May 25, 2010

« سکولاريسم، دين و يک سوء‌ تفاهم بزرگ | صفحه‌ی اصلی | سکولاريسم، دموکراسی، دين: مثلثی متغير »

سکولاريسم و دموکراسی؛ سوء تفاهم دوم

عده‌ای گمان می‌کنند که پيش‌شرط رسیدن به دموکراسی، سکولار شدن است. جدای از نادرست بودن اين مدعا، باز هم مفاهيم دموکراسی و سکولاریسم در این ادعا با بی‌دقتی به کار رفته‌اند. اگر مروری بر تاریخ دموکراسی داشته‌ باشیم، می‌بینیم که دموکراسی با تمام پیشینه و سابقه‌ی پیچیده و متنوع‌اش که منحصر به یک منطقه‌ی خاص – به طور مشخص يونان – نیست، با دموکراسی انجمنی (assembly democracy) آغاز می‌شود. بعد از گذشت قرن‌ها، وقتی که آرام‌آرام به قرن هجدهم می‌رسیم، اتفاق عجيبی می‌افتد. در سرشت دموکراسی، جهشی رخ می‌دهد. به روايت جان کین: «این جهش حاصلِ کارِ افراد زیادی بود. پادشاهان، راهبان، چوپانان، دولتمردان، آریستوکرات‌ها، صنعت‌گران، جمهوری‌خواهان، روحانیون، بازرگانان، شهرنشينان، کشاورزان، سربازان، ناشران و مخالفانِ دين‌دارِ خداترس، همگی دستی در این جهش داشتند. تغيیری که در دموکراسی رخ داد، بر خلاف آن‌چه که در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم فکر می‌کردند، تنها جلوه‌ای از «طلوع بورژوازی» يا «ليبرالیسم» نبود. دموکراسی تازه، فرزندی حرامزاده بود. ايجادِ آن ناخواسته بود. ادامه‌ی حياتِ آن به هيچ رو تضمين‌شده نبود. بقای آن ناگزیر نبود. گام به گام، با چرخش و پيچش‌های بسياری، به آهستگی اما بدون هیچ یقین و اطمينانی، معجزه‌ای رخ داد. دموکراسی را از آن پس، دموکراسی نماينده‌ای (representative democracy) ناميدند» (کین، ص ۱۶۱).

اما این تحول برای دموکراسی، تنها در همین سطح محدود نماند. اتفاق مهم دیگری هم در دموکراسی افتاده است که دیگر به جرأت می‌توان گفت آخرین نسخه‌ی دموکراسی، دموکراسی نماینده‌ای نيست بلکه امروز آن‌چه که در صف مقدم دموکراسی ايستاده است، دموکراسی نظارتی (monitory democracy) است. نوع تازه‌ای از دموکراسی متولد شده است که می‌توان آن را دموکراسی پسا-وست‌مينستری نامید. جان کین، در آغاز فصلی از کتاب‌اش که به این نوع دموکراسی می‌پردازد، چنین می‌گويد: «تاریخ دموکراسی سرشار از رخدادهای غيرمنتظری و حيرت‌آور است، اما هیچ یک از آن‌ها حیرت‌آورتر از فرار آرمان‌ها و نهادهای دموکراتيک از زیر آوارِ دو جنگ جهانی، ديکتاتوری و توتالیتاريسم نیست» (کين، ۵۸۵). این‌جاست که جان کین نمونه‌ی هند را قدم به قدم بررسی می‌کند و جهش تازه‌ی دموکراسی را نشان می‌دهد و همين‌جاست که بزرگ‌ترين مثال نقض را می‌توان یافت: پيش‌شرط رسيدن به دموکراسی، سکولاريسم نیست! کین در همان بندهای آغازين فصل مربوط به دموکراسی نظارتی می‌گويد: «... هند پيش‌گویی‌های مشوش و مبهم کسانی را که می‌گفتند سکولاریسم، يعنی عقب‌نشينی اسطوره‌های دینی به سپهر خصوصی یا نابودی بلادرنگ‌شان، شرط لازم پا گرفتن يک دموکراسی سخت‌سر در جهان است، به چالش گرفت» (کین، ص ۵۹۶).

پس اگر به اختصار بخواهم به مدعای اولیه‌ی این يادداشت‌ها برگردم، مغزِ‌سخن من اين است که: روایت‌های ارتدوکس از دین، سکولاريسم و دموکراسی نه تنها مشکلی از مشکلاتِ ما را حل نمی‌کنند، بلکه حتی در فضایی خارج از فضای دين هم بیش از هر چیز شباهت به عقايد و باورهایی منسوخ یا بلاموضوع دارند. درست است که بعضی ناظران وقتی شروع به مقایسه‌ی اروپای قرون‌وسطی با وضعيت فعلی نظام حکومتی ایران می‌کنند، شاید شباهت‌های غریبی بیابند. اما هیچ کدام از اين‌ها نتیجه نمی‌دهد که راهِ حلِ معضل فعلی همان است که در اروپا رخ داد. نادیده گرفتن پيچیدگی‌های دین، دموکراسی و سکولاريسم تنها کاری که می‌کند افزودن بر ابهامات و گره‌هاست. شوربختانه، فضای فرهنگی ایران شناخت درستی از دموکراسی ندارد. شايد از اين هر سه، یعنی دین، دموکراسی و سکولاريسم، غریب‌ترین‌شان همین دموکراسی باشد که کمتر از بقیه شاخته شده است. چنان در دیار ما درد و رنج، بیداد و نامردمی، دين‌فروشی و تزویر بیداد می‌کند که هر نامی، کعبه‌‌ی آمال هست و به کمترین نشانی از حسن و جمالی، جویندگان دلباخته‌ی آن محبوب پرده‌نشین و نقاب-بر-رخ می‌شوند. روزی این محبوبِ نادیده مشروطيت است، روز دیگر دموکراسی، و این روزها سکولاریسم. سی و اندی سال پيش هم اين محبوب «دين» بود. فراموش نکنيم که روزنامه‌نگاران عجولی که دانش‌نيندوخته گمان علامه‌گی به خود می‌برند و فکرشان گره از کار دو عالم می‌گشايد، در دامن زدن به اين فضای پرابهام و تنش نقش داشته‌اند.

پ. ن. همه‌ی نقل قول‌های بالا از آخرین کتاب جان کين با عنوان «زندگی و مرگِ دموکراسی» است.

مرتبط:
۴. دموکراسی بغرنج (۱) (در واقع واژه‌ی درست به جای «بغرنج» همین «پیچیده» است).
(677 کلمه)

مطالب مرتبط

نقطه‌ی عزیمت: انسان

کدام معمم؟ کدام سکولار؟

اگر من يک «فيلسوف سکولار» بودم...

سکولاريسم، ‌اثبات شیء و نفی ماعدا!

سکولار/دينی؛ دوگانه‌ای ابهام‌آفرين و مشکل‌ساز

سکولاريسم، دموکراسی، دين: مثلثی متغير

سکولاريسم، دين و يک سوء‌ تفاهم بزرگ

نظرها (8)

سلام
این مطلب شما رو که بنده یک سال پیش با کلی جزئیات در وبلاگم نوشتم و در وبلاگ محراب اندیشه نیز منتشر شد.
به دنبال مطلب
دموکراسی فدای لیبرالیزم باشید

سلام
این بار ازروی دست "آهستان" آمده ام یک نفس تا اینجا. هردو پست "سوء تفاهم"ت را خواندم. گویا واقعاً سوء تفاهمی پیش آمده برای شما: "داریوش محمدپور یک نظریه پرداز".
به هرحال اول طبق وعده باید نوشتۀ قبلی را گسترش می دادی وبا ارحاعات لازم. ولی گویا یادتان رفته است. یا...هو
--------------------------------

عليکم السلام. پیداست عجله دارید. این يدداشت‌ها هنوز تمام نشده. در يادداشت دوم، ارجاعاتی آمده. در يادداشت سوم، فایل کامل سخنرانی تیلور را آورده‌ام. دیگر اين‌که من نمی‌دانم نظریه‌پرداز هستم یا نه ولی قطعاً این را می‌دانم که فوق ليسانس‌ام را در علوم سياسی و روابط بین‌الملل گرفته‌ام و چیزی از پایان دکتری‌ام در همين رشته باقی نیست پس دست کم حق دارم و صلاحیت‌اش را هم دارم در این زمینه‌ها اظهار نظر کنم. فکر می‌کنم اگر اين‌ها به مذاق‌تان خوش نمی‌آید، بهتر است هم‌چنان مباحث علوم سياسی را از زاویه‌ی دید نویسنده‌ی «آهستان» بخوانيد.

د. م.

داریوش جان، من هم در مورد نویسنده یا کل کتاب یا حتی آن گفتار از کتاب قضاوتی نکردم و اطلاعاتی از آنها هم ندارم. اما در هرصورت، آن عبارت به دلیل اینکه نویسنده بر اساس یک فرض نادرست حکم کلی صادر کرده مغلطه آمیز است. البته من هم سردر نمی‌آورم که چرا ایشان فرض کرده که هندوستان یک جامعه غیرسکولار است! شاید جهان سومی و غیر مدرن بودن را دلیل آن گرفته؟!... در هرصورت من حاضرم با هرکس که می‌گوید جامعه یا حکومت هند سکولار نیست سرشاخ شوم! D:... کاش امکان خواندن کتاب را داشتم. اگر کتاب ارزش مندی هست امیدوارم کسی برای ما بی‌سوادان آن را ترجمه کند... البته با این اوضاع نشر کتاب در ایران و دشمنی با علوم انسانی احتمالا امید بیهوده‌ای است!

آقای محمدی پور ببينيد ضد انقلاب چه مونتاژی از تصاوير و سخنان امام راحل کرده است. اصلاً به مخيله کسی نمی تواند خطور کند که امام مهربان و رئوف ما اين شخصيت بزرگ تاريخ بشری چنين حرف هايی زده باشند. البته مونتاژ خيلی ماهرانه انجام شده و شايد شما هم بگوئيد اين فيلم و اين سخنان درست و اصيل است و از زبان رهبر انقلاب شکوهمند ما جاری شده است. اما من قبول نمی کنم و هنوز ياد روزهايی می افتم که تصوير مبارک امام را در ماه می ديديم و حظ وافر می برديم.
http://www.4shared.com/video/-Pfla93l/ThusStartedKhomeiniDictatorshi.html
----------------------------------------------------

اصل سخنان درست است. مو به مو تمام این کلمات در صحیفه‌ی نور هم آمده است. بعضی صداهايی که روی فیلم است به مونتاژ شبیه است ولی سخنان ايشان همان است که در فیلم آمده و در صحیفه‌ی نور هم بی‌کم و کاست تکرار شده. تنها چیزی که شايد کمک به فهم بهتر وضعیت بکند اين است که مشخص شود در چه بستری این حرف‌ها زده شده. جز این، تردیدی نیست که اين سخنان از شخص ایشان صادر شده است.

د. م.

من نمی‌دانم شما چه اصراری است دارید که به نفع فکر شکست‌خورده‌تان دارید زور می‌زنید. عزیز من شما هنوز نمی‌دانی که سپهر فرهنگی ایران با اروپا فرق داشته و دارد؟ شما نمی‌خواهی فرق مسیح و محمد را درک کنی؟ شما نمی‌توانی درک کنی متنی که در واقع متن نیست و از ابتدا با پیدایشش عمل هم شده با متن عهدین چه تفاوتی دارد؟ شما سیره‌ی ابن‌هشام را با چه چسبی می‌خواهی به دموکراسی بچسبانی مثلن؟ دست بردار جناب محمدپور. رفته ای لندن برای خودت شعر می‌گویی؟ اگر واقعن می‌فهمی داری چه می‌گویی بلند شو بیا ایران حرفت را بزن وگرنه لطفن برای ملت نرو دو سه تا نقل قول از لابلای کتاب‌های کین پیدا کنی و ردیف کنی که بله هند هم سکولار نیست ولی دموکراسی دارد. عزیز جان اگر بنا بر نیازسنجی هم باشد ما الان بیشتر به سکولاریسم نیاز داریم تا دموکراسی.

این را هم اضافه کنم وقتی نمی‌توان اروپای قرون وسطای مسیحی را با شباهتهایی که با شرایط امروز ایران دارد منطبق کرد قطعا به هیچ وجه هم نمی توانیم چیزی را از شرایط جامعه به شدت متکثر هندی که از نظر ساختار مذاهب حاکم در آن فاصله بیشتری با ما دارد نتیجه‌ای را برای خودمان اخذ کنیم.

داریوش جان، این جمله جناب کین "هند پيش‌گویی‌های مشوش و مبهم کسانی را که می‌گفتند سکولاریسم، يعنی عقب‌نشينی اسطوره‌های دینی به سپهر خصوصی یا نابودی بلادرنگ‌شان، شرط لازم پا گرفتن يک دموکراسی سخت‌سر در جهان است، به چالش گرفت" به نظر من تا حدی مغالطه است! چون جامعه هند ذاتا یک جامعه سکولار بوده و دین غالبی که ادعای اداره جامعه را داشته و سپهر عمومی جامعه را تسخیر کرده باشد در آن وجود نداشته و ندارد. هندوییسم و بوداییسم و سیکیسم که ادیان غالب آن جامعه هستند چنین سازکاری را در خود ندارند و اسلام هم در آن جامعه یک اقلیتی بوده که قسمت عمده‌شان همان ابتدا آن جامعه را تحمل نکرده و از آن جدا شدند. ایشان باید یک نگاهی هم به پاکستان اسلامی که ذاتا یک جامعه غیرسکولاری است که یک دموکراسی نیم بندی هم در آن برقرار است می‌انداختند که حتی یکبار هم نتوانسته‌ است بدون کودتا و آدم کشی انتقال قدرت کند!
البته بنده هم موضوع سکولاریسم را از دموکراسی جدا می‌کنم اما برقرای یک حداقلی از سکولاریسم را در یک جامعه لازمه تداوم یک دموکراسی سالم و ماندگار می‌دانم.
---------------------------------------------------

هادی جان، بدون خواندن کتاب جان کين، کسی نمی‌تواند به این سادگی قضاوت کند که سخنان او مغالطه است یا نه. نقل قول من هم، نقل قول است نه گزارش کامل آن فصل از کتاب او. کین آکادمیسين است و کتاب او نخستين و جامع‌ترین کتاب تاریخ دموکراسی است. به اين سادگی نمی‌توان درباره‌ی کسی که تمام عمر آکادميک‌اش به نوشتن و خواندن درباره‌ی دموکراسی گذشته داوری کرد. حتما اگر دسترسی به کتاب داشته باشی یا روزی ترجمه‌‌ی کامل‌اش را ببینی، نظرت تغيیر خواهد کرد.

د. م.

با اینکه متن شما برای من کمی سنگین بود ولی چندین بار خواندم و سعی کردم که آن را درست بفهمم. اگر اجازه دهید نطر خودم را در این رابطه می نویسم.
به نظر من مثال هند برای یک دموکراسی بدون سکولاریزم اصلا با بحث در مورد جامعه ایران همخوانی ندارد زیرا ساختار مذاهب مختلف در هندوستان بر مبنای تکثر عقاید و تعامل شکل گرفته است.
گرچه طبق فرمایش شما سکولاریزم هیچ تضمینی برای استقرار دموکراسی نیست ولی به نظر من تنها راهی است که مردم ایران می توانند به سمت آن قدم بردارند و به دموکراسی نزدیک تر شوند.
قانون اساسی بر مبنای حقوق بشر و سیستم حکومتی و سیاسی بر مبنای رای مردم جایی را برای فرامین دینی در عرصه حکومت باقی نخواهد گذاشت.
بسیاری از مصائبی که شما از دیار ما نامبرده اید, حاصل استفاده از ایمان بجای تخصص در عرصه اقتصادی, فرهنگی و سیاسی است و مردم ایران نیاز دارند که در وحله اول این روند را تغییر دهند.
--------------------------------------------------------------------

هند، نمونه‌ای است از يک دموکراسی نظارتی به شرحی که در کتاب فوق‌الذکر آمده. پاسخ‌ها به یک مسأله‌ی خاص هم هميشه دو گزينه‌ای نيستند.

د. م.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats