June 14, 2008

« فرانسه يا آفريقا؟ | صفحه‌ی اصلی | در باب تهاجم و دفاعی که هيچ وقت مقدس نمی‌شود »

مشهد: شهرِ مُرده!

مدت‌های درازی است که می‌خواهم اين را بنويسم و بسی حرف نگفته دارم که در پی‌اش بنويسم. اين بخش از مصاحبه‌ی اخير محمدرضا شجريان را با بی‌بی‌سی فارسی بخوانيد:
«در شهرستان‌ها مشکلات زیادی هست در آنجا بیشتر امام جمعه‌ها که سخت مخالف موسیقی هستند، تعیین‌کننده هستند و با طرح حرف‌های برای کار ما مشکل ایجاد می‌کنند.
البته گاهی من به این حرف‌ها واکنش نشان می‌دهم و ممکن است مشکلات تا حدودی حل شود. ما تقریبا فقط در اصفهان کنسرت داشتیم و چند سال پیش در شیراز. در سایر شهرستان‌ها ما با مشکل مواجه هستیم. چون فضا در شهرستان‌ها پیوسته در حال تغییر است یعنی با تغییر یک شهردار، استاندار، و یا امام جمعه همه سیاست‌ها تغییر می‌کند. در چنین جوی نمی‌تواند کنسرت داد. ما با مشکلاتی از این قبیل روبرو هستیم وگرنه من ترجیح می‌دهم در داخل ایران برنامه‌های خود را اجرا کنم و مشکلات دوری از وطن و این سختی را دیگر نخواهم داشت. ولی مدیران دولتی و کسانی که در راس امور هستند مانع تراشی می‌کنند. برای مثال، من در شهر خود مشهد برای ۳۰ سال است که نتوانسته‌ام کنسرت بدهم. چون جوی بر این شهر حاکم است که گروهی که مخالف موسیقی هستند نمی‌گذارند کنسرتی برگزار شود

همه‌ی حرف‌ها را خود شجريان در همين جملات کوتاه گفته است. و برای مشهد و مسئولان‌اش همين ننگ بس که حتی شجريان نمی‌تواند در آن کنسرت بدهد. فکرش را کرده‌ايد که اگر امام هشتم شيعيان در آن شهر مدفون است دو معنا می‌تواند داشته باشد؟ يک معنای‌اش همين معنای عامی است که همه می‌فهمند. معنای ديگرش اين است که ساکنان همين ديار او را کشته‌اند يا به کشتن داده‌اند! و اکنون سی سال است که در مشهد هنر و موسيقی می‌کُشند! و البته علما می‌دانند که موضع فقيهان مشهدی نسبت به عقل چی‌ست! ولی چرا گفتم: «مشهد: شهرِ مرده»؟ به خاطر اين بيت حضرت حافظ:
هر آن کسی که در اين حلقه نيست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوی من نماز کنيد!
(327 کلمه)

مطالب مرتبط

قافله سالار

رستاخيز ققنوس

و اما شهرام ناظری

تا بيکران دور دست

تصحيح يک اشتباه

شجريان از دو نگاه

اميدهای ما به شجريان

نظرها (17)

من مقاله اي بنام مشهد شهري كه بود و مشهد شهري كه از پاي بست در حال ويران شدن است نوشتم در وبلاگ زير مي توانيد آنرا مطالعه بفرماييد.

http://mashhadtour.blogspot.com

استاد رو همیشه بخاطر اینکه توی مشهد کنسرت نمیداد بی وفا میدونستم.
ولی استاد .....

از ابومسلم خراسانی هم کاش یادی میشد . هم اون که تنها افتخار ایران درزمان جور اعراب بر ایران بودولی دوام نیاورد.
حالا کجای این مملکت زنده است هر جای این مملکت اسمون همین رنگی هست و تنها دلمون به تاریخ خوش هست.

سلام به همه.مشهد بزرگترین شهر ایران و حقیقتا شهر زیبایی است .و من که خیلی دوست دارم بروم مشهد مقدس.البته طهران بزرگتر است ولی طهران شهر خوبی نیست. فقط مشهد و بعدش شیراز.وای مردم اگه میدونستید من چقدر مشهد رو دوست دارم.مشهد غول خفته ایست در شمال شرقی ایران عزیزم.و تا کیلومتر ها از این شهر بزرگ شهری بزرگ نیست .نزدیکترین شهر بزرگ به این کلان شهر زیبا احتمالا اصفهان است که انهم خیلی دور است.به هر حال مشهد را دوست دارم.

ادم بي شعورايا نميداني درزمان شهادت امام رضا مشهد وجود نداشته است ومعمون عباسي عرب ايشان راكشته است
****
«معمون»‌ات ما را کشته!

من فقط یه بار رفتم مشهدهمون یه بار هم از مشهد خوشم نیومد.با این حال باید ببخشید پستت مزخرف بود! مردم مشهد امام رضا رو کشتن؟این و از کجای تاریخ بیرون کشیدی برادر جان؟ کنسرتهای موسیقی نه فقط در مشهد بلکه همه جای ایران برگزار نمیشن همین الا ن هم اگر استاد رو بذارن توی مشهد کنسرت بده 100% مرم مشهد(مثل مردم هر شهر دیگه) ازش خیلی استقبال میکنن.
به نظرما دیگه از این نتیجه کیریهای فلسفی تاریخی دینی و...! عالمانه نکن
****
هر آدمی که حداقل عقلی داشته باشد می‌فهمد که مقصود از اين نوشته این نيست که مردمِ مشهد، همين مردمی که ما امروز در مشهد می‌بينيم امام رضا را کشته‌اند! ولی به هر حال یکی یک جايی امام رضا را کشته است. نه؟ مقصود من همان آدم و همفکرانش بوده است! ولی تفکری که امروز در مشهد مانع از برگزاری کنسرت شجريان می‌شود، مانع از چه کارهای ديگری می‌تواند بشود؟ يعنی اين قدر مفهوم و معنای کنایه برای شما مبهم است؟!

با موضع بي طرفانه در باره اين موضوع.
در سال هاي دور يکي از دوستان و همکاران مشهدي به من که کرماني هستم به شوخي گفت:شما کرماني ها چقدر سنگ دليد که خواجويتان(شاعر بلند آوازه خواجوي کرماني)گذاشت و رفت در شيراز مرد.
في البداهه با مزاح گفتم اما مثل شما مشهدي هاي قصي القلب امام رضا(ع)را که به شما پناه آورده و مهمان شما بود نکشتيم.
پشيمان از گفته خود پوزخندي زدو هيچ نگفت.

عجب حکایتی! تفسیری که آدم مدام از این و آن میشنود و بی ربط. همه جای ایران این ذهنیت برای اجرای کنسرت هست اما در شهرهای مذهبی کمی تعصب بیشتر است و طبیعی است. یا بهتر است بگوییم با فرهنگی که در این نوع شهرها حاکم است تطابق دارد اما اینطور ربط دادن ....!
****
عجب حکايتی!‍ من نمی‌فهمم چرا همه به خودشان می‌گيرند کشتن امام رضا! ربط‌اش آشکار است،‌خوب. ولی البته کسی به شما و بقيه‌ی مشهدی‌هايی که سخت رگ مشهدی‌شان قوی است ربط‌اش نداده!

درود

در سفری که اخیرا به مشهد داشتم این نکته قابل توجه و زجرآور بود که علی‌رغم ظاهر همه چیز، خود این متولیان گرامی به امام رضا (ع)نیز احترام نمی‌گذارند. از برخورد با زایران حرم گرفته تا 100 متری بیرون حرم که به صیغه کردن زنان و قاپیدن دختران می‌پردازند. من خود شاهد این جریان بودم. خاک مرده بر سر این ملک پاک ریخته‌اند!

"از دردی که می کشیم"
می دانم آدمهای بسیاری هستند که درد می کشند . از میانشان آنها که درد دندان کشیده اند سرامدند . هر چند سردرد ، درد کلیه، درد معده و دردهای دیگری نیز هستند که هر یک به نوبه خود آن می کنند که خدا نصیب هیچ بنی بشری نکناد .
و میدانم اگر نبود مسکنی که کاهنده آن رنج باشد ، هیچ کس را یارای طاقت آن درد نبود .گاهی ایبوبروفن گاهی مفنامیک اسید گاهی استامینوفن از نوع کدئین دار و یا ترامتادول و در موارد شنیع تر متادون و مرفین یا حتی راپیفن .
اما وقتی که هیچکدام از اینها جوابت را ندهند ، آنوقت باید بدنبال یک زهرماری باشی که حداقل باعث فراموشی دردت شود .
درد حقارت از آن دردهاست . که درمانش فقط نسیان است مخصوصا وقتی که اپیدمی هم باشد ، حکایت یکی دو نفر نیست ، قضیه سه چهار میلیون نفوسی ست که در جایی شهر مانند روزگار می گذرانند . جایی که مرد دارد زن دارد جوان دارد دکتر دارد حمال دارد آرتیست دارد فرهیخته دارد آدم با حال دارد آدم ناجور هم دارد کلکسیونر پروانه دارد نویسنده داستانهای علمی تخیلی دارد برنامه نویس ++Cدارد و خیلی داشته های ریز و درشت دیگر که بعضا صنف و اتحادیه هم ندارند .
در کنار اینها امام جمعه هم دارد که البته بجای اینکه مثلا روح شهر باشد ، شده ملکه عذاب و نکیر و منکر هفتگی اعمال و رفتار مردم . پاسبان هم دارد که بعضا بجای آنکه مثلا باشد امین مهربان مردم ، شده میر غضب سرگردنه . انواع مدیر فرهنگی و غیر فرهنگی هم دارد که بجای محور بالندگی و مغز متفکر توسعه همه جانبه شهر ، شده اند تندیس بتن آرمه جمود و تنگ نظری و بی سوادی و جهل ، و بیشماری مسئولین بی مسئولیت دیگر که به تنهایی برای نابودی یک تمدن کفایت می کنند .
حالا دردمند و ناامید ، در شبی ابری و طوفانی به کنکاش لختی تسکین ، که البته میدانی درمانت نیست ، دل می سپاری به دریای اینترنت به امید پیدایش ساحلی آفتابی ، بلکه با مسکن نسیان کمی خود را اغفال کنی !
... و ناگهان چشمت روشن می شود به جمال یاری به فرنگ رفته که حدیث جانگداز دلت را دم گوشت فریاد می زند . که ایها الناس ، ای اهالی این شهر مرده ، شهر ملال آور ، شهر دلگیر ، شهر کوفت ، شهر زهرمار، شمایان چگونه زندگی می کنید اصلا چرا زنده اید ؟ بمیرید با اینهمه حقارت !
و نمی داند چه می کشیم از این همه دردی که می کشیم و می کشیم و می کشیم و
...
پا را از دریای 17 اینچی ام بیرون می کشم و چشم بسته گوش می سپارم به ندای یکی از همان همشهریها .
قاصدک
قاصدک هان چه خبر آوردی ؟

از کجا و از که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی اما

گرد بام و در من

بی ثمر می گردی

انتظار خبری نيست مرا

نه زياری ، نه ز ديار و دياری ، باری

برو آنجا که ترا منتظرند

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

قاصدک در دل من ، همه کورند و کرند

دست بردار از اين در وطن خويش غريب

قاصدک تجربه های همه تلخ ،

با دلم می گويند ،

که دروغی تو دروغ

که فريبی تو فريب

قاصدک هان ، ولی آخر ايوای

راستی آيا رفتی با باد ؟

با توام ، آيا کجا رفتی آی ،

راستی آيا جايی خبری هست هنوز ؟

مانده خاکستر گرمی جايی ، در اجاقی ؟

طمع شعله نمی بندم

خردک شوری هست هنوز ؟

قاصدک

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می گريند .

در همین اصفهان هم اوضاع افتضاحه. با مصیبت کنسرت می گذارند. آنهم اطراف اصفهان بیشتر. البته فرقش اینه که در اصفهان غیرمسئولان بیشتر اذیت می کنند تا مسئولان!

و چه درست سرود اخوان عزیز که /باز فتادم به خراسان مرگبار/
غمزده خاموش فروخفته خصمکام/
دزدی و بیداد و ریا اندر آن حلال/
حریت و موسقی و می در آن حرام/
افسوس و صد افسوس.
ولی با این وجود مشهد برای من همچنان وطن خواهد ماند و غم دوریش را با خاطرات خوب گذشته هموار می سازم.

"يک معنای‌اش همين معنای عامی است که همه می‌فهمند. معنای ديگرش اين است که ساکنان همين ديار او را کشته‌اند يا به کشتن داده‌اند! و اکنون سی سال است که در مشهد هنر و موسيقی می‌کُشند"
از تو بعید بود اخوی! این چه تفسیر بی ربط عوامانه ای است که از مردم مشهد میکنی؟ و از آن عجیب تر همطراز آوردن کشته شدن قطب عالم امکان با کشته شدن موسیقی! برادرانه میگویم، موسیقی هم هنری است که مثل همه هنرهای دیگر انواع دارد، از قدسی و روحانی گرفته تا هجو و مبتذل. عشق ما به موسیقی (همین الان که این را مینویسم نوای "دختر خورشید" قربانی در گوشم است، من هم مانند تو دل به موسیقی دارم شدیدا) نباید چشممان را ببندد بر اینکه جایگاه واقعی مموسیقی در این دنیای بی نهایت کجاست. موید باشی
****
شما مشهدی هستی؟ نمی‌دانم. ولی من در مشهد به دنيا آمده‌ام و در مشهد هم بزرگ شده‌ام. و همیشه از آن خاک گريزان بوده‌ام. آدم‌ها با هم فرق می‌کنند. کجای برداشتِ من تفسير بی‌ربط عوامانه است؟ بفرماييد که اگر همان امام هشتم امروز در ميان همين مردم بود، با او چه می‌کردند؟ معيار را همين فرهنگ و آداب و رفتار مردم امروزی بگيريد. وانگهی من درباره‌ی مردمِ همان زمان حرف زده بودم. مثال ديگری برای‌تان بزنم تا قضيه روشن‌تر شود. مگر در همين ولايتِِ اسلامی خودمان ملت شعار نمی‌دهند که ما اهل کوفه نيستيم حسين (يا علی) تنها بماند؟ يعنی درکی از مردم کوفه دارند. همين رو شما قياس بگيريد و برويد تا آخر.

سلام
اینکه معنای "مشهد"را بگونه ای که مطابق رای و مراد خویش است تفسیرمی کنید ؛نشان دهندهء ذوقی سلیم است!
***
شايد بايد از اين به بعد به مشهد بگويند مقتل!

سلام دوست عزیز من وبلاگ شما رو هر از گاهی سر میزنم بخاطر نوشته های روان آن ولی دوست عزیز یه گله دارم وان هم این که چرا گفتید امام هشتم رو ساکنان همین مشهد گشتن ؟؟؟ گشتن امام هشتم توسط حاکم عرب تبار بود و هیچ ربطی حتی به ایرانی نداشت چه برسد به مشهدی.اجازه ندادن برای برپایی کنسرت هم باز بر میگرده به مسئولین شهر نه مردم شهر .
خوب امیدوارم از حرف ناراحت نشده باشید
با آرزوی موفقیت برای شما دوست گرامی
****
شما زیاد قضيه را جدی نگيريد و اساساً به خودتان نگيريد. شما که نکشته بوديد، کشته بوديد؟

متاسفانه هنر و بالاخص موسيقي جدي گرفته نمي شود.هنر از برنامه ي جايگاه مناسب و مطلوبي برخوردارنيست.دانش اموزان با كدام سرمايه ودانش هنري وموسيقايي آشنا مي شوند.و به اين دليل است كه انواع سليقه هاي توده اي وسطح پايين شكل مي گيرد.
فقط مشهد نيست كه شهرمرده است .بلكه همه ي مدازس ايران از جهت هنر وموسيقي مرده است

اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز / پیاله‌ای بدهش گو دماغ را تر کن

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats