت هایی بی نام و نشان چه خبری می داد ؟

بیانیه شماره هشت کمیته صیانت از آرای ستاد میر حسین موسوی

http://norooznews.org/news/12542.php

خواهش میکنم این نظرو یجا بذارید میدونم ربطی نداره ولی همه جا فیلتره.منم اینجا گذاشتمش چون شما نیکان رو تو لینکاتون دارید. آقای نیک اهنک کوثر بد نیست نگاهی به سایت جهان نیوز و فارس نیوز بندازه تا زشتی کارشون بیشتر بشناسه. به نظر میرسه ایشون یا مزد بگیره جمهوری اسلامیه که طبق سناریو حالا داره خودشو نشون می ده و یا درنهایت خوشبینی یه غضنفره که مدام داره گل به خودی میزنه. بعدم ادعای روشنفکری و ازادی و تیغ سانسور و اینجوز چیزا رو داره . واقعاکه خیلی قهرمانههههههههههههه!!! خواهش میکنم اقای محمدپوریه نقدراجع به او و کارهای غیرمسئولانه و توهین امیزش بنویسید. باتشکر

-------------------
من جای دیگری هم نظرم را نوشته‌ام:
ببينید قضيه‌ی خیلی ساده است. ميرحسین يک شخصيت سياسی است که در اين يک‌ساله قدم‌های بسيار بلندی برداشته. حالا نيک‌آهنگ چه کارتون خوب از او بکشد چه کارتون تمسخرآميز؛ چه ميرحسین موسوی کاری بکند يا چیزی بگوید که نیک‌آهنگ راضی شود يا هم‌چنان ناراضی بماند، میرحسين هم‌چنان ميرحسین باقی می‌ماند.

سخت‌گيری بيش از حد درباره‌ی کاری که نيکان می‌کند واقعاً خاصیتی ندارد. نيکان تا به این‌جا جز درک نکردن شرایط ایران، جز بهانه‌جویی و هیزم‌آوردن برای توپخانه‌ی کسانی که دست‌شان به خونِ ملت ما آلوده است، هنری نداشته. بگذارید کارتون‌اش را بکشد. بگذاريد هيچ اعتنایی به مسؤولیت و اخلاق نکند. بگذارید توجيه کند که من سؤال می‌پرسم و جواب می‌خواهم و مثل بچه‌ها پا به زمین بکوبد و گمان کند بزرگ شده است.

راه تغيير ایران از اين شور و شتاب‌ها و بهانه‌جویی‌ها و به تعبیر دقیق‌تر تمسخرها نمی‌گذرد. مشکلات ما با تأمل و صبر و خويشتن‌داری ونقد منصفانه و بی‌غرض حل می‌شود. نيک‌آهنگ جز شور و شتاب و کوک کردن خودنويسی که به باور من فرقی با رسانه‌های زرد غربی و رجانيوز وطنی ندارد، راه شتاب و افراط را می‌رود. بگذارید حرف‌اش را بزند. مشکل ما اين نیست که در ايران رجانیوز نباید باشد. مشکل ما اين است که چرا فقط رجانيوز باید باشد؟ مشکل ما اين نیست که نیک‌آهنگ چیزی نگويد. مشکل جايی درست می‌شود که امثال مانا نیستانی نتوانند حرفی بزنند و چیزی بکشند. خوشبختانه مانا کار خودش را می‌کند و به قدر يک عمر خدمت کرده است و هوش‌مندی نشان داده است. زمانه مهم‌ترین و بزرگ‌ترین داور است و زمان بهترین نمره به انسان‌ها می‌دهد و منتظر من و شما نمی‌ماند. صبر کنيد. جايگاه همه‌ی ما در سال‌های آینده روشن‌تر خواهد شد.

از نيک‌آهنگ نباید انتظار داشت مثل استادان علوم سياسی مسايل را تحلیل کند. او کارتونيستی است در حد و اندازه‌ی خودنویس. بگذارید در فضای خودش جولان بدهد. عصبانيت ندارد که. کارتون‌اش را نبينيد. اگر او تب دارد و به مهتاب بد می‌گويد، ما لازم نيست مثل او باشیم و هر بار که او تلخ و درشت و عصبانی گفت با او مثل خودش حرف بزنیم.

موسوی، خودش خودش را نشان می‌دهد. نيازی به کارتون ستایش‌آمیز نیکان ندارد و از طعنه و تحقیر و تمسخر نيکان هم چیزی از او کاسته نمی‌شود. صبور باشید.

د. م.

من خیلی عادت ندارم برای اینجور پستها کامنت بذارم و بحث کنم. چون معتقدم نتیجه‌ای نداره. اما سوالی که دارم اینه:
طبق کدام معیار دوستان اصلاح طلبی که امروز به جرم فعالیت علیه نظام در زندان هستند، انسانهای هوشمند و متعهدند؟ من واقعاً سواله برام که اونها به چه چیزی تعهد دارند؟ و طبق کدام معیار کسانی که به قول شما بیرون از زندان هستند و مشغول تفرج، اراذل و اوباش؟
من سوال دارم و متاسفانه جواب سوالم رو نمیگیرم که چرا آقای موسوی بعد از گذشت یک سال هیچ سند و مدرکی مبنی بر وقوع تقلب در انتخابات ارائه نداد. شورای نگهبان رو قبول نداشت؟ حکومت رو قبول نداشت؟ مردم رو که قبول داشت. چرا اون اسنادی رو که فقط و فقط ادعا میکرد وجود دارند به مردم ارائه نداد. خوتون هم می دونید که اگر همچین اسنادی بود می تونست به راحتی اونها رو در اینترنت منتشر کنه. چرا این کار رو نکرد؟ من که جواب این سوالم رو هیچ جا نگرفتم. شما لطف کنید و اگر جواب مستند و منطقی ئی دارید بفرمایید تا من آگاه بشم.
به نظر من، اصلاً بحث تقلب در انتخابات و احمدی نژاد و دروغ گویی و اینها نیست. مشکل اساسی تقابل دوستان اصلاح طلب با نظام است. حرفی که شخص من آن را به دفعات از زبان دوستانی که در راهپیمایی های "سبزها" شرکت کرده بودند و تقاضای ابطال انتخابات رو داشتند شنیدم. که با صراحت و البته با افتخار می گفتند: ما این نظام رو نمیخواهیم. انتخابات فقط یک بهانه ست..
---------------------------

محمدرضا جلایی‌پور هوش‌مند است به گواهی تمام سوابق تحصیلی و علمی‌اش در داخل و خارج ایران. متعهد است به خاطر تمام کوششی که سال‌ها برای آبادانی کشورش کرده است. بقیه‌ی افاضات سرکار را هم بسياری پاسخ داده‌اند و درباره‌ی آن حرف زیاد زده‌اند. در خاصیت اراذل همان ننگ کهریزک شما را کفایت است. همین یک مورد را جواب بدهید - کوی دانشگاه دوم، اول و قتل‌های زنجیره‌ای پیش‌کش‌تان.

پيداست عادتان هم این است که جایی کامنت بگذارید که حرف‌تان را بپذیرند چون خودتان را حق مطلق می‌شمرید و گمان نمی‌کنيد شاید کسی جز شما هم حظ و بهره‌ای از حقیقت و راستی داشته باشد. مشکل بزرگ شما و هم‌فکران‌تان در همین مطلق‌اندیشی و خود-حق‌پنداری است. مشکل کشور ما هم امروز مشکل اصلاح‌طلبان با نظام نیست. مشکل مردم است - از هر جنسی و نوعی - با بساطی که جز دروغ و ریا چيزی از او صادر نمی‌شود.

د. م.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats