September 3, 2009

« خدايان بی‌پيامبر، پيامبران بی‌امت | صفحه‌ی اصلی | قضيه‌ی شکل اول؛ شکل دوم »

اگر جان را خدا داده است، چرا بايد تو بستانی؟!


تفنگ‌ات را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خون‌بار ناهنجار
تفنگ دست تو يعنی زبان آتش و آهن!

من اما پيش ا‌ين اهریمنی ابزار بنيان‌کن،
ندارم جز زبانِ دل
دلی لبريز از مهر تو، ای با دوستی دشمن!

زبان آتش و آهن،
زبان خشم و خون‌ریزی است!
زبان قهر چنگیزی است!

بیا بنشین، بگو، بشنو سخن، شايد
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید!

برادر، ای برادر!
گر که می‌خوانی مرا، بنشين برادروار
تفنگ‌ات را زمین بگذار
تا از جسم تو
اين ديو انسان‌کش برون آيد.

تو از آيين انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده است، چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه‌ غفلت اين برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جويی و حق با تست
ولی حق را، برادر جان،
به زور این زبان‌نافهم آتش‌بار،
نباید جُست!

اگر این بار شد وجدان خواب‌آلوده‌ات بیدار
تفنگ‌ات را زمین بگذار!

- صدای محمدرضا شجریان؛ شعر فریدون مشیری
(167 کلمه)

مطالب مرتبط

قافله سالار

رستاخيز ققنوس

و اما شهرام ناظری

تا بيکران دور دست

تصحيح يک اشتباه

شجريان از دو نگاه

اميدهای ما به شجريان

نظرها (7)

DOROUD BAR OSTAD SHAJARIAN VA DOROUD BAR MELAT SHARIF IRAN

وآتش(خدا) حنجره این مرد با موسی سخن میگویذ:تو در وادی مقدس طوی هستی

در اين وانفساي بي اخلاقي و خشونت ، اميدوارم شعر تر فريدون مشيري با آواز دلنشين شجريان دل آدم هاي پاك را آرامش و از سنگدلي ها بكاهد.

دورد بر مردان و زنان آزاده میهن درود بر استاد محمدرضا شجریان

مرحبا ، خيلي عالي بود . دستت درد نکنه .

عالی بود. نشنیده بودم این آهنگ استاد رو. چه قدر من اینجا رو دوست دارم. زنده باشین ان شاءالله

فراخوان نماز عید فطر جنبش سبز
بیت آیت الله منتظری
قم - بلوار شهید محمد منتظری - .کوچه 12

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats