April 22, 2009

« مرگِ رسانه‌ی آزاد، سالم و مستقل | صفحه‌ی اصلی | يک نقطه‌ی عطف در تاریخ انتخابات ایران »

درباره‌ی نسبت حق و مسئولیت

یادداشتی که درباره‌ی سخنان رييس دولت نهم در ژنو (و حرف‌های قبلی دیگرش) نوشته بودم  (+) گويا برای عده‌ای اسباب سوء تفاهم شده است. بی‌پرده توضيح می‌دهم:
آقای احمدی‌نژاد مثل هر انسان دیگری که صاحب شأن و کرامت انسانی است، حتی اگر رييس جمهور ايران هم نبود، «حق مسلم»اش این است که بتواند آزادانه و بدون ترس از آزار و تعقیب «حرف»‌اش را بزند و «عقيده»اش را بیان کند. اين حق آقای احمدی‌نژاد مستقل و فارغ از این است که من فکر می‌کنم او آدم خوبی هست يا نه. اما نمی‌توان از منبر «آزادی بيان» سخنانی گفت که در رفتار، گفتار و کردارِ خودِ ما هيچ نشانی از پای‌بندی به آن‌ها نيست.

اين‌که اعتراض کنیم آزادی بیان فقط ابزاری شده است در دست غربی‌ها برای حمله به عقايد مسلمانان، اعتراض به جايی است. آزادی بیان حقی است که هر انسان فارغ از کيش و آيين‌اش بايد داشته باشد. اما قيدهای‌اش اين‌هاست: ۱. آزادی بیان بی حد و حصر نيست و استثنا بردار است؛ ۲. بيان وقتی از حد عقيده‌ی محض عبور کند و مدلول‌های عملی داشته باشد، تکلیف‌آور هم هست و باید نشانی از مسئوليت‌پذیری و پاسخ‌گویی در قایل سخن هم دید.

خلاصه‌ی سخن بنده اين بود که آری، اسراييل رژیمی است که مرتب حقوق بشر را نقض می‌کند و نمونه‌ی عینی تبعیض‌نژادی است؛ ولی این حرف زیبنده‌ی دهان کسی که خودش مرتکب اين کارها نشده باشد. اين سخنان شایسته‌ی کسی است که نشانی از عمل هم در او باشد. نمی‌توان از ادبیات و زبان علی ابن ابی‌طالب استفاده کرد ولی عمل و کرداری شبيه به معاویه و خوارج داشت. ما فقط تشنه‌ی شنیدن «حرف»های (ظاهراً) خوب نباید باشیم. نشانه و علامت حرف و سخنِ خوب آتشین بودن و شهرآشوب بودن نیست. می‌شود به ظلم اسراييل اعتراض کرد، اما جوری اعتراض کرد که نهایت کار اسراييل محکوم شود و دست‌اش خالی باشد؛ نه این‌که انتقاد ما از اسراييل نتیجه‌اش بشود مظلوم‌نمايی اسراييل و امتیاز گرفتن پی در پی. این يعنی نقض غرض آشکار. ما فقط سخن نمی‌گوییم برای تشفی خاطر و جنجال درست کردن. انسان مسئولیت‌پذیر سخن‌اش را می‌سنجد و تعهد به لوازم سخن‌اش دارد. به قول مسعود بهنود، ایشان در ژنو صحبت می‌کند که سودش را در ایران ببرد. ایشان در کلمبیا خودش را رسوای خاص و عام می‌کند که با نعل وارونه زدن و تبلیغات دروغین در ایران، قضایا را معکوس جلوه دهد. مشکل اين‌هاست، نه این که ما احمدی‌نژاد را دوست داریم يا دوست نداريم.

پس، در زمينه‌ی آزادی سخن گفتن، اين دیگر مسأله‌ی «حق شهروندی» آقای احمدی‌نژاد نيست. احمدی‌نژاد نمادی است از یکی از ساختارهای قدرت. طبيعی است که باید حساسیت ما به کسی که ابزارها و امکانات‌اش با شهروندان عادی فرق دارد، بیشتر باشد. نباید مرتکب این مغالطه شد که نمی‌توان گفت چون ما از آقای احمدی‌نژاد خوش‌مان نمی‌آيد، او حق ندارد حرف‌اش را بزند. بنای استدلال من در اعتراض به سخنان آقای احمدی‌نژاد این نبود که من او را خوش نمی‌دارم. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. عوامانه سخن گفتن، یعنی خالی کردن سخن از ظرایف و دقايق جايگاه و مقام، به بهانه‌ی نفس یک سخن. اشکال احمدی‌نژاد سخن‌ناشناسی و موقع‌ناشناسی است، نه استفاده از حقوق انسانی‌اش.
(518 کلمه)

مطالب مرتبط

بر عکس نهند نام زنگی کافور!

طرح بحث: سياه‌مشق متافيزيکی

غلام آن کلماتم که آتش انگيزد...

عشقِ فرزانگان

زهر بر پوست و زهر در جان

در پندار کمال و خطاکاری آدمی

قال الأستاذ...

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats