March 16, 2006

« در باب روشنفکری دينی | صفحه‌ی اصلی | نوروزانه »

شباهت عرب‌های جاهليت و بعضی از فمينيست‌ها

دارم چيز شيطنت‌آميزی می‌نويسم، پس اگر حوصله‌اش را نداريد يا زود داغ می‌کنيد اصلاً نخوانيدش، فقط حاشيه است. اين روزها وقتی جنگ و دعواهای فمينيستی را می‌خوانم به طرز عجيبی ياد رفتاری می‌افتم که مردان عرب جاهلی هنگام تولد فرزند دختر داشتند. بعضی وقت‌ها حس می‌کنم به همان اندازه که آن اعراب باده‌نشين و بی‌فرهنگ (بلا نسبت بانوان نسبتاً با فرهنگ و دانشور زمانه‌ی ما!) از داشتن فرزند دختر احساس ننگ به آن‌ها دست می‌داد، اين روزها بعضی از نسوان محترم به همان اندازه از جنس «مرد» گريزان‌اند و حتی شرم از داشتن همسری «مذکر» و داشتن فرزندانی «ذکور» دارند! قبول دارم و عميقاً هم شخصاً بر اين باورم که زنان پاره‌ای بزرگ از لطافت‌ها و مهرورزی‌ها و نورهايی را دارند که مردان فاقد آن هستند. تمام باورهای عميق و راسخی که درباره‌ی زنان – که عمدتاً غير فمينيست‌ هستند – دارم هم‌چنان معتبر است[شديداً‌ هم به تمام حقوق انسانی زنان احترام می‌گذارم و مدافع آن هستم، اما احکام تکفير فمينيستی صادر نمی‌کنم!]، اما هرگز با آن بخش از زنانی که اصولاً استيفای حقوق‌شان تنها در گرو انکار حقوق و وجود جنس «مرد» است سر سازگاری ندارم. اين نوع نگاه به جنس «مرد» و اصولاً اين نوع تبعيض جنسيتی – چه از مرد صادر شود و چه از زن –  نگاهی برخاسته از فرهنگ جاهلی است و ريشه‌ای در انديشه و فرهنگ انسان‌مدار ندارد. بحث را زياد شلوغ نکنيد، ماجرا هيچ ربطی به اين دين يا آن دين ندارد. تفکر جاهلی برخاسته از فرهنگ متبختر و متفرعنی است که در آن هر فردی خود را محور و مبنای همه‌ چيز و معيار حق می‌شمارد. راستی آن فمينيستی که تمام عمرش را به مبارزه با جنس «مرد» و هر چه متعلق به جهان مردانه است، گذرانده (اگر احياناً هم‌جنس گرا نباشد)، وقتی با يک مرد ازدواج می‌کنند يا دست بر قضا فرزندان‌اش همگی پسر می‌شوند، چه حالی به او دست می‌دهد؟!

پ. ن. «بعضی» از واکنش‌های تند و عصبی دوستان را که ديدم اين بار ناچار شدم مشخصاً اين کلمه‌ی «بعضی» را خيلی روشن و مشخص برجسته کنم که دوستان عزيز به تريج قبای‌شان بر نخورد! به خدا وقتی کسی به بن لادن فحش می‌دهد (به بن لادن و اسلام بنيادگرا) من يکی از کوره در نمی‌روم! (در ضمن ادامه‌ی مطلب را هم بخوانيد). آخر و عاقبت شوخی کردن با مقدسات (مخصوصاً فمينيسم مقدس عصر جديد)‌ بهتر از اين نمی‌شود. آخ که هر چه می‌کشيم از همين مقدسات است! اصلاً مقدسات شما مال خودتان بابا!‌ بريد حال کنيد با تئوری‌ها‌تان!

پ. پ. ن. آن جمله‌ی بالا را (درباره‌ی عقايد خودم) مخصوصاً برای سيما ايتاليک کردم که ديدم ترمز را بريده است و تخت گاز دارد توی خيابان يک‌طرفه می‌رود جلو! بابا شماها چرا تحمل نقد شدن نداريد؟ نقد خوب است فقط برای غير شماها؟! در ضمن محض توضيح برای سيما می‌نويسم: وقتی می‌گويم (و می‌گويند) «تفکر جاهلی»،‌ معنی‌اش تفکر دوره‌ای است که در تاريخ به آن «عصر جاهليت»‌ می‌گويند فارغ از بار ارزشی و نرماتيو صحبت کردن. در نتيجه از ديد من همه‌ی آدم‌هايی که در آن عصر بوده‌‌اند از عقل مرخص نبوده‌اند! باز هم در نتيجه،‌ سيما بهتر است همان جمله را بهتر بخواند که من گفتم اين نوع رفتار از خودمحوری و خود را تمام حق پنداشتن بر می‌خيزد. حاشا که من گفته باشم از جهل برخاسته است! اتفاقاً خيلی از علما هم هستند که چنين رفتارهايی دارند! (بعله! ملالت علما هم ز علم بی عمل است!)

اين توضيح اضافه را می‌نويسم چون از بعضی از کامنت‌هايی که آمده می‌بينم که اصلاً آن يک خط اول را هيچ کس نخوانده است! اين شباهتی است که به ذهن من رسيده بود و نوشته بودم‌اش و اصلاً هم بی‌ربط نيست. من مخصوصاً قيد کرده بودم که «بعضی» از فمينيست‌ها. به قدر کافی درباره‌ی وضع زنان کتاب نوشته شده و تحقيق معتبر کم نيست. يادداشت من نه مقاله‌ی تحقيقی بود نه کشف علمی. پس زياد ذوق نکنيد! فقط می‌خواستم کمی - به شيوه‌ی نيک آهنگ - با طايفه‌ی فمينيست شوخی کنم که البته هم من حق دارم و هم آن‌ها حق‌شان است! لطفاً جماعتی که دعوای خدا و پيغمبر دارند، جنگ‌شان را جای ديگر ببرند. کامنت‌شان را اين‌جا منتشر نمی‌کنم. خانم‌های محترم حقوق‌شان محفوظ، فمينيست‌های نازنين خوب و خوش اخلاق را هم دوست دارم و به همه‌شان احترام می‌گذارم، اما آن‌ها که قيل و قال می‌کنند و فکر می‌کنند خودشان آخر عقل‌اند، البته مخاطب اصلی اين نوشته هستند. پس لطفاً مخاطب را درست شناسايی کنيد و بيخودی بحثی را که به شما خطاب نشده به خودتان نگيريد.

(737 کلمه)

مطالب مرتبط

...

کتاب، ناموس آدم کتاب‌باز است

چند سياست‌مدار عصبی در آمريکا

چاک جهل و حمق . . .

پازل تاريخ و چند حاشيه‌ی ديگر

دو حاشيه

در فضيلت شجاعت و صراحت

نظرها (19)

این مطلب را یک فمینیست که به دنبال حقوق برابر بین زن و مرد است نه نابودی مردان می نویسد ، برای آنان که می گویند چرا انقدر بین زن و مرد خط می کشید ، زن و مرد بودن مهم نیست بلکه انسان بودن مهم است !!!
باشد ما هم از این به بعد بین زن و مرد خط نمی کشیم !!
بنا براين، به جاي آنكه بگوييم:
شهادت يك مرد برابر است با شهادت دو زن
مي‌گوييم:
شهادت يك انسان برابر است با شهادت دو انسان.
به جاي آنكه بگوييم:
دية زن نصف دية مرد است،
مي‌گوييم:
دية انسان نصف دية انسان است.به جاي آنكه بگوييم:
رياست خانواده با مرد است،
مي‌گوييم:
رياست خانواده با انسان است.
به جاي آنكه بگوييم:
زنها نمي‌توانند رئيس جمهور شوند،
مي‌گوييم:
انسانها نمي‌توانند رئيس جمهور شوند.
به جاي آنكه بگوييم:
جاي زن در آشپزخانه است،
مي‌گوييم:
جاي انسان در آشپزخانه است.
به جاي آنكه بگوييم:
زن بدون اجازة شوهرش نمي‌تواند از كشور خارج شود،
مي‌گوييم:
انسان بدون اجازة شوهرش نمي‌تواند از كشور خارج شود.
به جاي آنكه بگوييم:
حق طلاق با مرد است،
مي‌گوييم:
حق طلاق با انسان است.
به جاي آنكه بگوييم:
مرد مي‌تواند چهار زن عقدي و بي‌نهايت زن صيغه‌اي بگيرد،
مي‌گوييم:
انسان مي‌تواند چهار انسان عقدي و بي‌نهايت انسان صيغه‌اي بگيرد.
چه طور است؟
بعيد است كه، پس از اين همه تلاش براي تغيير عبارات و خلق چنين جمله‌هايي، رضايت اين انسانگرايان قلابي جلب شود. زيرا مشكل آنها انسان و حقوق او نيست. مشكل آنها اساساَ حذف عباراتي است كه به نابرابري حقوق ميان انسانها ، و از جمله زن و مرد، اشاره دارد.

در مملکتي که در دهستانهایش زنان جرات تحصیل تا مقطعی را بیشتر ندارند چه رسد به جرات اندیشیدن...
کجا زندگی می کنید ؟؟!!

نغمه های وجودتان هماره بهاری باد و سردی و سیاهی از آستان ذهن و ضمیرتان شرمسار در گریز باد.

chizi ke minevisam khaili rabti be neveshteye shoma nadare faghat yad avari mikonam ke GHABL az ESLAM in tor ke az shavahed bar miyad khaili bishtar az BAAD az ESLAM be zanha ahmiyat midadan chon khadije zane peyghambare eslam 20 sal azash bozorgtar bood ke neshoon mide aslan be tafavote seni ahamiyat nemidadan bad az eslam bood ke ayesheye 9 sale zane marde 50 o andi sale shod va in ke khadije GHABL az ESLAM tajer bood BAAD az ESLAM zanha habs too khooneo amvale marda shodan....inaro begirim ta bad

دوستِ عزیز!
من بحث شما و فرنگوپولیس را در فضای نظر خواهی خواندم و در آنجا کامنتی گذاشتم که حاوی ِ انتقاداتی به شما بود.
گفتم شاید بهتر این است که برای شما که مورد نقد ِ آن کامنت بوده اید نیز این بخش را بفرستم:
------------
گرچه من ذکر ِ لطافت یا مهرورزی زنان را جملاتی شرم آور نمی دانم، اما بسیار پرسش ِ تنبه بر انگیزی بود که چرا او هیچگاه زنان را به عنوان "موجوداتی عقلانی و خردورز" در نظر نگرفته و چرا عقلانی بودن و خردورزی در دائره ی بسته ی مردان منحصر شده است.
گویا این نشان دهنده ی این حقیقت است که تمجید های مردان از جنس ِ زن هم لاجرم "تمجید هایی مردانه" است و نگاههای سنتی به زنان بعنوان موجوداتی صرفا زیبا و لطیف و دوست داشتنی و آرامش بخش، در ذهن ِ ما مردان ِ عصر "پسا سنت" نیز همچنان رسوخی چشمگیر دارد.
یک چیز دیگر هم هست:
این هم یکی از راههای "نقد گریزی" شده که برای آنکه متهم به صدور داوری های کلی نشویم، یک "بعض" آن اول اضافه می کنیم تا هر کس گفت "چرا چنین می گوئی؟" جواب بدهیم که "من که نگفتم همه اینگونه اند، گفتم تنها بعضی چنین اند." و به این طریق خود را از زیر بار انتقادات خلاص کنیم.
اما واقعیت آن است که جملاتی که بصورتِ جزئی صادر می شوند، بهرحال دائره ی شمولی دارند که مبهم رها می شود و گوینده در هر صورت برای آن "بعضی" که در موردشان حکمی صادر نموده باید حداقل یک مصداق ِ عینی ارائه کند و به همین دلیل بنظرم خواسته ی شما از داریوش برای بیان مثالی از "بعض فیمینیست هایی که از شوهرشان یا حتی فرزند ذکورشان نفرت دارند" کمترین شاهدی ست که بحق باید از ایشان یا هر کس دیگری (که به زبان منطقیون با "سور جزئی" حکمی بیان می کند) طلب کرد و انتظار ارائه اش را داشت.
------------
داریوش ِ عزیز!
از آنجا که هرکس مورد نقد قرار گیرد، جواب یا ملاحظاتی درباره ی انتقاداتِ طرح شده دارد، صلاح دیدم که شما را از کامنت ام برای سیما خانوم مطلع کنم و نیز خود را از پاسخ ِ احتمالی ِ تان محروم ننمایم.
اگر صلاح می دانید، پاسخ ِ احتمالی ِ خود را در همان "فضای نظر خواهی ِ فرنگوپولیس" بیان نمائید.
ارادتمند
امیر یحیی

انسان بودن مطرحه....هر دو طرف شورش را در آوردن

دستخوش، شما از اين جرات هام داشتين و ما خبر نداشتيم داريوش خان؟فقط كاش اون توضيحات من باب دلجويي را اضافه نمي كرديد.نيازي نبود به نظرم.

مطلبي در نقد مطلبتان نوشته ام. بابت اطلاع گفتم

من حتی خودم دیدم در تهران زن هایی هستند که گونی پیچیده دور خودش بی چادر! ای زن مگه تو مردی که این جوری ...به خودت غیرت داشته باش ...تو مردی ...تو می فهمی ...به من میگه فمینیسم ...تو فمینیست می دونی چیه ...زن باش یا مرد ...آزاده باش

به همان دليل كه آقاي سروش فرق سكولاريسم و دين را نمي داند، شما هم فرق ميان فمينيسم و تعصب قبيله اي را نمي دانيد. در ضمن استفاده تان از لغت "جاهليت" حسابي لودهنده است. اين لغت محصول تاريخ سازي اسلامي است و بدون محتواي تاريخي مي باشد. ماجراي زنان در پيش از اسلام به هيچ وجه به زنده به گور كردن دختران كه موردهايي استثنايي بوده است ختم نمي شود. زنان "خدا" بودند، پيشگو و نگهبان خدا بودند، حكيمه بودند و مهمتر از همه اين كه مجبور به آن نبودند كه حجاب بر سر كنند. جاهليت دين، اين امتيازها را از آن ها گرفت. فرصت كنيد و تاريخ عرب پيسش از اسلام را از منابع غيرآخوندي بخوانيد. فمينيسم را هم نمي‌ فهميد تا با تعصبات ديني مانده در گوشه هاي ذهنتان تعيين تكليف نكرده باشيد.

***

فقط يک توضيح کوچک بدهم و آن اين‌که اين شباهتی است که به ذهن من رسيده بود و نوشته بودم‌اش و اصلاً هم بی‌ربط نيست. من مخصوصاً قيد کرده بودم که «بعضی» از فمينيست‌ها. ديگر اين‌که شما از کجا می‌دانيد سواد و دانش من درباره‌ی جاهليت قبل از اسلام چقدر است که همين‌جور ترکتاز می‌کنيد؟ همين‌جور از روی بخار معده با خواندن يک پاراگراف مطلب درباره‌ی سواد يک آدم نمی‌توان نظر داد. به قدر کافی درباره‌ی وضع زنان کتاب نوشته شده و تحقيق معتبر کم نيست. يادداشت من نه مقاله‌ی تحقيقی بود نه کشف علمی. پس زياد ذوق نکنيد! فقط می‌خواستم کمی - به شيوه‌ی نيک آهنگ - با طايفه‌ی فمينيست شوخی کنم که البته هم من حق دارم و هم آن‌ها حق‌شان است!!

با اون قسمت حرفت كه گفته بودي برخي زنان فمينست دنبال نابودي مرد هستند موافقم.اما اينو كه مادري از داشتن فرزند پسرش شرم كنه رو ....!!!؟؟؟ واقعيتش چون برخورد نداشتم نمي دونم ؟.... در كل موفق باشي

The crucial point you're completely overlooking in this "reactionary" post, in my humble opinion, is the sociological and psychological reasons why many women behave this way. They don't know better because they have not experienced better from men throughout their life and in the life of most women they know. If you keep slapping a child everyday, next time you move your hand, to grab a cup of coffee, s/he'll jump six feet away from you! Is it because s/he's stupid or merely because your have given him/her a very good reason to be weary? I think your comparison here is completely irrelevant. You're not seeing the cause and are just reacting to the effect!

من مرده اون جمله "بحث را زیاد شلوغ نکنید هستم."
آخه غیر از اون نیک آهنگ خل و چل کی می یاد نوشته های تو رو بخونه و باهات بحث کنه؟
اوکی ! ما شلوغ نمی کنیم. شما ماستتو بخور!!

***

با اين لحن و زبان سرکار، همان بهتر است خود نيک‌آهنگ جواب‌ات را بنويسد!!

سلام
دوستان اهل تفکر اعم از زن یا مرد بر این عقیده اند که یک دفاع بد از هر چیز از هزار دشمنی مخرب تر است .حکایت فمینیست ها هم شامل همین نعریف است.من به عنوان یک دختر ایرانی بر این باورم که روز زن،هفته زن و......و گرو ه های فمینیست یا مشابه راهی برای سرگرم کردن زنان یا به تعبیری سر کار گذاشتن انهااست.و اگر نیست چه لزومی به این همه مانور در مورد زنان است؟ مگر غیر از زن و مرد جنس سومی هم داریم؟

بنظر می رسد که ماموریت جدیدتان دادن ادرس غلط و راه انداختن جنگ زرگری در وبلاگستان است.

fekr mikonam mardaie irani modatie dochare tavahomarti shodan,hanooz hichi nashodeh hagheshoono zaye shodeh mibinan,ba 4 ta harfi ke chandan tasiri rooye jame nadare va chize ziadi ro avaz nemikoneh,vaghean be zana hagh nemidi bad az in hame sal ke hagheshoon khorde shode be ghole shoma tanafar(ke az nazare man faghat ye tavahom bish nist)dashteh bashan

salam rastesh ahle ezhare nazar nistam va motaghedam har kesi mitoone negahe khodesho dashte bashe,vali fekr mikonam ye jooraie dochare tavahom shodi,man na feministam na feministaye ziadi ro shakhsan mishnasam vali fekr mikonam tafakore feministi chizi jodaie oon chizie ke shoma mibini

موفق باشید. با شما موافقم خیلی زیاد.

نه بابا اینجوری هایی هم که شما میگین نیست

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats