July 5, 2005

« نيمه‌ی تاريک ماه | صفحه‌ی اصلی | لندن ناگهان مختل شد! »

مصادره به مطلوب سياسی

صد بار توبه می‌کنم که از چيزی که به سياست مربوط است ننويسم ولی نمی‌شود. بعضی وقت‌ها آدم چيزهايی را می‌خواند که احساس می‌کند دارند مستقيماً به شعورش اهانت می‌کنند. خاتمی آخرين اصطلاح دوران رياست جمهوری‌اش را با صداقت تمام وضع کرد و با سادگی هر چه تمام‌تر دو دوستی تقديم رقبای‌اش کرد! دقت کرده‌ايد که هر وقت خاتمی چيزی گفت که نشانی از مردم‌سالاری و اندک گرايشی به حقوق انسانی مردم و ملت داشته است، طيف مقابل و رقبای او همان اصطلاحات و تعابير را گرفته‌، وارونه کرده و در برابر خاتمی علم‌اش کرده‌اند. خاتمی از قانون‌گرايی حرف زده‌ بود و راست گفته بود. با اين تفاوت که بعضی‌ها خيلی وقت‌ها يادشان می‌رود در کشور ما قانون مترادف است با حاکميت قدرت و زور، نه حاکميت مساوی و برابر قانون برای همه، از فقير گرفته تا غنی و سياسی و غير سياسی! بگذريم، هنوز دو سه هفته نشده است که خاتمی از «بد اخلاقی‌های انتخاباتی» (بخوانيد تقلب‌های سازمان‌يافته) حرف زده است. ايشان در لفافه و با هزار ترس و لرز، آن هم نه با زبان و بيان هاشمی و کروبی، اعلام کرده است که در اين انتخابات تقلب شده است! اندکی که فشار بيشتری روی‌اش بيايد حتماً فردا صريح‌تر خواهد گفت که بله تخلفات همه به زيان و عليه آقای احمدی‌نژاد بوده است! من اصلاً کاری ندارم که احمدی‌نژاد رييس جمهوری منتخب هست يا نه. اصلاً مهم نيست که با تقلب رييس جمهور شده است يا نه. مهم اين است که اين رييس جمهور سابق بی‌نوا ته دل‌اش اين بوده است که عده‌ای مداخله‌ی سازمان يافته در انتخابات کرده‌اند که معلوم است چه عده‌ای و به نفع چه کسی اين کار را کرده بودند. آن وقت از سخنگوی قوه‌ی قضايیه می‌پرسند که با «بد اخلاقی‌های انتخاباتی قرار است چه کار کنيد؟» حضرت آقا پاسخ می‌دهند که پدر کسانی را که با اس‌ام‌اس موبايل، آقای احمدی‌نژاد را تخريب کرده‌اند در می‌آوريم! آخر امر هم دو کلام از مادر عروس بشنويد که فرمودند: «پديده بداخلاقي در عرصه روابط بين‌المللي محصول بدگماني و سوء برداشت است»! تو را به خدا معنای اين جمله – اين تعبير «بد اخلاقی» –  چی‌ست؟ آقای خاتمی بهتر نيست اين روزهای آخر سکوت کنی و حرف نزنی اصلاً؟! هر روز اين رييس جمهور محبوب سابق ما، که شديداً هم دوست‌اش دارم، دسته‌گل تازه‌ای به آب می‌دهد. پدر جان! تمام شد آن هشت سال! برويد استراحت کنيد ديگر! بگذاريد اين‌ها مملکت را بچرخانند. ول‌شان کنيد! بس کنيد ديگر. همين‌جور داريد سرود ياد مستان می‌دهيد.

هر بار که دو خط از سياست می‌نويسم هزار بار گريبان خودم را می‌گيرم که آخر يعنی چه؟ ولی مگر می‌گذارند دو روز آدم آب خوش از گلوی‌اش پايين برود. علی‌الظاهر بايد عادت کنيم به اين سوتی‌های عظمای سياست‌مداران‌مان و سرمان را به کار ديگری گرم کنيم. نه، نمی‌شود که نمی‌شود. درست بشو نيستند که نيستند! آقا، مرا به خير تو اميد نيست، شر مرسان!

پ.ن. اين مطلب سيبستان را هم بخوانيد: «مبارزه با فقر و فساد و تبعيض»، ولی فکر نکنيد احمدی‌نژاد با اين حرف‌ها تحريک به خير می‌شود، هر چند ما واقعاً‌ اميدواريم بشود و فقير و ستمديده در کشور ما فقط جناح سياسی خاصی نباشد و مردم بينوا باشند!

(525 کلمه)

مطالب مرتبط

بشرِ از ياد رفته يا بشرِ بر باد رفته؟

آن خطرِ ديگر

آبروی کی رفت؟

درد دل با احمدی‌نژاد

يک سياست‌مدار تراز اول

فرق سياست‌مدار و غير سياست‌مدار

از پاکستان تا ایران: سياست‌های دوگانه

نظرها (1)

اقا خاتمی در پست ریاست جمهوری نمی تواند ان رییس کتابخانه ملی مجلس باشد
عزیز مادر مثل تام- فرید من نیو یورک تایمزی بخاتمی بخاطر گورباچف نشده توهین
خروشچف شدن نکنید خاتمی با رای دهندگانش حرف زد گفت دنبال قهرمان نباشید
ول شما هستید خاتی گفت من از کلمه مرگ بر... بیزارم اما در هییت تحکیم وحدت فریاد
زدید اقا اشکال خاتمی نیست اشکال شما هستید ازین حرفش هم که اخلاق خاتمیست
ازرده شدید؟خب بشوید چرا که خاتمی خیر العمور اوسط هاست شما رادیکال

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats