January 20, 2010

« آواز راک شجريان و آداب ادای شعر | صفحه‌ی اصلی | به آب زندگانی برده‌ام پی »

از عصر حافظ تا عصرِ ما

چند روز پيش با یار دلنوازی گفت‌وگو می‌کردم درباره‌ی روزگار تلخی که امروز بر ما می‌رود. سخن به این‌جا رسید که چه اندازه بازگشت به حال عادی سخت است و زایندگی و خلاقيت فکری، هنری و علمی در این پريشانی‌ها چه اندازه دشوار است. گفتم اگر به گذشته نگاه کنیم می‌بینيم که حافظ در دورانی زندگی کرده که چه بسا پریشان‌تر از روزگار فعلی ما بوده. در آن فتنه و خونریزی عظيمی که مغولان در ايران به پا کردند، باز هم حافظ روييد و بالید و ستاره‌ای درخشان شد که هنوز فروغ حس و انديشه و جهان‌بینی‌اش زندگانی ما را گرم می‌کند. نه ستمگران امروزی زورمندی‌شان از مغولان بیشتر است و نه می‌توانند به آن اندازه خون‌ریزی کنند. از اين سو، ما هم پشتوانه‌ای داریم برخاسته از گنجينه‌ی معرفت و ایمانی که سخت غنی و پربار است. ما چرا نتوانیم حافظ بشويم و حافظانه در ميان اين همه تیرهای زهرآگینی که از در و بام بر ما می‌بارد، قد بکشیم و ثمر بدهیم؟ می‌شود. تنها باید ایمان داشت و امید. اين غزل سایه، وصف حال این روزهای من است:

همان یگانه‌ی حسنی اگر چه پنهانی
و گر دوباره بر آیی هزار چندانی
چه مایه جان و جوانی که رفت در طلب‌ات
بیا که هر چه بخواهی هنوز ارزانی
ز دل نمی روی ای آرزوی روزِ بهی
که چون ودیعه‌ی غم در نهاد انسانی
خراب خفت تلبیس دیو نتوان بود
بیا بیا که همان خاتم سلیمانی
روندگان طریق تو راه گم نکنند
که نور چشم امید و چراغ ایمانی
هزار فکر حکیمانه چاره جست و نشد
تویی که درد جهان را یگانه درمانی
چه پرده‌ها که گشودیم و آن‌چنان که تویی
هنوز در پس پندار سایه پنهانی

تصنيف «یاران» را از آلبوم شيدایی با صدای صدیق تعریف بشنوید و حال و روزی تازه کنید.

(298 کلمه)

مطالب مرتبط

قافله سالار

رستاخيز ققنوس

و اما شهرام ناظری

تا بيکران دور دست

تصحيح يک اشتباه

شجريان از دو نگاه

اميدهای ما به شجريان

نظرها (1)

با سر زدن به سایت شما تازه شدم .

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats