March 11, 2010

« درباره‌ی باورها... | صفحه‌ی اصلی | يک‌سال با موسوی، آينه‌دار صبر و اميد »

مژده ای دل که مسيحا نفسی می‌آيد...

حال و هوای نوروز است و دو سه روزی است آوازی در بيات ترک را از شجریان گوش می‌دهم. برنامه‌ی شماره‌ی ۱۴۴ گلهای تازه را. غزل حافظ است به همراه سه‌تار استاد احمد عبادی. این آواز خصوصاً به کار کسانی که مشقِ آواز می‌کنند و پی بیات ترک خوبی می‌گردند می‌خورد. این همه که این آوازها را در ملکوت می‌گذارم يک دلیل ساده دارد: خودم آوازی را می‌شنوم و لذت می‌برم. دريغ‌ام می‌آید اين شیرینی و لذت را تنها برای خودم نگاه دارم. حتماً هستند کسانی که هم‌چون من از آن لذت می‌برند و زخمه‌ی سازی يا ارتعاش آوازی، روح‌شان را می‌نوازد و بيتِ شعری روزشان را می‌سازد. ستمِ ستمکاران و بیدادِ بیدادگران،‌ شادی‌های ما و فهمِ ما را نمی‌تواند بربايد. ما با اين‌ها و با بسی بيش از این‌ها زنده‌ایم و زنده‌تريم. شعر و آواز هم‌چون آب، باعث رويشِ جان‌های ماست. ما با موسيقی‌های‌مان هم سبز هستيم.


(153 کلمه)

مطالب مرتبط

قافله سالار

رستاخيز ققنوس

و اما شهرام ناظری

تا بيکران دور دست

تصحيح يک اشتباه

شجريان از دو نگاه

اميدهای ما به شجريان

نظرها (5)

دوست دارم شماوبانو را از نزدیک ببینم دنیا کوچیکه انشااله همدیگرراببینیم
-------------

بله دنیا کوچک است. شايد دیديم. :)

ّباآرزوی موفقیت روزافزون شما
پیشاپیش عید سعید باستانی را تبریک میگویم
-------------------------------

بله، ما هم هم‌چنين :)

خوشحالم که هنوز بعد این همه سال می بینم موسیقی،شجریان و آواز را رها نکردی.کلکت همیشه بر قرار باد!

ملکوت ِ شما بی نظیر ِ.

مخصوصا قسمت طربستان.

شاد باشید.

I really enjoyed it, the "Jameh daraan" indeed touched me

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats