January 20, 2007

« آخرين برگ سفرنامه‌ی سوئد | صفحه‌ی اصلی | روزنامه‌ی فخيمه‌ی هرالد تريبيون »

گرفتار در برف!

خودم هنوز باورم نمی‌شود، ولی پيش می‌آيد ديگر. از وقتی آمده‌ام فرودگاه بی‌امان دارد برف می‌بارد. هنوز توی همين شهر گوتنبرگ گير كرده‌ايم. پرواز بعدی از كپنهاك لابد تا به حال رفته است. قاعدتا بايد حدود سه ساعت پيش می‌رفتيم، ولی آن قدر برف سنگين و شديدی باريده است و دارد می‌بارد كه نه پروازی می‌نشيند نه بلند می‌شود. آمده‌ام توی سالن ترانزيت (يعنی يك كاغذی چيزی برای غذا بهمان داده‌اند). من هم اين‌جا يك كامپيوتر خالی متصل به اينترنت پيدا كرده‌ام و دارم بی‌حوصله‌گی معطلی را با وبلاگ نوشتن و روايت لحظه‌های برفی می‌كشم. سال‌هاست چنين برفی نديده‌ام. حكايتی است به خدا. لندن كه برف نمی‌آيد. هر بار هم برف آمده است من ايران بودم. وقتی از ايران بر می‌گشتم برف در ايران شروع می‌شد. از لندن كه می‌رفتم ايران، هوای لندن برفی می‌شد! انگار برف از من فراری بود. مثل دهاتی‌های تازه به شهر رسيده همين ‌جور دارم برف را تماشا می‌كنم كه گاهی تند می‌شود و گاهی آرام می‌بارد. بايد هفت هشت سانتی برف باريده باشد. روی هواپيمای ما را از اين‌‌جا كه می‌بينم پنج شش سانت برف گرفته است. فكر كنم اين سفر گوتنبرگ به لندن من به اندازه يك سفر به تهران طول كشيده است (و هنوز هم تمام نشده). اين تايمر كامپيوتر روبروی من می‌گويد هنوز ۴۰ دقيقه وقت دارم. پس بروم همين‌ها را پابليش كنم تا ناگهان قطع نشده است.

(228 کلمه)

مطالب مرتبط

تکنولوژی زغالی

اين هم ديار پروس

آبراهه‌ی خليج فارس

شهری مدرن با روحيه‌ی قبيله‌گی

آن‌ها که نمی‌دانند . . .

وايرلس ايرانی از نوع مهرآبادی!

آخر الزمان اروپا

Free counter and web stats