October 13, 2008

« حديث خويش گفتن | صفحه‌ی اصلی | جبرييل‌شناسی صاحب کشفِ اسرار – تکميليه‌ی اصلاحيه »

سواری به شيطان

هلاک می‌شوم اگر اين‌ را نگویم. این جمله را دوستی نازنین از آدم خاصی نقل کرد. با رعایت ناشناس بودن همه‌ی طرف‌ها و اعتنا به اصل مضمون می‌آورم: «پشت آدم می‌شکند وقتی ببيند بعد از چهل سال سجده بردن پيش حق، همه‌اش به شیطان سواری داده است!» پس و پيش ماجرا را می‌گذارم برای اهل حال و صاحبانِ حکایت. مشابه مضمون و معنا در حديث و روایت و حکايت و شعر و داستان هست. اين صورت‌بندی‌اش با توجه به داستان‌های نشسته در پشت‌اش جالب بود. تازه شد قصه برای من... این‌ها باشد تا ما هم یک وقتی از شيطان خودمان بگويیم... هر کسی برای خودش شيطانی دارد و خدايی! ای خدای من! مرا از شيطان (و شیطان‌های) من، برهان! چيزی شبيه به اين چيزها! تو که می‌دانی ما کجاها زمين می‌خوريم! پس زمين‌مان نزن! زورآزمايی با ما نکن! ما هم سعی می‌کنيم با تو زورآزمایی نکنیم! ما که زمين‌خورده‌ايم از همان اول!
(152 کلمه)

مطالب مرتبط

حوصله

حسرت رياضيات!

من يکی مجنون ديگر . . .

مهربانی کافی نيست . . .

در بيابانِ فنا . . .

شب قدر

ثبت شدم

نظرها (5)

و انسان خداوند را آفرید

جالب بود. پيشنهاد ميكنم شيوه ارسال نظر را ساده تر كنيد.
*****
امن‌ترین، مطمئن‌ترين و بی‌دردسرترين راه برای من همين است. جز این زحمت‌اش برای من فراوان می‌شود. نمی‌ارزد.

البته غلغلک درست است. ببخشید

سلام
تف به گور شیطان نامرد

گاهی اوقات درست زمانیکه فکر می کنی داری کارِ خدایی و خوبی انجام میدی می بینی که کارت کاملا اشتباه و شیطانی بوده... ای کاش بتونیم فرق اینها را تشخیص دهیم.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats