September 24, 2007

« چند سياست‌مدار عصبی در آمريکا | صفحه‌ی اصلی | درد دل با احمدی‌نژاد »

هنوز وقت‌اش نشده؟

داشت از ديوار خانه‌ی مردم بالا می‌رفت به قصد دزدی. صدای تلاوت قرآن به گوش‌اش خورد. خوب که گوش داد، اين آيه بود: «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ الَّلهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ» (سوره‌ی ۵۷، آيه‌ی ۱۶). همان‌جا دل‌اش لرزيد و اشک‌های‌اش سرازير شد و آدمی ديگر شد. ماها تمام عمرمان از ديوار داريم بالا می‌رويم! هنوز وقت‌اش نشده؟ شايد پنبه‌ توی گوش‌مان گذاشته‌ايم!

پ. ن. راستی فضيل عياض توی ماه رمضان آدم شد يا ماه‌اش زياد مهم نبود؟

(99 کلمه)

مطالب مرتبط

زبان عاجز تفسير

مغالطه

ما غرّک بربک الکريم؟

نظر کردن به درويشان . . .

رنج ضايع، سعی باطل، پای ريش

که هر که بی‌هنر افتد . . .

همای گو مفکن سايه‌ی شرف هرگز!

نظرها (3)

بردينم به فكر : ممنون

فضیل، اصلاً پنبه در گوشش بود یاآن را برداشته بود؟! پنبه در گوشش گذاشته بودند یا خودش گذاشته بود؟! پنبه را کسی دیگر و نیرویی دیگر از گوشش برداشت یا خودش برداشت؟! دزدی و دروغ، سرتاپای جامعه‌اش را فراگرفته بد یا...؟! (البته آن زمان، چیزی به نام ِ جامعه‌ی پیچیده‌ی امروزی نداشتیم که همه چیز با همه چیز، در پیوندی استوار باشد!!)زمینه‌ی لرزش دل داشت یا ناگهانی دلش لرزید؟! چرا دل ِ فضیل ِ دزد، لرزید و دل ِ صد دزد ِ دیگر، در کوچه و دیوار و منبر، نلرزید؟! پنبه‌ی در گوش ِ فضیل، اگر در گوشش بود، از جنس ِ چه بود؟! از جنس نیاز یا آز؟! از جنس عجز یا قدرت؟! از جنس جبر یا اختیار؟! از جنس... به‌هرحال، این‌ها همه، چیزی از متن ِ خوب شما و سخن ِ گرم شما کم نمی‌کند. من، با این نوشته‌ی شما، به نوبه‌ی خودم تلاش می‌کنم آن باشم که باید و شاید!

فضیل از اول‌اش هم آدم بود! فکر کردی عیاری کم حرمت دارد؟

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats