December 16, 2006

« قلب مفاهيم و عرفانِ گروگان | صفحه‌ی اصلی | ای شب از اسرار گيسوی‌ات خجل . . . »

خوب و بد زمانه (راديو زمانه!) - ۱

تا وقتی اين يادداشت تمام شود، مهلت مسابقه‌ی نقد راديو زمانه تمام شده است. از زمان آغاز کار راديو زمانه مدتی می‌گذرد و بعضی ايرادهای بزرگ‌شان مرتفع شده است و اميدوارم بهتر و بهتر شود. پس بگذاريد چند تا از نکته‌های خوب و اتفاقات تازه‌ی راديو زمانه را بنويسم.

قبل از اين‌که چيزی بنويسم بايد بگويم من اصولاً اهل راديو گوش دادن نيستم. خيلی بعيد است من واقعاً وقت بگذارم و راديو گوش بدهم. در نتيجه وقتی هم به دليلی راديويی را بخواهم گوش کنم، طبعاً اگر همان اول چیز مزخرفی را بشنوم حال‌ام گرفته می‌شود. به هر تقدير، آن روزهای نخست، اين موسيقی‌های به اصطلاح زيرزمینی بدجوری توی ذوق‌ام زد، به دلايل زياد. مفصل نوشته‌ام همين‌جا.

فکر می‌کردم و فکر می‌کنم که مخاطب رادیو بايد اين حق را داشته باشد که قبلاً بداند چه چيزی احتمالاً قرار است پخش شود: خبر، موسيقی، قصه‌خوانی يا هر چیز ديگری.

چند روزی است در ستون سمت راست صفحه‌ی وب‌سايت برنامه‌ی پخش زمانه ظاهر می‌شود و آدم می‌داند قرار است چه چيزی پخش شود و مثلاً يکی مثل من می‌داند فلان ساعت بهمان موسيقی که از نظر من چرند است دارد پخش می‌شود. پس اعصاب‌ام در امان می‌ماند و ناچار نیستم موسيقی زورچپان گوش کنم!

اين‌ها که می‌نويسم همه قاعده نيستند. بعضی‌ها فقط يک بار در راديو زمانه رخ داده‌اند. بعضی‌ها هم قاعده هستند البته. راديو زمانه يک بار نقدی بر وب‌سايت تازه‌ی راديو فردا منتشر کرد که وقتی به آن لينک دادم گفتم کار بدی بوده است. دقيق‌تر بگويم کار بسيار ناپسند و زشتی بود. هيچ کس هم البته هيچ وقت توضيح نداد، پاسخ نداد و هيچ عذری هم نخواست. انگار مقامی ولايی حکمی صادر کرده باشد. رسانه‌ای مثل زمانه بايد بياموزد در فضای رسانه‌ای چطور رابطه‌ی خوبی با ساير رسانه‌ها، حتی رسانه‌های رقيب، داشته باشد. اين کار خطايی استراتژیک بود.

تازگی شنيده‌ام که زمانه برنامه‌ی قصه‌خوانی در راديو بر پا کرده است. اين کار، واقعاً کار بديع و خوبی است. اميدوارم خيلی جدی و با کيفيت دنبال کار را بگيرند. جدول پخش را که ببينيد، متوجه خواهيد شد که تنوع موسيقی‌ها بسيار بيشتر شده است. از هر جنس موسيقی در آن يافت می‌شود. زمان‌اش هم مشخص است. خودم هنوز فرصت نکرده‌ام ببينم از موسيقی‌های مورد علاقه‌ی من چه چيزی پخش می‌کنند. همين الآن که راديو دارد پخش می‌کند فکر کنم صدای «جواد يساری» می‌آيد! اميدوارم نوسان موسيقی‌ها فقط بين جوادی و زيرزمينی نباشد.

گفتم زيرزمينی يادم افتاد نکته‌ای را بگويم. در متروهای لندن، داخل راهروها جايگاه‌هايی هست برای نوازندگان زيرزمينی. روی زمين هم دقيقاً عين اين عبارت نوشته شده است: «موسيقی زيرزمینی» (آندرگراند ميوزيک). هر جور موسيقی هم بين‌شان هست. هرگز هم البته نشنيده‌ام خواهر و مادر ملت را مورد عنايت قرار بدهند!

و اما نکته‌ی آخر که اشاره‌ای هم به آن کردم این است که به اعتقاد من راديو زمانه، هم سايت و هم رادیوی‌اش، اگر می‌خواهد موفق باشد، رمز موفقيت‌اش در راديکال بودن نيست. رسانه‌ی خوب، رسانه‌ی ميانه‌رو است. رسانه‌ای که اهل افراط و تفريط نباشد. به بهانه‌ی جلب مخاطب اصول حرفه‌ای‌اش را زير پا نگذارد. به خاطر کوبيدن رقيب‌اش، موازين اخلاقی‌اش را ترک نکند. پوشش خبری‌اش نبايد متأثر از رسانه‌های بازيچه‌ی سياست در غرب قرار بگيرد. از همه مهم‌تر، رسانه‌ای که نوپاست بايد متواضع و فروتن باشد. رسانه‌ای که ادعاهای بزرگ بکند، زمين خواهد خورد. مخصوصاً وقتی زمانه ادعا می‌کند، راديو وبلاگستان است، بسيار مهم است که خيلی با احتياط و به تأنی گام بردارد. فضای وبلاگستان متغير است. بهتر بگويم فضای وبلاگستان متأثر از حس و حال نويسندگان وبلاگ‌هاست. اما رسانه‌ای مثل زمانه نبايد با بادها و طوفان‌های وبلاگستان از موازين‌اش فاصله بگیرد.

اين يادداشت نخست. بعدی‌ها را هم هر وقت به ذهن‌ام رسيد می‌نویسم. يادم باشد نقدهای مربوط به طراحی سايت و ايرادهای آشکاری را که هر کسی بعد از چند دقيقه متوجه می‌شود ولی هنوز کسی به آن‌ها رسيدگی نکرده است را هم بنويسم!

پ. ن. مطلب قبلی («قلب مفاهيم و عرفانِ گروگان») هم که در نقد نوشته‌ی تازه‌ی عبدی کلانتری است، البته کاملاً‌ مربوط است به نقد و خوب و بدهای راديو زمانه. قسمت دوم اين يادداشت که منتشر شود ارتباطش روشن‌تر خواهد بود.

(672 کلمه)

مطالب مرتبط

در اهميت رسانه و آشوب‌های لندن

دفترِ زمانه

آخرِ خط دموکراسی يا آينده‌ی زمانه‌ی ما؟

زمانه‌ی توسعه و رنج توسعه‌نيافتگی در «زمانه»

در حکايت ماهی بزرگ و جوی خُرد - يا جویی که خُرد شد!

منظورِ زمانه!

و اما ويراستاری!

نظرها (1)

ازین که منو دوست خودت خطاب کردی ممنون.
برای اینکه بی ربط ننوشته باشم در جواب اینکه نوشته بودی سیاست و انتخابات یک بازیست:
باید بگم درسته یک بازیست
یک بازی شطرنج که در یک طرف اقتدار گرایان و در طرف دیگر اصلاح طلبان هستند
منتها:
اصلاح طلبان کلی فکر میکنند، براي خود يک استراتژي قوي و چند تاکتيک عالی طراحي مي‌کنيد، حرکات احتمالي حريف را در نظر مي‌گيريد و سپس پياده خود را يک خانه به جلو حرکت مي‌دهند.
گوريل( اقتدار گرایان) خيلي سریع وزير و چند مهره ديگر انها را برمي‌دارد، در دهانش مي‌گذارد و مي‌خورد.
حالا باید چه کرد؟آن هم در شرایط فعلی
به نظر من لازم نیست کاری کرد...
باید منتظر گذشت زمان شد
این شطرنج بازیگر دیگری هم دارد و آن دنیای خارج است
روزگاری در ارتباط با مطالب حسین درخشان نقدهایی نوشته بودم که بیراه نیست اگر بخوانی
مخصوصا که دیدم نوشته ای مقاله اش ارزش خواندن دارد

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats