April 8, 2005

« تير خلاص به بلاگ‌رولينگ | صفحه‌ی اصلی | وبلاگ‌های فارسی:‌ مصيبت موتورهای جست‌وجو »

اصلاحات در واتيکان

نخست اين‌که در روز خاکسپاری پيشوای مسيحيان کاتوليک، چه بسا بهتر باشد از بيرون به شخصيت پاپ و خدمات او نگاه کنيم تا اين‌که بخواهيم خطاها و تناقضات او را ببينيم. به اشاره‌ی عزيزی، در اشپيگل، به اين مقاله‌ی انتقاد آميز هانس کونگ،‌ متأله کاتوليک سوييسی در تحليل خطاها و تناقضات پاپ ژان پل دوم بر خوردم. جدای از ياد نيک پاپ در گذشته، شايد جای آن باشد که نگاهی دقيق‌تر به رفتار کلی او بيندازيم. در ذيل، بخش‌هايی از مطلب کونگ را می‌آورم با تصرفاتی جزيی. 

شورای دوم واتيکان که از سال‌های 1962 تا 1965 ادامه داشت، فضايی را بر کليسای کاتوليک حاکم کرده بود که در دوران پيشوايی پاپ ژان پل دومپاپ ژان پل دوم ديری نپاييد. پس از اين‌که این شورا، جای خود را به تصميمات پاپ داد، در درون کليسای کاتوليک به تفکری بسته و محدود و جزمی رسيديم که سر رشته‌ی آن به دست پاپ مرحوم بود. در اخبار حتماً شنيده‌ايد که از نقش پاپ در فروپاشی شوروی ياد کرده‌اند. معادل وطنی‌اش را هم البته داريم که از نقش آيت‌الله خمينی در زوال کمونيسم ياد می‌کنند. اما واقعيت با هر دوی اين روايات خوش‌بينانه و مؤمنانه فاصله دارد. اين نگاه خوش‌بينانه به سادگی حاضر است چشم به روی معضلات و تناقضات درونی اقتصادی و اجتماعی کمونيسم ببندد و برای پاپ اعتبار بيافريند. (برای خلاصه‌ای سرراست‌تر از تاريخ‌چه‌ی شورای واتيکان بنگريد به: شورای دوم وحدت واتيکان)

متناقض‌ترين پاپ قرن بيستم
هانس کونگ، پاپ ژان پل دوم را متناقض‌ترين پاپ قرن بيستم می‌نامد. از ديد او،‌ «سياست خارجی» پاپ، خواستار مدارا، اصلاحات،‌ گفت‌وگو و ملايمت از بقيه‌ی جهان است. اما تناقض اين‌جاست که «سياست داخلی» او که تمايل به ترميم وضعيت پيش از شورای واتيکان دارد، مانع اصلاحات است و منکر هر گونه گفت‌وگويی در درون کليساست و تمايل به حاکميت مطلق‌العنان کاتوليسيسم رمی دارد.

حقوق بشر و سیاست دوگانه‌ی پاپ
ژان پل دوم، در نگاه بيرونی از مدافعان حقوق بشر است اما در درون حقوق بشر برای اسقف‌ها، متألهين و مخصوصاً در قبال زنان وزن چندانی ندارد. واتيکان هنوز اعلاميه‌ی حقوق بشر شورای اروپا را امضا نکرده است. در دعواها و اختلافاتی که رخ می‌دهد، واتيکان هم به عنوان قانون‌گذار، هم به عنوان مدعی‌العموم و هم در مقام قاضی عمل می‌کند. اگر کشيشی، متأله يا فردی عادی اختلافی قضايی با دادگاه‌های عاليه‌ی کليسا پيدا کند، تقریباً هيچ اميدی به برنده شدن در اين دعوا ندارد.

نقش زنان
پاپ که برجسته‌ترين ستايش‌گر مريم مقدس است، تنها از قداست زنان سخن می‌گويد و زنان را از کنترل خانواده منع می‌کند. حاصل اين امر تنشی ميان هم‌نوايی بيرونی و خودمختاری درونی وجدان است. در سال 1999، پاپ به اسقف‌های آلمانی دستور داد که مراکز مشاوره‌‌ای را که برای زنان گواهی صادر می‌کردند تا بعداً از سقط جنين استفاده کنند، تعطيل کنند. اين امر، خود آغاز خروج فزاينده‌ی زنانی است که تا به حال به کليسا وفادار مانده‌اند.

اخلاق جنسی
اين پاپ، که خود عليه‌ی فقر فراگير و رنج در جهان تبليغ می‌کند، خود تا اندازه‌ای مسئول اين رنجی است که نتيجه‌ی رويکرد او به کنترل خانواده و رشد انفجارآميز جمعیت است. پاپ در طی سفرهای فراوان‌اش و در يک سخنرانی در سال 1994 در همايش جمعيت و توسعه‌ی سازمان ملل در قاهره، مخالفت خود را با استفاده از قرص ضد بارداری و کاندوم اعلام کرد. در نتيجه، پاپ، بيش از هر دولتمرد ديگری، می‌تواند تا حدی مسئول رشد بی‌رويه‌ی جمعيت در بعضی کشورها و گسترش ايدز در آفريقا است. در نتيجه‌ی اين سياست او، حتی در کشورهايی مانند ايرلند، اسپانيا و پرتغال که مردم سنتاً کاتوليک هستند، اخلاق سخت‌گيرانه‌ی جنسی پاپ و کليسای کاتوليک رم يا آشکارا يا به تلويح رد می‌شود.

عزوبت در ميان کشيشان
کارول وويتيلا، با ترويج چهره‌ی سنتی کشيش مذکر مجرد، مسئوليت اصلی فروپاشی سلامت روحی کشيشان را در بسياری از کشورها و رسوايی‌های روابط جنسی با کودکان در کليسا را که ديگر قابل لاپوشانی نيستند، به عهده دارد. ازدواج هنوز برای مردانی که خود را وقف کشيش شدن می‌کنند، ممنوع است. اين تنها يک نمونه از مواردی است که اين پاپ، مانند پاپ‌های ديگر پيشين، تعاليم انجيل و سنت بزرگ کاتوليک هزاره‌ی نخست را ناديده می‌گيرند که از صاحب‌منصبان نمی‌خواست که پيمان عزوبت ببندند. اگر کسی، به خاطر منصب‌اش، ناچار باشد زندگی‌اش را بدون همسر و فرزند بگذراند، خطر زيادی هست که انسجام و سلامت جنسی فرد صدمه ببيند که می‌تواند به عنوان نمونه به اعمال کودک‌آزارانه منجر شود. اين خود باعث کاهش تعداد کشيشان در کليسا نمی‌شود؟

جنبش‌های وحدت‌گرايانه
پاپ دوست دارد که به عنوان سخنگوی جنبش وحدت مسيحيت شناخته شود. اما در عين حال، او خود بار سنگينی بر شانه‌های روابط واتيکان با کليساهای ارتودوکس و اصلاح‌گرا است و از به رسميت شناخت دفاتر تبليغی و مراسم عبادی آن‌ها امتناع ورزيده است.
پاپ می‌توانست با به رسميت شناختن آن‌ها رفتار ملايم‌تری در پيش بگيرد. او می‌توانست ادعای تماميت‌خواه و قرون وسطايی واتيکان را نسبت به قدرت، عقايد و رهبری کليسا در قبال کليساهای اروپای شرقی و کليساهای اصلاح‌گرا تعديل کند و از سياست گسيل اسقف‌های کاتوليک رمی به مناطقی که اکثريت با کليسای ارتودوکس روسی است پرهيز کند. پاپ می‌توانست این کارها را بکند، اما ژان پل دوم نمی‌خواست. او می‌خواست سيستم قدرت رمی را حفظ کرده و گسترش دهد. به اين دليل، او به دورويی زاهدانه‌ای روی آورد: سياست‌بازی قدرت رم و پرستيژ آن زير نقاب سخنرانی‌های وحدت گرايانه و ژست‌های تو خالی پنهان می‌شوند. نتيجه‌ی اين سياست پاپ، متوقف شدن تفاهم وحدت‌گرايانه پس از شورای واتيکان بود و روابط کليساهای ارتودوکس و پروتستان تا حد زيادی با آن‌ها تيره شد. منصب پاپ، مانند پيشينيان‌اش در قرون يازده و شانزده، ثابت کرده است که بزرگ‌ترين مانع وحدت کليساهای مسيحی در عين آزادی و تنوع‌شان است.

سياست  انتخاب پرسنل
برای پاپ، تنها معيار متعبر انتصاب اسقف، وفاداری محض و مطلق او به سيستم و خط حزبی رم است،‌ نه روحيه‌ی انجيلی يا آزادانديشی کشيشی. اسقف‌ها بايد پيمان وفاداری مطلق به پاپ ببندند که گويی او نقش «پيشوا» را بازی می‌کند.

خونی تازه در رگ‌های کليسا
پاپ برای ادامه‌ی آرمان یک کليسای يک‌پارچه و فرمان‌بردار، آينده‌ی کليسا را انحصاراً در جنبش‌هايی می‌بيند که به سادگی کنترل می‌شوند و محافظه‌کار و ساده هستند. پاپ برای آن‌ها «ژان پل سوپر استار» است. مخاطبان او عمدتاً کسانی هستند که در عين نيک‌باوری نشانی از منتقد بودن ندارند. واتيکان از ژزوئيت‌ها به خاطر صفات عقلانی، الهيات انتقادی و گزينه‌های کلامی آزاد‌انديشانه‌شان فاصله گرفت. ژزوئيت‌ها به اصول شورای واتيکان تمايل دارند اما اکنون گويا در مقام آچار سياست‌های ترميمی پاپ استفاده می‌شوند. در عوض، پاپ،‌ حتی در دوره‌ای که اسقف اعظم کراکوف بود،‌ اعتماد کاملی به جنبش‌ اپوس دی داشت که از لحاظ مالی قدرت‌مند و ذی‌نفوذ اما غير دموکراتيک و مخفی‌کار بود. اين گروه در گذشته روابط نزديک با رژيم‌های فاشيست داشت و اکنون مخصوصاً در جهان سرمايه‌گذاری، سياست و روزنامه‌نگاری فعال است. در واقع،‌ پاپ با اعطای جايگاه حقوقی ويژه به اوپوس دی، اين گروه را از نظارت و بازرسی اسقف‌های کليسا نيز معاف ساخت.

برای کليسای کاتوليک، رهبری او با وجود جوانب مثبت‌اش، به طور کلی سرخوردگی بزرگی بوده است و نهايتاً مصيبتی به شمار می‌رود. در نتيجه‌ی رفتارها تناقض‌آميز او، پاپ کليسا را عميقاً دچار تفرقه و شکاف کرده است، مردم بی‌شماری را از کليسا بيگانه کرده است و بحرانی ساختاری را پس از يک ربع قرن به وجود آورده است که اکنون کمبودهای ويرانگرش را توسعه و نیاز شديد به اصلاحات نشان می‌دهد.

اگر پاپ جديد بخواهد سياست‌های پاپ قبلی را ادامه دهد، تنها بر مشکلات پيشين، معضلاتی نو را خواهد افزود و بحران فعلی کليسا را به وضعی ناگشودنی خواهد برد. به جای اين‌کار، پاپ جديد بايد به سوی تغيير مسيری برای ايجاد و انتخاب راه‌هايی تازه در کليسا برود و از الگوهای اصلاحی شورای دوم واتيکان تبعيت کند.

(1257 کلمه)

مطالب مرتبط

کالبدشکافی چند پاسخ

ادبِ نقد

ملاحظه‌ی بزرگان و نقدِ بی‌امان

استادان ادبيات و استادان فلسفه‌خوانده

ترجمه‌های سليقه‌ای و نقدهای لرزان

دريغ از راه‌ِ دور و رنج بسيار!

روز زن يا روز مرد ستيزی؟

نظرها (2)

پاپ ژان – پل دوم که بود و چه کرد؟

واتيکان مرگ کارول ووی‎تيلا يا ژان – پل دوم را روز شنبه ۲ آوريل ۲۰۰۵ در ساعت ۲۱ و ۳۷ دقيقه به وقت محلی اعلام کرد. وی که در ده سال اخير مدام مريض بود، در پی شدت يافتن بيماری پارکينسون و ابتلاء مضاعف به گريپ از پای درآمد.

کارول ووی‎تيلای لهستانی روز ۱۶ اکتبر ۱۹۷۸ نخستين پاپ غيرايتاليايی کليسای کاتوليک پس از ۴۵۵ سال شد و مانند تمام رهبران دينی تا لحظه‎ی مرگ و سن ۸۴ سالگی بر کوچک‎ترين دولت جهان حکمرانی کرد. رسانه‎های بزرگ وی را رهبر بيش از يک ميليارد نفر کاتوليک هم می‎ناميدند.

در يک فرصت ۱۵ تا ۲۰ روزه، مجمعی از روحانيون کاتوليک که کاردينال ناميده می‎شوند و پاپ آن‎ها را به اين درجه رسانده، پاپ مادام‎العمر ديگری برمی‎گزينند. اجلاس کاردينال‎ها پشت درهای بسته صورت می‎گيرد. پس از این که حدود ۱۷۰ کاردينال پاپ جديدی انتخاب کردند، تمام اختيارات دينی و قدرت سياسی (واتيکان) در دست وی قرار می‎گيرد و کاردينال‎ها بايد از او اطاعت کنند!

بر خلاف تبليغات گسترده رسانه‎های دولتی و وابسته به انحصارات بزرگ مالی، ژان – پل دوم نه از لحاظ سياسی و نه از جنبه‎ی دينی نوآوری نکرد و استثنائی بر پاپ‎های پيش از خود نبود. ژان – پل دوم مانند هر رهبر دينی جهان دشمن قسم‎خورده‎ی کمونيسم بود. او به عنوان پاپ عليه آن چه بلوک شرق ناميده می‎شد فعاليت نمود و به ويژه نقش فراوانی در فروپاشی دولت یاروزلسکی در لهستان داشت. لخ والسا به عنوان نخستين رئيس‎جمهور لهستان، پس از فروپاشی بلوک شرق، همواره از ژان – پل دوم تشکر کرده و خود را از مريدان بی‎قيد و شرط او دانسته است.

هر چند ژان – پل دوم از «اشتباهاتی» که کليسای کاتوليک در زمان جنگ جهانی دوم مرتکب شد پوزش خواست، اما خودش با ديکتاتورها و از جمله ژنرال اگوستينو پينوشه روابط خوبی داشت. پاپ روز ۱۸ فوريه ۱۹۹۳ پيام تبريکی به مناسبت پنجاهمين سالگرد ازدواج پينوشه فرستاد و در نوامبر ۱۹۹۸ برای آزادی او تلاش کرد.

پاپ ژان – پل دوم در آمريکای لاتين هرگز اقدامات وحشيانه و تروريستی «کنترا»ها را محکوم نکرد و حتا چهار روحانی کاتوليک را که از دولت ساندينيست نيکاراگوئه پشتيبانی می‎کردند، خلع کرد.

پاپ ژان – پل دوم مانند آخوندهای ايران در زمينه‎ی مسائل مختلف اجتماعی مواضعی قوياً عقب‎مانده و ارتجاعی داشت. وی مخالف سرسخت سقط‎جنين، اُتانازی (بيمارانی که به علت لاعلاجی خواهان پايان زندگی خود هستند) و استفاده از کاندوم به عنوان وسيله‎ای عليه گسترش ايدز بود.

ژان – پل دوم زنانی را که سقط‎جنين می‎کنند مرتکبان رابطه‎ی جنسی «نامسئولانه» که بر «ضدخلقت» است توصيف می‎نمود و از سوی ديگر مخالف بارآوری مصنوعی با استفاده از تکنيک «اين ويترو» برای زوج‎هايی بود که مشکلات نازايی دارند! او طلاق را در هر صورت ضددينی می‎دانست و با آن قاطعانه مخالفت می‎کرد.

ژان – پل دوم در سفری که سال ۱۹۹۳ به اوگاندا کرد، گفت:«رابطه جنسی بدون ازدواج يک دروغ است... خودداری کردن از اين رابطه تنها راه مطمئن و شرافتمندانه برای پايان دادن به زخم تراژيکی‎ست که ايدز ناميده می‎شود.»

ژان – پل دوم همچنين از مخالفان سرسخت همجنسگرايان بود و آنان را از هر گونه رابطه‎ی جنسی برحذر می‎داشت. وی ازدواج رسمی همجنسگرايان را در برخی از کشورهای جهان مخالف «نقشه‎های خدا» توصيف می‎کرد.

ژان – پل دوم در زمينه‎‎ی اقدامات ارتجاعی دستگاه کليسای کاتوليک با ديگران اديان همکاری کرد. مثلاً در کنيا مقامات دينی اسلامی و کاتوليک سال ۱۹۹۵در ملاء‎‎عام هزاران کاندوم را آتش زدند و يک اسقف به نام کومپائوره سال ۱۹۹۶ در بورکينا فاسو (ولتای عليای سابق) گفت:«برای مبارزه با ايدز، ابتداء بايد با کاندوم جنگيد، زيرا کاندوم است که نمی‎‎گذارد رابطه‎‎ی جنسی بر اساس خواست خدا انجام بشود.»

هم اکنون هر روز ۸۰۰۰ تن به ويروس ایدز دچار می‎‎شوند و يک جوان هر ۱۴ ثانيه از آن می‎‎ميرد. کشورهای آفريقايی و هندوستان بيش‎‎ترين مبتلايان را دارند، دو قاره و شبه‎‎قاره‎‎ای که ده‎‎ها ميليون کاتوليک دارند.

پاپ ژان – پل دوم هر چند ظاهراً و رسماً حق مداخله در امور کشورها و به ويژه ايتاليا را نداشت، اما در هر فرصتی از منافذ متفاوتی سود جست و در سياست دخالت کرد. مثلاً در سال ۱۹۸۱ يک همه‎‎پرسی برای حفظ يا لغو قانون سقط‎‎جنين در ايتاليا برپا شد. وی تمام تلاش خود را برای لغو آن کرد، اما موفق نشد. او در کنفرانسی که سازمان ملل متحد سال ۱۹۹۴ در قاهره ترتيب داد با کشورهای اسلام‎‎‎‎زده همدست شد تا از برنامه‎‎های محدود کردن تولد در کشورهای فقير جلوگيری گردد. هيئت نمايندگی واتيکان در کنفرانس بين‎‎المللی زنان که سال ۱۹۹۵ به کوشش سازمان ملل متحد در پکن برگزار شد با جمهوری اسلامی ايران عليه حقوق زنان ائتلاف کرد.

ژان – پل دوم در سپتامبر ۲۰۰۳ اعلام کرد که کف زدن در کليساها بايد ممنوع شود و دختران نبايد عضو گروه‎‎های کُر باشند.

جرج بوش از جمله نخستين کسانی‎‎ست که مرگ ژان – پل دوم را تسليت گفته است. بوش که در کنار همسرش بود و هر دو سياه پوشيده بودند، افزود:«کليسای کاتوليک چوپان خود را از دست داد و جهان قهرمان صلح و آزاديش را.» حق کاملاً با آقای جرج دبليو بوش است! آمين يا رب‎‎‎العالمين!

اميد مهری

آقای داریوش ،
لطفا به خطا ها وتناقضات پاپ تنا قضات و خطاهای زیر را هم اضافه کنید :
- پا در میانی برای آزادی پینوشه
- حمایت از کشیش های رواندائی که در مردمکشی و قتل عام (ژنوسید)مردم روآنداشرکت داشتند
- اطلاعیه ی واتیکان در سال 2003
مبنی مخالفت با استفاده از پره زرواتیو در مبارزه با سیدا(ایدز)، واینکه تنها سلاح مبارزه
مقاربت نکردن و وفاداری است
- اعتراض علیه "قطع ارادیِ بارداری" (IVG) ومقایسه ی آن با قتل عام یهودیان بوسیله ی نازیها (کتاب آخر ژان پل 2 )وحمایت علنی از حملات کوماندوهای ضدIVG در بیمارستان ها
- مخالفت با طلاق
- مخالفت با همجنس طلبی ، با برابری جنسی ،و با تساوی حقوق مرد و زن
- مخالفت با حق شایسته مردن (مرگ در مناعت )
- اینها و بسیاری دیگر از مظاهر عقب مانده و ارتجاعی پاپ است که این روز ها در نیمرخی که از او رسم می کنند مسکوت مانده است، وحرفی از آنها اصلا نمی شنویم، در این تهاجم تبلیغاتی که رسانه های جهان و کلیسا به پا کرده اند، که به تحمیل و تجاوز می ماند، به بت سازی از "پدر مقدس" ، که معذالک فقط پدر مقدس کاتولیک هاست، ونه پدر مردم سراسر جهان!
اوف ! دارم بالا می آرم.
(به نمایندگی لائیک های همین اطراف)
رویا

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats