April 8, 2007

« فرق زندانی و گروگان: معيارهای دوگانه | صفحه‌ی اصلی | بيماری‌های پليس »

وطن‌دوستان يا تاجران؟

نمايشنامه‌ی ملوانان هنوز ادامه دارد. ملوانان از سوی وزارت دفاع اجازه يافته‌اند که داستان‌های‌شان را به رسانه‌ها بفروشند. فی ترنی پيشنهادی صد هزار پوندی داشته است. هر چه هست، صدور اجازه‌ی فروش داستان‌ها به ملوان‌ها جنجال تازه‌ای در بريتانيا درست کرده است و اصالت ماجرا و حسن نيت ملوان‌ها را زير سؤال برده است. اما بايد به اين نکته هم توجه داشت که ساختار يک جامعه‌ی سرمايه‌داری و مصرفی که از همه چيز می‌خواهد پول بسازد، اقتضايی جز اين ندارد. ولی چرا نظامی‌ها؟ آن‌ هم در چنين بحرانی؟ نظاميان انگليسی ادعا می‌کنند که با آن‌ها بدرفتاری شده است و تحت فشار «اعتراف» کرده‌اند و از بيم «هفت سال زندان» آن حرف‌ها را در تلويزيون ايران زده‌اند.

هيچ شکی نيست که نشان دادن ملوان‌های بريتانيايی در تلويزيون ايران و «اعتراف» گرفتن از آن‌ها نمره‌ای منفی در کارنامه‌ی ديپلماسی ايران بود. ايران می‌توانست تمام ادعاهای‌اش را حفظ کند ولی نمايشنامه‌ی تلويزيونی از آن‌ها نسازد. اين اعتراف‌گيری‌ها، حداقل برای مخاطبان داخلی، اعتبار و آبرويی نداشت. پخش اعتراف‌ها بازی سياست خارجی بود. اما آزادی ملوان‌ها بدون هيچ چشم‌داشتی (حداقل ظاهرِ ماجرا اين است)، امتيازی مثبت برای ايران بود و به قدر کافی غيرمنتظره و شگفت‌انگيز بود. آزادی ملوان‌ها را سياست‌مداران انگليسی هرگز انتظار نداشتند. مارگارت بکت گفته بود که نبايد توقع داشت اين قضيه به سادگی و سرعت حل شود و بر خلاف انتظارِ او، مسأله خيلی سريع‌تر و ساده‌تر از اين‌ها حل شد.

اما از آن سو، جلال شرفی، ديپلمات آزاد شده‌ی ايرانی مدعی است نيروهای آمريکايی او را شکنجه کرده‌اند. مخاطبان عمومی ماجرا و افراد عادی هيچ ابزاری ندارند، هيچ معياری ندارند برای اين‌که از نزديک بدانند ملوانان انگليسی راست می‌گويند يا ديپلمات آزاد شده‌ی ايرانی. تمام داوری ما بر اساس پيش‌فرض‌هاست. اگر از قبل ذهنيتی منفی نسبت به انگليسی‌ها و آمريکايی‌ها داشته باشی، البته که ادعاهای ديپلمات ايرانی را راست می‌دانی و مدعيات ملوانان انگليسی را دروغ. بر عکس، اگر به سياست‌مداران ايرانی جانبدارانه و متعصبانه نگاه کنی، لاجرم مدعيات آن‌ها را دروغ خواهی دانست. راه دشوار، راه ميانه‌ای است که بخواهی سعی کنی بر اساس مستندات مستقل و عينی که شک و شبهه‌ای در آن نيست، داوری منصفانه داشته باشی. دسترسی ما هم به اين مستندات بسيار محدود است. ما مغلوب رسانه هستيم. بايد ديد برگ برنده‌ی رسانه‌ای در دست کی‌ست. اما تا اطلاع ثانوی، تمام قضاوت‌های ما (به استثنای معدودی) بيشتر بر اساس پيش‌فرض‌هايی‌ست که با خوراک‌های رسانه‌ای تلفيق می‌شود.

بحث و گفت‌وگو درباره‌ی سياست‌ ايران و انگليس در اين ماجرا هم در ايران و هم در انگليس ادامه دارد. در ايران هم پيش‌فرض‌ها هنوز کار خود را می‌کنند. بخشی از اصلاح‌طلب‌ها هم به علت همان نگاه منفی و سرشار از پيش‌فرض (که لزوماً هم غلط نيست)، نمی‌توانند هيچ رفتار و ديپلماسی درستی از احمدی‌نژاد انتظار داشته باشد. از اين سو، در انگليس توازنی نسبی بر قرار است. ديدگاه‌های همه جناح‌ها به نسبتی مساوی منتشر می‌شود و مردم در داوری‌شان آزادتر هستند. اما از ياد نبريم که رسانه‌ها هر لحظه می‌توانند اين جريان را تغيير دهند. پس زنده باد رسانه و مرده باد رسانه! شعارها را بايد عوض کرد. تمام «مرگ بر»ها و «درود بر»ها، در عصر جهانی شدن، مخاطب‌شان رسانه خواهد بود، نه دولت‌ها و سياست‌ها. يادمان نرود البته که سياست‌ها خود در ساختن رسانه‌ها دست دارند ولی رسانه‌ها آرام آرام، حداقل در غرب، سرشان را از زير لحاف رسانه‌های دولتی بيرون آورده‌اند.

پ. ن. همين الآن تلويزيون دارد با يک نفر (کلنل باب استیوارت) مصاحبه می‌کند که می‌گويد انتشار اين داستان‌ها اصلاً‌ کار درستی نيست. هيچ کدام از ما به هيچ وجه نمی‌توانيم تحقيق کنيم يا تأييد کنيم که اين ادعاها چقدر درست و دقيق هستند. دعوا در اين‌جا شديداً ادامه دارد!

پ. پ. ن. بانو راست می‌گويد اين يک نکته را. اين‌ها مدعی بودند که در ايران تحت فشار بوده‌اند و احساس امنيت نمی‌کرده‌اند. شما به اين ابعاد قضيه توجه کنيد: اين ملوان‌ها وقتی ايران بودند خرم و خندان و شنگول بودند. وقتی هم خبر آزادی‌شان را دادند با چه اشتياقی ابراز خوشحالی کردند. اگر احساس امنيت نداشتند و با آن‌ها بدرفتاری شده بود، هر لحظه بايد انتظار می‌کشيدند که رأی ايران عوض شود، نه اين‌که آسوده‌خاطر نيش‌شان تا بناگوش باز باشد. وقتی وارد هيترو می‌شوند شادمان از هواپيما پياده می‌شوند با هديه‌هايی که از ايران آورده‌اند. بلافاصله به پايگاهی نظامی منتقل می‌شود و هنگام مصاحبه‌های مطبوعاتی‌شان، همه با چهر‌ه‌هايی عبوس ظاهر می‌شوند و يک نفر متن بيانيه‌ای را از روی کاغذ می‌خواند (يعنی متن از قبل آماده شده است و اساساً شکل بيانيه و تکذيب‌نامه دارد). سؤال من اين است: خوش رقصی چرا؟ فرض کنيم ايرانی‌ها آن‌ها را مجبور به گفتن آن حرف‌ها کرده بود، چرا اين همه خوش‌رقصی؟!

(754 کلمه)

مطالب مرتبط

فرق زندانی و گروگان: معيارهای دوگانه

این قصه هنوز تمام نشده است

آيا انگليس ايران را تهديد کرد؟

سرگيجه‌های بی‌بی‌سی و جوک‌های احمدی‌نژاد

بازی بی‌بی‌سی با وبلاگستان فارسی و ملوانان زندانی

نظرها (4)

چرا که نه؟!
تاریخ ایران پس از انقلاب نشان داده است که آثار ضد ایرانی،شدیدا مورد استفبال قرار گرفته و پدید آورندگان آن به نان و نوایی رسیده اند.به طور مثال،"بدون دخترم،هرگز" و یا همین دسته گل اخیر !
بنابراین،
به راستی،چرا که نه؟!
نسنجیده و نابخردانه واکنش نشان داده ایم،باید شهامت پذیرش نتایجش را هم داشته باشیم!
به این سادگی ها دست از سرمان بر نمی دارند .
حالا حالا ها باید تاوان پس بدهیم !

آقا من واقعا خنده ام می گیره که شما ها می خواهید سیاست را توجیح کنید! اصلا واسه چی وقتتون رو تلف این بحث های صد من یک غاز می کنید! رژیم ایران با صددرصد قصد قبلی رفت که این ها رو بگیرد،و بعد هم آزادشان کند! اینا خیلی از این حرف ها زرنگ ترند. الان خود همین کلی بحث های خوب در بین مردم در ایران راجع به رژیم روی زبان ها می اندازد. واسه همین هم روی تلویزیون نشون می دهند، عزیزم. که الان مردم بشینن بگن ای والله چقدر ما با معرفتیم! ببین اسیرمون نشسته، جلوشم میوه و شیرینی گذاشته اند. آدم یاد مولا علی می افته که نگران قاتلش بود وقتی اسیر شده بود! بعد چی! خود همین کلی فکرها رو از قتل ها، شکنجه ها، تجاوزهای جنسی، نامردمی ها، و خونریزی های سفاکانه سربازان گمنام امام زمان در داخل، زیر لوای امام خامنه ای بر می گرداند. مردم ایران هم که گاوترین مردم دنیا هستند، تا وقتی به خودشون مستقیما ضرری نرسه، اصلا همه چی خوبه! خوش رقصی چیه! این خوش رقصی نیست! این همون کاریه که من و تو هم داریم می کنیم! من و تو و اون ملوان یک درد مشترک داریم الان، تقریبا، هر دو مون بین یک مشت سیاستمدار بی ناموس، بی همه چیز، و گاو گیر کرده ایم. اون موقعی که ایران است خوب هر چی اینا بخوان بگن میگه، وقتی رفت اونجا، اونی که اونا میخوان! به میگن عقل! برای چی نه! همون طور که من و تو به این نتیجه رسیدیم که واسه کدوم الاغی خودمون رو ببریم زیر شکنجه، یا جلوی گلوله، یا حتی زیر یک اخطار کوچک! یارو می خواد بره با زن و بچه اش یک زندگی آروم بکنه این دو روز! تو هم همینطوری! اگر غیر این بود یا الان باید میرفتی وسط میدون ونک میگفتی مرگ بر خامنه ای! من خواهان آزادی بی گناهان از زندان ها هستم! خواهان رسیدگی به پرونده های این همه قتل هستم! که بنا به برآورد من حدود ده ثانیه می تونستی از هوای دلپذیر ونک! استفاده کنی! یا باید می رفتی وسط خیابون های لندن داد می زنی که شما گه می خورید می رید عراق، به زن و بچه و مرد عراقی ها تجاوز می کنید و اون فجایع رو توی زندان ها و همه جا راه می اندازید. که در این مورد بیشتر از ده ثانیه دوام میاری ولی یک حال اساسی بهت میدن که میتونی خودت راجع به نحوه انجامش سرچ کنی! در هر دو مورد توصیه می کنم خانم و بچه ها رو اگه داری ببوس و ببر بذار یک جای خوب! ولی نمی دونم کجا! اگه پیدا کردی به ما هم بگو! آقا وضع از این حرف ها خراب تره! خیلی خراب تر!

اشتباه لپی: اگر از قبل ذهنيتی منفی نسبت به انگليسی‌ها و آمريکايی‌ها داشته باشی، البته که ادعاهای ديپلمات ايرانی را دروغ می‌دانی و مدعيات ملوانان انگليسی را راست.
***
ممنون کيوان عزيز،

اصلاح شد.

د. م.

Hi,

I love your threads but another couple of issue: First of all why we should think that US should not threat or torture the Iranian second secretary to get intelligence. Iran seems to have a negative influence in Iraq and even I as a novice citizen know that the job should be operated by a less visible member of Iranian the embassy. Moreover, a government should complain about torture which does comply with the human rights. Iran (I mean the current regime) has an outrageous history in torturing its OWN citizens (and freeing –note that I am not using pardoning- the British soldiers – Gharbzadegi-).
Secondly, I suspect that British soldiers had been treated badly in the first couple of days (just imagine some stupid soldier in the south of Iran which hardly have passed their high school rushed toward the small boat) before these diplomat illiterates got a hang on diplomacy and playing around and made the circus. We should confess that we are still 300- 400 years behind the world.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats