November 8, 2007

« بدنامی ابليسی | صفحه‌ی اصلی | محاربه با خدا »

مدرسه تعطيل، عقل تعطيل، انديشه بيکار!

وقتی خبر تعطيلی مدرسه را شنيدم، بی‌درنگ به ياد شعر سايه افتادم. شعری که برای روزنبرگ‌ها سروده بود:
«خبر کوتاه بود
اعدام‌شان کردند . . .»
خودتان بقيه‌ی شعر را بخوانيد. جالب است، نه؟ مجله‌ای «اعدام» می‌شود. ولی چرا؟ چرا اين مجله؟ بارها با خودم فکر کرده‌ام که بعضی مجلات ما، مخاطب‌اش تنها قشر معدود و محدودی از جامعه است که شايد شمارشان از دويست سيصد نفر هم تجاوز نکند. و اين شمار اندک، عمدتاً تأثير عميقی بر جريان کلی اجتماعی ندارند و غالباً آراءشان در حيطه‌ی همان معاشران و هم‌فکران‌شان باقی می‌ماند. شنيدم که يکی از اتهامات‌شان اشاعه‌ی الحاد بوده است! ظاهراً آراء تازه‌ی محمد مجتهد شبستری باعث آشفتنِ خوابِ آسوده‌ی عده‌ای شده است. اما گرفتیم که باورهای فقيهی روشن‌انديش و استادی دانشگاهی که سابقه‌ای درخشان در کار علمی دارد، با باورهای عاميانه سازگار نباشد، مگر اين گوشه‌نشينان عالمِ انديشه آزارشان به چه کسی می‌رسد که حالا بايد دهان‌شان را دوخت؟ مگر «مردم» همگی انديشه‌های‌شان به معنای لفظی کلمه همه موحدانه و ناب و خالص است؟ با اين حساب بايد پاره‌ی بزرگی از جامعه را به جرم انديشه‌های ناسازگار با باورهای رسمی به حبس و بند کشید. اما صورت مسأله بسيار ساده‌تر از اين‌هاست. اصلاً ماجرا را من تفتيش عقيده و نظارت بر انديشه نمی‌بينم. لايه‌ی زيرين ماجرا اين است: کين‌خواهی! اما اين کينه‌ورزی از چه روست؟ حسادت؟ اين آزار و اذيت اهل انديشه از کجا صادر می‌شود؟ هميشه در ديار ما نسبت مجازات و عمل، نامتناسب بوده است. اين هم نمونه‌ای ديگر از آن. مگر زيان بی‌شمار کسانی که در لباس دين‌داری و با تظاهر به تشرع، آرام‌آرام ريشه‌ی دين را می‌سوزانند، کمتر است؟ ضربه‌ای که متنسکان و قشريان ظاهربين به دين می‌زنند، به مراتب مهلک‌تر از ضربه‌ای است که حتی روشنفکران دين‌ستيز به دين می‌زنند (روشنفکران دين‌ورز و دردمند که ديگر جای خود دارند). طرفه آن است که بسيار پيش آمده است که روشنفکران دين‌ستيز، بيشتر به بقا و بالندگی دين ياری رسانده‌اند، ولی مگر کسی مثل مجتهد شبستری دين ستیز بود؟ امان از زمانی که جهل آلت قدرت به چنگ آورد! سلاح قدرت در چنگ جهالت، بر هم زننده‌ی «عدل» و «صلاح» است، به ويژه که اين سوء استفاده از قدرت به بهانه‌ی دين باشد. آن وقت دين هم قربانی اين تنگ‌نظری‌ها می‌شود. اعدام مدرسه، ماتمی است برای اندک‌شمار انديشه‌ورزانی که دغدغه‌ی دين و سلامت جامعه را دارند. مايه‌‌ی دريغ است که جامه‌ی عدل و سلامت و صلاح گويا بر قامت جامعه‌ی ما ناراست می‌آيد. اما که گفته بود که اين تشريف شريف بر بالای کسی کوتاه بوده است؟ افسوس و دريغ. ما می‌توانستیم بسی بهتر از اين باشيم.

پ. ن. متن پی‌دی‌اف مقاله‌ی مجتهد شبستری با عنوان «قرائت پيامبرانه از جهان» در آخرين شماره‌ی «مدرسه». (حجم فايل حدود ۷ مگابايت است). به اعتقاد من در اين مقاله‌ی شبستری گوهر ايمان متجلی است. شگفتا که عده‌ای بی‌خرد از چيزی که در آن ايمان موج می‌زند، الحاد استنباط می‌کنند! ظاهراً معنای ايمان و الحاد بسيار تغيير کرده است. می‌بينید؟ قدرت و سياست، حتی معنای ايمان را هم عوض می‌کند.

(494 کلمه)

مطالب مرتبط

پشمينه‌پوش تندخو . . .

از شگفتی‌های علی

چرا دين اقلی با ولايت سياسی قابل جمع نیست؟

نقيضِ دينِ اقلی!

ولايت حقيقی و حقوقی

دين حداقلی است يا حداقلی می‌خواهيم‌اش؟

«تفسير به رأی»: کدام رأی؟

نظرها (8)

با درود
به عقیده ی من این مقاله ی آقای شبستری پر از استدلال های ضعیف و پر اشکال بود. حتا در تعدادی از نقل ها ایشان آیات قرآن را هم در ترجمه تغییر داده بودند. می شد به جای تعطیل کردن پاسخی مستدل به آن داد.

داریوش جان سلام
می خواستم ازت خواهش کنم آهنگ "آرزو گم کرده ام پاپ افغنی" را که روی سایتت گذاشته ای برایم ای میل کنی.آیا این زحمت را می کشی؟ خیلی ازش خوشم آمده...
مرسی
***
فايل صوتی اصلی را ديگر ندارم. هر چه هست، همين فايل فلش است. من خيلی از آثاری را که الان در طربستان هست، خودم ندارم ديگر.

سلام
امیدوارم ایام به کام و دولت مستدام باشه
گهگاه سر میزنم و گاهی بلیکی! مینویسم و بر حسب عادت ترجیحا از باب مخالفت وقتی گشودنی باشد یا لا اقل زدنی
:)
ممنون از نوشته ها که گاه حال من یکی را لا اقل دگر کرده و اما برسیم به آن باب دلچسب
گمانم در ارتباط دادن بستن مدرسه به کین خواهی کمی تند رفته اید
به نظرم به زمینه بحث باید بیشتر توجه کنیم جمهوری اسلامی خود را متولی سعادتمند کردن انسان بر اساس اسلام میداند و نه تنها خود را در برابر آنچه میگوید مسوول میشمارد بلکه خود را موظف میداند از نشر افکار گمراهی آور توسط دیگران هم جلوگیری نماید
گفتگو را خواندم. خب آقای م ش تا آنجا که من فهمیدم در نظراتشان تلقی از نبوت و قرآن ارایه میدهند که بدون اغراق با تلقی سنتی تضاد اساسی دارد. خب مسوول قضایی یا ارشاد که در کتاب قانونش صد بند مختلف ندارد. مطلب را نامناسب دیده کتابش را باز کرده که به کدامین گناه میتوان بستش و اشاعه الحاد را یافته و اعلام کرده. به نظرم در مواجهه با مطلبی که آنرا خوش نداشته میتوان گفت شاید کمی تندروی و یا حتی عصبیت به خرج داده ولی لفظ کین خواهی نوعی مشکل شخصی و دیرپا را تداعی میکند
مستدام باشید

چند وقت قبل اقای ارغنده پور توی وبلاگشون نوشته بودن که کاش مدرسه با جلد و مشخصات کتاب چاپ بشه تا ماندگاریش بیشتر بشه....از ان روی که این یادداشت را اینجا خوندم(یعنی اینجا اولین جایی بود که خبرش را شنیدم) دارم به حرف اقای ارغنده پور فکر میکنم......
این روزها به ناماندگاری ها هم باید قانع بود انگار

سلام.

آیا "مدرسه" وبسایت هم دارد؟(یا داشت؟!) اگر بله، آدرس آن چیست لطفاً؟
شماره های قبلی اش آیا بروی نت هست؟

تشکر.
***
نه. مدرسه اگر وب‌سايت داشت که گرفتار مجوز و توقيف نمی‌شد.

سلام!
لطفاْ نظر شريفت درباره ی مقاله ام
http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-278.aspx
نظرتان درباره ی «فیلترینگ» و «ممنوعیت استفاده از تلویزیون ماهواره ای» چیست؟
***
به روی چشم می‌خوانم. اگر نظر من قابل بود، می‌نويسم حتماً.

سلام،
آن‌چه گفته‌اید، بسیار راست و درست است. دردِ دلِ بسیاری را نوشته‌اید داریوش عزیز! اما ببخشید که در این میان، از نشانه‌های نگارشی می‌گویم. به گمانم اگر تیتر را این‌گونه می‌نوشتید، به‌تر بود: "مدرسه، تعطیل؛ عقل، تعطیل؛ اندیشه، بی‌کار!"

کار پاکان روشنی و گرمی است
کار دونان حیله و بی شرمی است
سلام داریوش عزیز
دفاعی که شما از نشریه کرده اید
مرا به یاد این عبارت می اندازد - (کبریت بی خطر ممتاز)
خود ملاحظه میکنید که این تعبیر
چه اندازه پارادوکسیکال است
برای آنانکه ریشه در حیله و بی شرمی دارند البته جایز است که کبریت را هم از دست ما بگیرند اما غافلند که روشنی وگرمای ما از جانهای روشن و دلهای گرمی است که عمری بر سر این راه نهاده اند.
اینک بر همه ماست که نشان دهیم که کارخانه برپاست و چرخش باز نمی ایستد وکمترین کاری که هر یک از ما میتوانیم هدیه یک چوب کبریت است به دوست کناریمان
ومکروا ومکرالله والله خیر الماکرین

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats