June 19, 2005

« رأی مسئولانه و آگاهانه: ويژگی و چالش انتخابات 84 | صفحه‌ی اصلی | کار دونان حيله و بی‌شرمی است »

حيرت مکرر از آگاه و ناخودآگاه ايرانيان

خوب. تکليف دور اول انتخابات روشن شد و آقای معين تشريف بردند مرخصی. حالا ديگر نه تنها وقت نقد اصلاح‌طلبان است (هم خودشان و هم ديگران بايد اين کار را بکنند) که از همه مهم‌تر وقت نقد و درک مردم است، درک هم‌دلانه‌ی مردمی که با رأيی پراکنده و از هم گسيخته، تکليف چهار سال آينده‌ی خودشان را دارند ترسيم می‌کنند. چنان که يک‌بار ديگر هم گفته بودم، اين مشارکت مدنی مردم،‌ تبديل به آينه‌ای شده است برای ديدن خودشان. نه جای ملامت دارد و نه جای تحسين. اين نتيجه،‌ آينه‌ی تمام عياری است از کليت جامعه‌ی ايرانی که بخش قابل توجه‌اش نه روشنفکر و نويسنده تحريم‌گراست و نه دانشجو و وبلاگ‌نويسی حامی اصلاحات؛ بخش عمده‌ی اين رأی دهندگان نه حاميان گنجی‌اند و نه طرفداران ناصر زرافشان. وقت آن نشده است بفهميم که خيلی از اين مطالبات آزادی‌خواهانه گاهی اوقات نماد توهماتی است که برخی فکر می‌کنند دغدغه‌ی اکثريت مردم ايران است؟ آری اين مطالبات، دغدغه‌ی خواستاران اصلاحات و آزادی است. اما چند نفر اين اصلاحات را می‌خواهند؟ با خودتان و با ملت ايران رو راست باشيد! به هر حال اين ترکيب حاکميت و اين ترکيب جمعيتی و فکری مناسبتی تام و تمام با هم دارند و بايد تمام ماجراهای چهار سال آينده را، گوارا يا ناگوار بر خود هموار کنند و بگويند خودمان خواسته بوديم! درست است که سه ميليون به معين رأی دادند و سه ميليون هم خانه‌نشين شدند، اما سهم آن سه ميليون تحريم‌گر از سرنوشت آينده‌ی ايران به گمان من سهم همان تلخی‌ها و دشواری‌هاست. البته سهم آن عده‌ی ديگر، سهمی است از آرامش، امنيت و معيشتی است که می‌خواهند، حالا هر کسی می‌خواهد اين را برای‌شان بياورد. لطفاً ديگر غر نزنيد! ملت ايران خودشان را به نام و به کام هر کسی که دوست داريد فکر کنيد، نشان دادند.

مطالب مرتبط:
شير يا خط (ساغر)
خانم‌ها،‌ آقايان، لطفاً مردم ايران را تحقير نکنيد (خوابگرد)
شکست حزب ليبرال-دموکرات وبلاگستان (سيبستان)

(314 کلمه)

مطالب مرتبط

بشرِ از ياد رفته يا بشرِ بر باد رفته؟

آن خطرِ ديگر

آبروی کی رفت؟

درد دل با احمدی‌نژاد

يک سياست‌مدار تراز اول

فرق سياست‌مدار و غير سياست‌مدار

از پاکستان تا ایران: سياست‌های دوگانه

نظرها (9)

با سلام
اگر مراد شما از اصلاحات ایجاد فضایی دموکراتیک در این کشور است بایستی بگویم که دموکراسی در این کشور محقق نمی شود مگر اینکه ابتدا مردم ایران از رعیت بودن خارج شده و تبدیل به شهروند شوند و این شهروند شده ممکن نیست مگر اینکه ابتدا نیازهای( به قول آبراهام مزلو)درجه اول مردم مثل خوراک و پوشاک و مسکن و امنیت و ... تا حد زیادی برآورده بشه. به شخص گرسنه اگر بگی اصلاحات اون فکرش به اصلاح شکمش معطوف می شود ولی اگر به یک سرمایه دار از اصلاحات دم بزنی فکرش جای دیگری معادل با طرز فکرش خواهد بود.
آبراهام مزلو می گفت تا شما نیازهای درجه اول را امین نکنید اصلا نیاز های مراتب بعدی به وجود نمی آید.اگر شخصی سیر نشود ،حقوق شرافتمندانه نداشته باشد این شخص مطلقا به فکر هنرمند بودن نمی افتد به فکر اخلاقی بودن و اخلاقی زیستن نمی افتد و ..... پس نبایستی ملت ایران را به خاطر اینکه به شخص خاصی رای داده اند سرزنش کرد. رای به احمدی نژاد فریادی بود از شیپور فقر دمیده شد. شیپوری که برای نشنیدن صدای آن امثال آریستوکراتها و دیکتاتورهای مثل رفسنجانی گوششان را بسته بودند.حتی معین هم با همین دیکتاتورهای به صورت دموکرات هم پیاله شده بود. مگر نه این است که می شود با روشهای دموکراتیک پدری از ملت در آورد که دیکتاتوری مثل هیتلر از انجام آن عاجز باشد .البته دیکتاتورهای ما فعلا به آن مرز نرسیده اند.خاک بر فرق من و تمثیل من که اشخاصی مثل محمد رضا خاتمی از دموکراسی و حقوق بشر و... دم می زنند شخصی که از قیافه اش اشرافیت و مفت خوری میبارد. به امید بهروزی ایران و ایرانی در تمام اقصی نقاط ایران.

شرايط بحراني و حمايت از هاشمي
هم‌ميهنان گرامي؛ با توجه به نتايج اعلام شده انتخابات رياست جمهوري كه حكايت از آن دارد كه آقايان هاشمي رفسنجاني و احمدي‌نژاد به دور دوم راه يافته‌اند، ما امضا كنندگان بيانيه زير علي‌رغم آنكه مواضع كاملا متفاوتي در مرحله اول انتخابات داشته‌ايم، از آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني در مرحله دوم انتخابات حمايت كرده و به طور جدي از همگان مي‌خواهيم تا براي جلوگيري از آن‌چيزي كه به عقيده ما يك فاجعه بسيار نزديك و در كمين است، به هاشمي رفسنجاني راي دهند. از تمامي فرهيختگان منتقدي كه به آينده و سرنوشت ايران اهميت مي‌دهند مي‌خواهيم تا در شرايط كنوني، از بحث‌ها و نقدهاي تفرقه‌افكن خودداري كنيد. تو اين سايت نظراتتون و به هاشمي بگين: www.hrafsanjani.ir
اين سايتم جالبه: http://www.debsh.com

be mb
in mardome tizbin hatman ba in entekhabeshoon be refah miresan.majlese haftom vaghe'an ghadam haie bozorgi bardasht.mibinid ke.
vaghe an mardom nemifahman bedoon emkane naghde ghodrat har ki be ghodrat berese faghat jibaie khodesho por mikone?


هنوز صبوری باید و بهای بیشتر تا پیمودن این راههای دور ممکن شود. مردم ما هنوز زمان می خواهند

انتخابِ بسيار عجيب و دردناكي بود. فكر مي‌كنم لااقل برايِ اصلاح طلب‌ها بايد درسِ بزرگي باشد. اين انتخابات دستِ پايين توانست عقيده‌‌ي قشري از مردم را بي‌پرده و بي‌واسطه نشان دهد.

اين را هم بخوانيد:
http://mponds.blogspot.com/2005/06/blog-post_19.html

سلام

چه کسی فکر می کرد این بسیجی ته مانده در سالهای جنگ و خون این همه رای بیاورد و برود مرحله دوم؟ داریوش وضع خیلی خراب شد. اگر این بابا بیاید اولین کاری که می کند احیای دوباره اداره منکرات است!!!!!!!

در ضمن من با اجازه از این بخش موسیقی کنار صفحتون تو وبلاگ خودم استفاده کردم. با اجازه!

آدم دلش میگیره. نمیدونه بالاخره مردم چه جوری فکر میکنند. فریاد دموکراسی خواهی می زنند یا فریاد نان خواهی؟ خلاصه 4 سال همینه که هست. نمیدونم چی به چیه دیگه!

سلام..جالب است که هم فکران خود را در کسوت روشنفکر می پندارید و مخالفان را عوام..البته من گمان می کنم حرف اصلی مردم هم دقیقا همین بود..از شما به عنوان سرپرست اصلاحاتشان خسته شده اند..زیرا که آها از شما معیشت خویش خواستند و شما با جدل و جرح افکار به عیش خود پرداختید..من فکر میکنم پاسخ مردم بسیار روشن بود..و مرد ما بسیار تیزبین و منتقد رای دادند..به همه ی آنها که مدام دم از اصلاحات میزدند و پی در پی از افشای اسرار مگو می گفتند فهماندند که چاکی در قبای عدالت انداخته اند که دوختن آن از هر هدفی برایشان ارزشمند تر است..و من وقتی در جدال لفظی با بسیاری از قشر محروم آنان را به اصلاحات می خواندم آنها هرگز دست از رای خود نمی کشیدند..می گفتند:ما یوسف خود نمی فروشیم..تو سیم سیاه خود نگه دار!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats