May 25, 2007

« این دلِ آبگينه . . . و این همه خون | صفحه‌ی اصلی | انديشه‌ی پريشان آرامش دوستدار »

جرثومه‌ی سياست

عجب فيلم شگفت‌انگيزی بود اين «تمام مردان شاه». شاهکاری بود و سخت تکان‌دهنده. من هميشه سعی کرده‌ام فاصله‌ام را از سياست حفظ کنم. هميشه باور داشته‌ام که وارد شدن در بازی سياست، شرف آدمی را از او می‌ستاند. و دريغ که در ميدان سياست، بسيار بسيار اندک شمارند آن‌ها که پا به اين دريا می‌نهند و خشک برون می‌آيند، از اين دوزخ می‌گذرند و سرد خارج می‌شوند. اين عده، اگر اصلاً وجود داشته باشند، شمارشان بسيار بسيار اندک است. شايد تقوا را بايد جور ديگر معنا کرد. اما اين را به يقين می‌دانم که سياست برای دو دسته از آدميان هرگز تراشيده نشده است:‌ يکم برای زاهدان و پارسايان و ديگر برای عاشقان! از اين دو دسته که بگذری، هر صنف ديگری از آدميان در سياست سودی دارند و در آن اثری می‌نهند. اين فيلمی که شان پن و جود لا بازی درخشانی در آن دارند، سخت نوميدکننده است. به گمان‌ام، اين همان تصويری است که من از سياست می‌شناسم، تصويری که به واقعيت نزديک‌تر است. سياست آلودگی دارد. و چه خوب است آن‌که می‌خواهد وارد سياست شود، از همان پله‌ی نخست آرمان‌خواهی را بدرود گويد. اين فيلم آينه‌ای از صحنه‌ی سياست کشور ما در هشتاد سال گذشته بوده است يا نه؟ عروسک‌های خيمه‌شب‌بازی قدرت را چه کسی می‌گرداند؟ عروسک‌های رسانه‌ای را، مهم نيست از چه جناحی باشند، اين عروسک‌ها را چه کسی می‌گرداند؟
ديدنِ‌ اين فيلم سخت خلق‌ام را تنگ کرد، آن قدر که هر چه می‌بينم در جهان،‌ تلخ‌کامی است که خودکامه‌گی و بدنامی آدمی. محافظ ويلی استارک، محافظ بددهن و سنگ‌دل‌اش، «شکر»‌ نام داشت! خط «شکر» را بگيريد و برويد تا آن بالا بالاها. حال‌ام بد است. از سياست بيزارم. نمی‌دانم کی قد راست خواهم کرد تا کمی اين دنيای واقعی را جدی‌تر بگيرم، اما حاليا حال‌ام خوش نيست. سياست از هر سو که قدم در آن بنهی، چندش‌آور است. من کجا ايستاده‌ام؟ نمی‌دانم! تقوا چه تلقين می‌کند؟ حيران‌ام! شما که بازی سياست را آسان می‌گيريد و شهوت قدرت ديوانه می‌کند شما را، به دنيای خود انديشيديد يا به آخرت‌تان؟ گمان کنم به هيچ يک نينديشيده بوديد. اگر فکری می‌کرديد، چنان از سياست می‌گريختيد که آهوی رمنده از شير درنده.
(354 کلمه)

مطالب مرتبط

حوصله

حسرت رياضيات!

من يکی مجنون ديگر . . .

مهربانی کافی نيست . . .

در بيابانِ فنا . . .

شب قدر

ثبت شدم

نظرها (9)

من به دلایلی کار با سیاست را بر خود واجب میبینم که فکر میکنم اسلام این را از من میخواهد.وقتی میگویی که سیاست چندش آور است من به یاد پیامبر(ص) و علی(ع) میافتم.آیا رسیدن به جایی که کسانی مثل ما که بشر بودند به آن رسیدندویا در آن قدم گذاردند آرمانخواهی و دور از واقعیت است؟آیا آنان شهوت قدرت داشتند؟وقتی قرآن قسمتی از رسالت پیامبران را اقامه قسط قرار میدهد آیا میتوانم دست از آن بشویم؟من با شریعتی هم عقیده ام.قسمتی از مجاهدت و امر به معروف و اقامه قسط به نطرم در سیاست اجرا میشود.نمیدانم در این میان چه گروه عاشقانی درست کرده ای؟عاشقان یا ترسویان؟گویا در این منطق حنیف نژاد عاشق نیست،نه؟بازرگان چه طور؟شهوت قدرت داشت؟قبول دارم سیاست در ایران با کشورهای متمدن فرق میکند،ولی آیا در ایران نباید دنبال سیاست بود؟یا ایران مثل کشورهای دیگر نیست یا ذهن من خیلی قدیمی است. وقتی سخن از نفی سیاست میشود،من یاد زاهدان عاشورا میافتم.قسمتی از حرفهایتان بسی جبرگرایانه است.

دکترکاشانی عزیز کاربرد برخی جملات مرسوم آسونه ولی عواقبش ؟....توی فرهنگ سیاسی ایرانی همیشه سیاست یک امر ÷لید بوده ودولت معنای حالی به حالی شدن وتغیر و دگر گونی میداده برخلاف بقیه زبونها که معنای ایستایی رو تو خودش حمل می کنه فکر نمیکنید ته دلتون همیشه خیلی سنتی بودید که فکر می کنید توی سیاست شرف آدم.... اصلن توی دنیای مدرن شرف رو چه طور معنی میکنید ؟ به این جملتون فکر کنید وبه خودتون .... ÷یروز باشید و زنده

آيااگه شرافتمندها كنار بكشند شرافتمندترها مرد سياست ميشند؟ نه .سر مردم چي مياد مساله خيلي سخته داداش وقضاوت تقريبن محال.....

سلام!
شما خودرا جزو کدام دسته از آدمیان می دانید که می گویید:
«برای این دو دسته از آدمیان هرگزتراشیده نشده است؟»و بعد از سیاست حرف می زنید.
***
من ميان اين دو گرفتارم!

سلام
من امروز نشستم وبلاگتون رو خوندم و کلی تازه شدم و روحیه گرفتم.الان هم دارم با اون شجریان های کنار صفحه حال میکنم.کاش میشد دانلود کرد.

سلام

داریوش جان وبلاگت در ایران فیلتر شده است. فکر کنم فقط از یکجا آن هم پارس آن لاین بتوان به وبلاگ دسترسی داشت. وبلاگ قبلی خودم هم فیلتر شد. به هر حال اگر آدرس را عوش کنی بهتر است اینجوری امکان برقراری ارتباط هست.

موفق باشی
***
راهی برای عوض کردن آدرس نيست. ماييم و همين گوشه‌ی ويرانه‌ی فعلی!

سلام
من به مطلبي كه در سايت راديو زمانه نوشته شده بود توجه كردم و نظرات شما و نويسنده وبلاگ (يادم رفت اسمش). در باره اوون كسي كه مسلمون شده. به اعتقاد من شما بدون جهت مساله را كش داديد در حالي كه اصلا نيازي به اوون همه توضيح براي كسي كه منطق رو درك نمي كنه نبود. در هر حال موضوعات نوشته شده در ا وبلاگتان مورد علاقه من نيست. فقط از جهت اينكه فعال هستيد در بروز رساني برام جالبه. در عين حال علاقه مشتركمان به شجريان.

فيلم بي‌‌نظيري است در نوع خودش. البه اگر اندكي از بازي سياست سردربياوري.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats