December 22, 2006

« عدالت درونی و بيرونی و نقد اسلام | صفحه‌ی اصلی | از خوراک فرشتگان تا کارخانه‌ی شعر »

عموزادگان شمال شرق و زبان فارسی

داستان زبان فارسی در تاجيکستان و افغانستان خيلی جالب است. چند نمونه را برای‌تان نقل می‌کنم.

۱. چندين ماه پيش برای يک سخنرانی به مونيخ رفته بودم. قبلاً به من گفته بودند مخاطب غير ايرانی‌ات زبان مغلق و پر تکلف و آکنده از شعر فارسی را خوب نمی‌فهمند. من هم زدم به صحرای کربلا‌ی قصه‌خوانی و آن وسط هم تا دل‌ام خواست شعر از مولوی و حافظ خواندم ولی ميان قصه‌ها. ملت خيلی خوش‌شان آمد. خانم تاجيکی که از لندن همراه من بود، برگشت بعد از سخنرانی گفت: «داريوش! تو خيلی چرب‌زبانی!». به فکر فرو رفتم که يعنی چه؟ من چاپلوسی که را کرده‌ام؟ بعداً فهميدم مقصودش از چرب‌زبان، شيرين زبان است، يعنی خوش صحبت!

۲. يکی دو هفته پیش دولت خدانظروف کارگردان تاجيک (که فيلم رستم و سهراب را ساخته است) اين‌جا بود. همديگر را قبلاً ديده بودیم و می‌شناختيم. يکی از همکاران آمد ما را به هم معرفی کند (نمی‌دانست ما با هم آشنايیم). برگشت گفت: «دولت! اين مردک را می‌شناسی؟». من ريسه رفتم از خنده. مردک برای ما ايرانی‌ها معنای تحقير می‌دهد، اما برای تاجیک‌ها چيزی در مايه‌ی تصغير است يعنی مرد جوان.

۳. تاجيکان زمان حال استمراری را خيلی جالب به کار می‌برند. وقتی شهزاده اين‌جا بود کلی حال می‌کردم با فارسی حرف زدن‌اش. می‌خواست بگويد: «دارم می‌روم». اين جمله به فارسی تاجيکان می‌شود:«ايستاده رفته‌ام». من هی فکر می‌کردم آدم چطور می‌شود ايستاده باشد ولی برود!

۴. تاجيک‌ها برای يک کلمه‌ی انگليسی معادلی دارند که ما ايرانی‌ها يا نداريم يا پدرمان در می‌آيد ترجمه‌اش کنيم. اين کلمه‌ی already يعنی قبلاً يک کاری را کرده‌ای و قس عليهذا. تاجيکان می‌گويند مثلاً «من الِکَی (يا اَلِکَه) اين کار را کرده‌ام»، يعنی من قبلاً اين‌ کار را انجام داده‌ام.

۵. از تاجيکان گفتم بگذاريد دو سه مورد از افغان‌ها را هم بگويم. افغان‌ها وقتی می‌خواهند بگويند اين‌جا را اشتباه کردی يا مثلاً اشتباه رفتی، می‌گويند: «غلط کردی!» فکرش را بکنيد ما ايرانی‌ها وقتی می‌شنويم يکی به ما می‌گويد غلط کردی چه حالی بهمان دست می‌دهد!

۶. اين را هم حتماً می‌دانيد که افغان‌ها به اسباب‌کشی (اثاث‌کشی) می‌گويند «جاکشی»!

اين هم از اختلافات سنت‌های زبانی و ادبی. کسی مورد ديگری يادش می‌آيد بگويد؟ آقای سيب؟ شهزاده؟

(358 کلمه)

مطالب مرتبط

...

کتاب، ناموس آدم کتاب‌باز است

چند سياست‌مدار عصبی در آمريکا

چاک جهل و حمق . . .

پازل تاريخ و چند حاشيه‌ی ديگر

دو حاشيه

در فضيلت شجاعت و صراحت

نظرها (6)

سلام آشنا!
سوءتفاهم درد بي درمان فرهنگهاست كه بايد در گفتگوي تمدنها مورد لحاظ قرار گيرد.
هر از گاهي از كنار اين حلقه رد ميشويم براي آراستن طبع. گلي نميكاريم و حتي اگر گلي نچينينم مشام را مست ميكنيم و ميرويم.
اين را گفتم تا سوءتفاهم نشود كه آمده‌ام متن شبهه طنزم را تبليغ كنم.
اتفاقا در اين طنز( شايد هم هجو) به همين درد بي درمان هم اشاره كرده‌ام يعني سوءتفاهم.
خوشحال ميشوم براي تغيير ذائقه هم كه شده نظري بيندازيد.
كمدي الهي(آنچه ژوليت به چرچيل گفت)
در واقع شايد مانيفست عشق و سياست از ديد من باشد و ضمنا پاسخي به بدزباناني منفعلي كه مدام تحريم مي‌كنند( احترام محترمهاي عقيده‌مندشان واجب) كه جز فحاشي و بدبيني هيچ كاري نمي‌كنند جز خيال انقلاب.
موفق باشيد.

ضمنا تاجیکی‌ها به روسپی هم می‌گویند : «سبک پا»

اين غلط كردي خيلي از دوستاني را كه براي اول بار به افغانستان رفته اند دچار مشكل كرده است .
دكتر شفيعي كدكني در كتاب موسيقي شعر از دخترك افغاني ميگويد كه وقتي خواهرش از غريبه اي طلب پول مي كند به طعنه مي گويد:شرمت باد از بيگانه دريوزه مي كني.
بيچاره دكتر كف مي كند ...

یک بار از آقای میرزاوزیری پرسیدم آقا "قضیه" به انگلیسی چی میشه؟
فرمودند میشه Theorem ضمنا به افغانی هم میشه "دعوا".
D:

از تاجیکها گفتی ، یاد تاجیکهای ازبکستان افتادم، اوضاع و احوالشان چیزیست در مایه های کردها در ایران،
اندیجان را که یادت هست؟
خوشا به حالت که با خیال آسوده سفر میکنی.
یکی از بزگترین آرزوهای من هم دیدن آرامگاه رودکی است.
اما جالب بود، صفر مراد نیازوف، دیکتاتور ترکمنستان که مرد، بی بی سی تصاویر ملاقاتش با خاتمی را هنگام خواندن خبر مرگ وی پخش کرد! این یعنی چه؟

علاوه بر پسوند «ک» تصغیر، «ک تحبیب» هم داریم. مردکی که تاجیک‌ها می‌گن برای تحبیب است. علاوه بر این که به اسباب کشی می‌گن جاکشی، به معاون هم می‌گن «ماتحت»!!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats