December 13, 2006

« تيغ دادن در کف زنگی مست | صفحه‌ی اصلی | يک داستان، دو سناريو و چندين انتخابات »

شاه مخلوع انگليس: بحران‌های ازدواج خاندان سلطنتی انگليس

ديشب شبکه‌ی بی‌بی‌سی چهار برنامه‌ای مستند درباره‌ی ادوارد هشتم پادشاه مخلوع انگليس نشان داد که گوشه‌ای از بحران‌های خاندان سلطنتی در ازدواج را نشان می‌داد. اين بحران يک بار ديگر هم اخيراً در ماجرای ازدواج پرنس چارلز و کاميلا رخ داده بود.

به طور خلاصه، رسم و سنت خاندان سلطنتی اين است که وقتی مردی از اعضای خاندان سلطنتی می‌خواهد ازدواج کند، همسرش بايد باکره باشد. به عبارت ديگر، ملکه‌ی آينده‌ی انگليس نمی‌تواند زنی مطلقه باشد. ادوارد هشتم، که تنها ۳۲۵ روز سلطنت کرد، پادشاهی بود با سابقه‌ی بسيار درخشان که شديداً محبوب مردم انگليس و مخصوصاً محرومان و تهی‌دستان بريتانيا بود. ادوارد دلباخته‌ی زنی آمريکايی به نام والیس سيمپسون می‌شود که زنی شوهردار است. رابطه‌ی عاشقانه ادوارد و واليس برای خاندان سلطنتی دردسر ساز شد و کار به جايی رسيد که پارلمان علناً مخالفت‌اش را ابراز کرد. استنلی بالدوين نخست وزير وقت انگليس خطاب به شاه گفته بود (در واقع تهديد کرده بود) که در صورتی که شاه با خانم سيمسپون ازدواج کند، تمامی پارلمان به طور دسته جمعی کناره‌گيری خواهد کرد.

ماجرای عاشقانه‌ی شاه و معشوقه‌اش زمانی که خانم سيمپسون از همسرش جدا شد (و عملاً آماده‌ی ازدواج با ادوارد بود) به مشکلات دامن زد. وينستون چرچيل که از دوستان نزديک شاه بود و طرفدار ازدواج او با خانم سيمپسون (مانند بسياری از مردم انگليس) سعی کرد در پارلمان از او دفاع کند و پيشنهاد کرده بود که شاه می‌تواند با اين خانم ازدواج کند اما خانم سيمپسون هرگز نمی‌تواند مقام ملکه را داشته باشد که البته با مخالفت شديد پارلمان (مجلس عوام) مواجه شد. به هر تقدير، نخست وزير با سياست (و البته نيرنگ) شاه را وادار به کناره‌گيری از سلطنت کرد. ادوارد مسند سلطنت را به برادرش واگذار کرد و برای ازدواج با خانم سيمپسون به فرانسه رفت.

ازدواج در انگلستان تنها برای خاندان سلطنتی دردسر ساز نبوده است. شايد اخيراً با سکولارتر شدن جامعه، ميزان رواداری مردم بيشتر شده باشد. اما در همين قرن گذشته قاعده اين بود که زنی که تقاضای طلاق می‌کرد بايد به دادگاه ثابت می‌کرد (يا کسی شهادت می‌داد) که رابطه‌ی نامشروعی با مردی ديگر داشته است تا با تقاضای طلاق‌اش موافقت شود (به عبارت ديگر وقتی زنی ازدواج کرد، طلاق گرفتن‌اش کار حضرت فيل بود!).

اما نکته‌ی جالب‌تر ماجرا اين‌جاست که نخست وزير (و در واقع پارلمان) آن قدر اقتدار پيدا کرده است که به راحتی شخص اول مملکت را وادار به هر کاری می‌تواند بکند. کل سناريوی برکنار ادوارد از تخت و تاج به مديريت شخص استانلی بالدوين به سرانجام رسيد. در مورد اخير هم، ازدواج چارلز و کاميلا ازدواج جنجال‌آفرين بود که به سختی به سرانجام رسيد. به هر تقدير، اين‌ بخش ماجرا را ملاحظه کنيد که در کشور ما، ايران، شاه نخست وزير را سرنگون می‌کند (به جز البته دفعه‌ی اولی که مصدق داشت شاه را سرنگون می‌کرد)، اما در اين‌جا نخست‌وزير می‌تواند (با تکيه بر سنت‌ها و رسوم جامعه‌ی انگليس) حتی شاه را از حق سلطنت محروم کند! شايد يکی ديگر از دلايل برکناری شاه، دخالت او در کار دولت و غمخواری‌اش برای ملت انگليس بود. سرکشی شاه از مناطق محروم بر دولت بالدوين گران آمده بود و به نوعی بی‌کفايتی دولت‌اش را نشان می‌داد.

و اين‌گونه بود که خاندان سلطنتی انگليس ادوارد را که شاهی بسيار محبوب و مردم‌دار بود از دست داد. حالا به نظر شما در ايران نفس ازدواج کردن تا به حال برای که مشکل درست کرده است؟ خودتان بررسی و مقايسه کنید نقش پارلمان انگليس و مجلس ايران را در وضعيت‌های مشابه.

(571 کلمه)

مطالب مرتبط

...

کتاب، ناموس آدم کتاب‌باز است

چند سياست‌مدار عصبی در آمريکا

چاک جهل و حمق . . .

پازل تاريخ و چند حاشيه‌ی ديگر

دو حاشيه

در فضيلت شجاعت و صراحت

نظرها (8)

کی گفته باید باکره باشه!؟نباید ازدواج کرده بود که همین هم داره لغو می‌شه.

یکصدمین پیش بینی سیاسی من
انتخابات شورای شهر

در برابر هر حزبی سه جمعیت رای دهنده وجود دارد جمعیت خودیها. غیرخودیها یا رقیب و جمعیت نخودیهائی که حضورشان مشروط به برنامه و تبلیغات است و نه صرفا افراد یا احزاب.به عبارت دیگر نخودیها جماعتی مشکوک هستند که یک روز می گویند جاوید شاه وروز دیگر درود بر مصدق . یک روز دوم خرداد می سازند ویک روز احمدی نژاد در سالهای اخیرتلاش زیادی برای بدست آوردن دل نخودیها صورت گرفته یکی وعده ی پول نفت داده و دیگری وعده ی ورود زنان به ورزشگاه ها . اما فردا چه اتفاقی خواهد افتاد حقیقت آن است که اصولگرایان مثل همیشه بیشتر دل به آرای سنتی خودیها خوش کرده اند غافل از اینکه این بار آرای آنها بین چندین فهرست تقسیم خواهد شد و البته اصلاح طلبان تمام سعی خود را در اتحاد متمرکز داشته اند. این روزها برخی جریانات سیاسی جمعیت نخودی یا بی طرف را به تحریم انتخابات دعوت می کنند ولی در نهایت رای دهنده ی ایرانی خودش درباره ی بهره گیری از حقش تصمیم می گیرد
بنابراین شاید بتوانم اتخابات فردای شورای شهرمان را چنین پیش بینی کنم که علی رقم شرکت نکردن بسیاری در انتخابات و با توجه به مهندسی فهرستهای اصولگرایان.پیروز انتخابات حزب اعتماد ملی است اگر تقلب نشود!

سلام
دفعه اولیه که از وبلاگت دیدن کردم. به نظرم خیلی جالبه.با اجازه یه پیشنهاد برای عالی تر شدنِ وبلاگت میدم: فکر می کنم با یه چندتا عکس جذابیتِش بیشتر می شه. از لحاظِ مطالب به نظرم خیلی عالیه که به روزِ. موفق باشی

ostad khoda pedaret o bia morze ba in mozik ali ,makhsosan SHAJARIANESH man emshab ta 4 sobh baiad maghale darsi minveshtam jonam be in mozik e ziba bood.

زبان به تحقیر گشودن و یا با قلم تحقیر نوشتن، کار راحتیست.
چرا فکر میکنید روسپیها به ملکوت راه پیدا نمی کنند؟ شما که اهل فیلم و سینما هستید، باید فیلم "ده" ساخته عباس کیارستمی را دیده باشید، آنجا که آن زن خود فروش خطاب به زن راننده گفت: شما عمده فروشید و ما خرده فروش.
مساله اینجاست که زنان در جوامع سنتی حتی با ازدواج نیز خود را میفروشند.
قصد من فقط این بود که به این مسائل، بیشتر بپردازی...
***
چه کسی کجا زبان به تحقير گشوده بود، دوست حاشيه‌خوان متن‌گريز!؟ هر کسی به ملکوت راه پيدا می‌کند. هر کسی می‌تواند!

As I recall, it was Shah who was trying to overthrow Mosaddegh, not the other way. All Mosaddegh was saying is Shah needs to be a kingdom like (England) and not a king –omni power -. I think it was Dr. Fatami who wanted to overthrow Shah and introduces a Republic –as I recall from some books, I may not be sure-

این وبلاگ مال شماست، پس میتونید هر چی که دوست دارید توی اون بنویسید.
اما امکان داره راجع به این "سعید حنایی" که در انگلیس پیدا شده هم بنویسید! اصلا چرا راجع به جماعت روسپی در انگلیس نمینویسید؟ آیا اونجا این به عنوان یک شغل پذیرفته شده؟ مثلا بیمه شامل حالشون میشه؟
***
دوست عزيز،

به خدا به جز چيزی که در اخبار می‌بينم، چيز ديگری نمی‌دانم. اخبار مربوط به روسپيان هم جاهای ديگر موجود است.

به طور رسمی ادوارد را مخلوع نمی نامند، می‌گويند سلطنت را واگذار کرده.
http://www.royal.gov.uk/output/page143.asp
***
می‌دانم. اين تعبير من بود. در واقع اين کناره‌گيری اختيار خود شاه است به نفع کس ديگر. ظاهر ماجرا اين است. اما وقتی پشت‌پرده را می‌بينی در عمل خلع شاه رخ داده است! به هر حال ممنون.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats