January 21, 2006

« غدير | صفحه‌ی اصلی | وفات زکی بدوی »

نهنگ‌هايی که رادارشان خراب است!

دو روز است که مردم لندن دارند به اين دو نهنگی فکر می‌کنند که سر از رودخانه‌ی تيمز در آورده‌اند و وسط شهر پيداشان شده است. خدا می‌داند اين‌ها آن همه راه را تا وست‌مينستر و بتر-سی چطور آمده‌اند که حالا دارند به گل می‌نشينند. حالا لندنی‌ها دارند چيزی را می‌بينند که بايد برای ديدن‌اش دور جهان راه می‌افتادند! حساب‌اش را بکنيد که اگر قرار بود در تهران اتفاقی عجيب و غريب بيفتد،‌ مثلاً‌ چه موجودی سر و کله‌اش آن‌جا پيدا می‌شد؟

پ.ن. نشان به اين نشانی که الآن ساعت پنج بعد از ظهر است و از ساعت يازده صبح تا به حال، اين شبکه‌ی خبری بيست و چهار ساعته‌ی بی‌بی‌سی بلاوقفه دارد عمليات نجات نهنگ را در رود تيمز به طور مستقيم و زنده پخش می‌کند!‌ همه‌ی اخبار را تعطيل کرده‌اند و فقط دارند نهنگ گزارش می‌کنند! خدا به خير کند! ( به گمان‌ام کاسه‌ای زير نيم‌کاسه است).

(148 کلمه)

مطالب مرتبط

زمستان در مادريد

خود نابود کردگی فنی!

اخبار معوقه!

وضعيت قرمز تا اطلاع ثانوی

موکب همايونی!

اسباب‌کشی پر ماجرا

روزنامه‌نگارانی با سواد!

نظرها (5)

آقا چرا شایعه درست می کنید. همسن دشمنان اسلام و جمهوریت نظام هستند که با شایعاتی از این دست قصد دارند که شبان سلطان شده را به زیر بیاورند!
اعلا حضرتا اون فقط یه نهنگ بود نه دو تا! تازه پریروز هم مرد تا باز هم ما انگشت به دهان بگیم به خدا کار کار انگلیسی هاست.

سلام عزيز! غرض آن‌كه هزارتو راه افتاد، سري بزني، لينكي بدهي، معرفي كني ما چاكرانه خوشحال مي‌شويم!
http://www.hezartou.com

داریوش جان حتمن حود یک ماه پیش شنیدی که خرسی بی پناه از دامنه های سهند به دانشگاه آزاد تبریز پناه اورده بود در جا با حکم دادستانی تبریز کشته شد حالا چه بگویم جز اینکه ما مردمان آداب نیاموخته ای هستیمبه قول آن بزرگ " میان ماه من تا ماه ماه گردون ..."

رفيق! اينجا(تهران) كه موجود زياد دارد؛ خيلي هم مشخص هستند. شهرشان هم به ما نزديك است. انسان فرهيخته كم مي‌بينيم.

قبله ی عالم به سلامت،
ديروز دو تا پلنگ هم آمده بودند برلين. چه دنيای نا امنی شده قبله ی عالم! راديو برنامه عادی اش قطع شد و گوينده گفت: اينجا برلين، اينجا برلين، اين دو تا پلنگ که از شاخ افريقا آمده اند برلين سر راه سه تا وليعهد خورده اند!
مورمورمان شد قبله ی عالم! همين که آمديم از اندرونی پا بيرون بگذاريم غرش کردند، نفهميديم کرنش بود يا غرش، خدا عالم است، ما که از ترس زهره ترک شديم. برف آمده بود تا اينجا، پاسبان تأمينات نداشتيم از مونيخ آورديم. دستور داديم هردو در باغ وحش برلين محبوس باشند تا ببينيم چه می شود. شايد به لندن که آمديم تحفه آورديم و کت بسته تقديم کرديم.
خدا چقدر به ما رحم کرد قبله ی عالم، اسپند هم نداشتيم، کاه دود کرديم و خواستيم فوت کنيم طرف لندن، ياد حرف نازک الملکوت افتاديم که در سفر شکاريه اقدسيه گفت: کاه دود شگون ندارد آقاجان، فوت نکن.
و يادمان آمد ملک الشعرا اين شعر نغزش را صادر کرد:
چقدر قشنگه اينجا
خوش آب و رنگه اينجا
يا ضامن آهو!
شما تير در می کرديد و ما خوش بوديم، ظهير هم گنجشک می زد و چه روزگاری بود قبله ی عالم. امنيت بود، ولی نا امنی شده اين روزها، با اين حيوانات عجيب و غريب اطراف ممالک محروسه ی ملکوت بد نيست ختم انعام بگيريد غائله ی چهارپايان ختم شود. قديم ها سلطان بانو شاخه نباتی، مربايی، اسپند و کندری، توت خشکه ای، چيزی برای ما می فرستاد. امسال که پاک ما را از ياد برده و با اين دو تا پلنگ و آن دو تا نهنگ ما هيچ پناهی نداريم هيچ، اسپند هم نداريم برای خودمان دفع زخم چشم کنيم. بيت:
جمال قبله عالم توانم ديد ز راه دريا؟ نه.
به خشکی دلم خوش بود و اينها؟ نه.
اين روزها کشتی سوار نشويد قبله عالم، ديشب تا صبح خواب اژدها ديديم.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats