September 19, 2004

« معضلات ازدواج‌های خاندان سلطنتی بريتانيا و مدرنيته | صفحه‌ی اصلی | معمای حافظ و حديث اخلاق »

برای ايگناسيو

ظاهراً وبلاگ ايگناسيو مشکلی جدی و اساسی دارد، چون دقايقی پيش يادداشتی توضيحی در ذيل مطلب اخيرش برای مشکلی وجود داشت نوشته بودم و يادداشت ناپديد شد. برای اين‌که بتواند از توضيح من استفاده کند و احياناً بی‌خبر نماند،‌ دو يادداشت اخير - که ياداشت آخر من هنوز به جای خود باقی است - را در وبلاگ خودم می‌آورم تا همگان از جزييات ماجرا مطلع شوند.

«نظر "داريوش" در September 19, 2004 11:15 PM
کيوان عزيز!
خوشحال‌ام که می‌بينم می‌توانی در پست‌های‌ات لينک بدهی - آن هم به وفور - و تعجب می‌کنم تو که الآن می‌توانی لينک بدهی چرا قبلاً نمی‌توانسته‌ای؟! تا جايی که به طراحی فنی ملکوت و صفحه‌هايی که من شخصاً طراحی کرده‌ام مربوط است، هيچ ايرادی در لينک دادن وجود نداشته است و اکنون هم هيچ ايرادی در هيچ جايی نديده‌ام. چون هيچ بخشی از طراحی صفحه‌ی خودت بر عهده‌ی من نبوده است، درباره‌ی طراحی ديگران نمی‌توانم نظری بدهم،‌ در نتيجه اگر مشکلی بوده است، مشکل طراحی سايت ملکوت نيست. وانگهی با وجود اين‌که طراحی صفحه‌ی ترزا نيز عيناً‌ مانند صفحه‌ی خودت است، او مرتب در متن وبلاگ‌اش لينک می‌داده است. لذا هيچ منطقی برای اشاره‌ی تو به برنامه‌‌نويسی سايت ملکوت نمی‌بينم. ملکوت، مجموعه‌ای از وبلاگ‌هاست - نه يک سايت - که همگی با مووبل تايپ کار می‌کنند و همه بلا استثناء از سيستم واحدی تبعيت می‌کنند. در نتيجه اگر يک جا مشکل پيش بيايد در همه جا رخ خواهد نمود.


ولی به هر حال اگر باز هم فکر می‌کنی که تو شخصاً در لينک دادن مشکلی داری، به تفصيل و با ذکر جزييات ايراد را برای من بنويس تا آن را مرتفع کنم و پيشنهاد خودت را هم برای اين کار بگو تا اگر عملی بود به آن رسيدگی کنم.»



متن يادداشت بعدی من اين است:

«تکميل:
ايرادی که من همين الآن مشاهده کردم اين است:


Parse error: parse error, unexpected ':' in /home/malakut/public_html/ignasio/archives/005712.php on line 276
اين ايراد به خاطر پسوندهای پی‌اچ‌پی به وجود آمده است و هر مطلبی که با اين پسوند در ملکوت بوده است دچار مشکل می‌شد و تا جايی که من ماجرا را پيگيری کرده‌ام، تنها از زمان طراحی صفحه‌ی شما و ترزا اين ايراد به وجود آمده است. من در طراحی پی‌اچ‌پی هيچ تخصصی ندارم و هيچ‌گاه چنان جسارتی نکرده و نمی‌کنم که خود را طراح پی‌اچ‌پی بدانم. بزرگواری کن و با طراح محترم وبلاگ‌ات تماس بگير تا مشکل را مرتفع کند.


برای رفع اين مشکل در ساير صفحات، مجبور شده‌ام،‌ هر وبلاگی - به جز وبلاگ حضرت‌عالی - را که از پسوند پی‌اچ‌پی استفاده می‌کرده است اصلاح کنم و پسوند فايل‌های‌شان را به اچ‌تی‌ام‌ال يا اس‌اچ‌تی‌ام‌ال تغيير دهم از جمله وبلاگ‌های حضور خلوت انس،‌ دريا روندگان و اخيراً نکته را.


با اين تفاصيل ايراد از طراحی وبلاگ خود شماست و دست انگليس هم بر خلاف توهمات جاری در کار نبوده است.


با احترام
داريوش


نظر "داريوش" در September 19, 2004 11:30 PM

(479 کلمه)

مطالب مرتبط

زمستان در مادريد

خود نابود کردگی فنی!

اخبار معوقه!

وضعيت قرمز تا اطلاع ثانوی

موکب همايونی!

اسباب‌کشی پر ماجرا

روزنامه‌نگارانی با سواد!

نظرها (14)

سلام داریوش
می بینم که تازگی ها سخت دل مشغولی جدیدی با حلقه ملکوت پیدا کردی.
خودت خوب می دونی که نه یک کلمه از کامپیوتر می دونم و نه دوست های ملکوتی تو می شناسم.( به جز اون چند نفری که همه با هم سر ارادت خاصی - البته اگر من شاملش باشم- به جای خاصی داریم و خب آشنایی هامون هم نه به ملکوت مربوط می شه نه به حواشی اش).
خلاصه کنم. از اینکه شنیدم برای واواک کار می کنی و یا مثلا داری سنگ در آسیای یک حرکت می اندازی، کلی حال کردم. یعنی اینکاره بودی و تو این ده سال بگم، بیست سال بگم و ... نشناختمت. بابا کارت ایوالا داره.
دست پسرخاله رو از پشت بستی!!!

بازم میگم، شوخی باحالی بود. خب خستگی امروز هم در رفت.
بهر حالت، اگه تماسی با ولایت داشتی سلطان بانو رو خیلی خیلی سلام برسون.

سری به وبلاگ آقای قديمی زدم تا با فضايل اين نادره دوران بیشتر آشنا شوم. مطلب جالبی (آدرسش را در قسمت آدرس اینترنتی همین نظر گذاشتم!!!) يافتم گفتم شايد به درد شماها هم بخورد. بخوانید و محظوظ شويد:
«دیشب، اتفاقی در زندگیم افتاد که مرا بی‌نهایت دلخور کرد. آقایی که دو برابر من سن دارد و او را یکی از بهترین دوستانم می‌دانستم و همیشه برای آموختن به دیدارش می‌رفتم، بر سر یک بحث پیش پا افتاده‌ی سیاسی لیوان آبی را که کنار دستش بود به صورت من پاشید! و بعد هم مرا مأمور وزارت اطلاعات، جاسوس، خیانت پیشه، پوچ گرا، نادان، دارای ضعف مغزی، بیسواد، گستاخ، پررو و بی‌منطق خطاب کرد! چرا؟ چون با ایشان یک اختلاف فکری کوچک داشتم، همین! برای حرفم هم دلایلی منطقی و از نظر خودم موجهی داشتم و هیچ تعصب خاصی هم نداشتم! همه‌ی این‌ها به کنار، دیشب فهمیدم که یک شغل دولتی توپ دارم، مأمور وزارت اطلاعات! خوب شد فهمیدم مگر نه عین احمق‌ها باز هم اینطرف و آن طرف برای پول درآوردن دست و پا می‌زد و یادم می‌رفت حقوق و مزایای شغلی که هیچ زحمتی برایم ندارد را از حسابم بردارم و کیف کنم».

ظاهراً گوينده‌ی آن سخنان بعضی از حرف‌هایش زياد بی‌ربط نبوده است. علی آقای قديمی هم نگفته است به آن بنده‌ی خدا چه حرف‌هايی زده است که طرف آن قدر عصبی رفتار کرده است. البته می‌گويند اگر کسی را می‌خواهی بشناسی اول دوستانش را بشناس! اما فکر میکنم این آقای قدیمی دارد دقیقا همان کاری را با داریوش میکند که آن آقا با خودش کرده است یعنی لیوان آب توی صورتش می پاشد (متهم به دزدی میکندش و شاهد هم نمی آورد! بعد هم همین جوری امتحان نگرفته نتیجه میگیرد داریوش جدول ضرب بلد نیست!!). ما هم نفهمیدیم کجا داریوشی که از حرکت وبلاگنویسان حمایت کرده است ترمز زده است!! حتما داریوش از این اقدام انقلابی آزادیخواهانه ای که کیوان یکتنه انجام داده حسودیش گل کرده و گفته بزنم خرابشون کنم تا اولش خودم این کار رو کرده باشم! فکر کنم بهترین سناریو همین باشد چون در غیر این صورت داریوش که به اینها کمک کرده است به هر حال!!

ولی بروید به وبلاگ طراح ایگناسیو سر بزنید. اتفاقا در همین مطلبش هم باز به جای اگر نه،‌ مگر نه نوشته است. سواد فارسی اش ما را کشته است!! آن بنده خدا این یکی را درست فهمیده. این آقا بیسواد است. حتما در دبیرستان نمره املا و انشاش خیلی افتضاح بوده، درست مثل نمره ریاضی داریوش!!

کلی خنديديم! اين آقای ايگناسيو، اين علی آقای ماستبند را از کجای کره‌ زمين پيدا کرده که طرف اين‌قدر ضريب هوشی پايينی داره؟! راستی کاش اين ه-مون-جای وبلاگ آشوری رو دقیقاً‌ نشون میداد تا بقیه خنگای عالم هم ببینند شما از کجا سرقت کردین! ما هر چی فکر کردیم دیدیم این دو نفر از شما خیلی خیلی بدشون میاد. بر عکس حرفاشون هم خیلی عقده دارن از شما. بعدش هم از شما بعید بوده که همچین آدم عقده ای و بی تربیتی رو تو مجموعه اتون راه دادین. آدم قحطی بود؟ آخر داریوش آشوری کجا و کیوان حسینی کجا؟ خوب تقصیر خودتونه! از اولش نباید زیاد احساس دموکراتیک بودن بهتون دست میداد که این آدمو بیارید تو گروهتون و بعد طرف برگرده به جای تشکر بهتون بد و بیراه بگه و همش بهتون تهمت بزنه. تازه خودش هم از وسط کار ریخت و قیافه وبلاگشو عوض کرده و رسما بهتون اعلام کرده که شماها را آدم حساب نمی کنه. شما دیگه چقدر ساده هستین!
ولی از حق نگذریم این علی ماستبند قدیمی آدم خیلی بی تربیتیه! راست راست داره فحش و ناسزا میگه بعد هم میگه نه من اصلا فحش نمیخوام بدم و از این حرفا!

آقا به دل نگیرید. احمق تو دنیا زیاده.

علی آقای خيلی آقا! شما خيلي خوبتريد چون آدم خيلي كاملتري هستيد و اصلا هيچتر عقده اي در وجودتان نيست! فقط كمي تر مشكل استدلال داريد. فكر كنم قدرت درك جلبك ها و خزه هاي دريايي از شما بيشتر باشد البته قصد توهين ندارم اما اين تنها چيزي است كه از نوشته ي شما بر مي آيد. حيف که عکس شما را نداشتم که اينجا به عنوان نابغه بگذارم چون شما واقعا هنوز نفهميده ايد جريان چه بوده. پيشنهاد مي كنم كمي روي مغزتان كار كنيد. مثلا جدول ضرب كار كنيد.

مي دانيد آدميزاد يك حس خود نمايي دارد كه در وجود همگي ما بخصوص شما که از ما بهتران ايد هست. من هم دارم و شما هم داريد اما به شما بگويم اگر يک وقت خواستيد خودنمايي كنيد اينجا چنين كاري نكنيد. در ضمن من هم كارم طراحي وب نيست و ادعايي هم در اين زمينه ندارم فقط چون علاقه مندم در اين زمينه مطالعه كرده ام. كارم چيز ديگري است. خوشبختانه از اين جور عقده ها ندارم. من و عقده؟ چه حرفها!

شما فكر مي كنيد ادبيات خودتان خيلي ناب است؟ خيلي خوشحالم كه با آدمي مثل كيوان طرفيد چون مي دانم كه خوب از پس امثال شما بر مي آيد اما خب دلم هم برايش مي سوزد که شما وبلاگش را طراحی کرديد و نمی دانيد چه کار کرديد. بعد هم در زماني كه اكثر وبلاگ نويسان پي اعتراض و اتحاد و ليدرمانی کيوان جان هستند شما نبايد با ايشان كلنجار برويد. هر قدر هر یه شما فحش نثار کردند به خاطر اتحاد دم نزنيد و از علی آقا ياد بگيريد. اما مهم نيست علی آقاهايي مثل شما در دنيا زيادند. داريوش علی آقا نبود نبود از آقايی شما که کم نمی شود.

چيزي هم اين دم آخري يادم افتاد. در يادداشت زيبايتان از وبلاگ هايي كه طراحي كرده بوديد نوشته بوديد. راستش خواستم بگويم كاري كه شما مي كنيد اسمش طراحي نيست. كار شما مثل اين است كه كسي كه تخم مرغ رنگ مي كند خودش را نقاش بداند. شما فقط مي توانيد رنگ قالب پيش فرض را عوض كنيد. همين اين هم اسمش طراحي نيست. من هم طراح نيستم و ادعاي طراح بودن ندارم اما طراحان خوبي مي شناسم كه هميشه از آن ها مي آموزم . مي خواهيد معرفي كنم؟ شايد شما هم چيزيكي ياد بگيريد.

من نمی دانم اين داريوش کدهای علی آقايی شما را چرا در مورد وبلاگ آشوري هم جايی به کار برده که فقط خودتان و خودم می بينيم و بعد هم می گويد نبرده ام بهش بگوييد همانجا كه رنگش با بقيه ي قسمت ها فرق دارد. همانجا ديگه بابا عجب خنگی هستی ه -مون- جا! چندبار بگم؟ ولی البته ببريد مشكلي نيست اصلا مال شما ما كه بخيل نيستيم آقا همه اش مال شما. اصلا تمام قالب هاي اينترنت را علی آقای ما طراحی کرده آنوقت شما می گوييد شما طراحي كرده ايد؟ بچه پررو!

در ضمن من در اين مسئله دخالت كردم چون علی آقايی شما در يك روز حساس به نظرم ترمز آمد مگر نه - همون وگرنه سابق- نظر شما براي من اهميت ندارد اين هم آخرين بار است كه برايتان چيزي مي نويسم. چون ديگر همه حرفهايم را زدم و فحش ديگه ای بلد نبودم که بدم. شما هم هرچقدر دلتان خواست فحش بدهيد. از اينكه وقتم را براي ژاسخ دادن به شما صرف كردم خيلي پشيمانم.

خيلي خوش گذشت. جدول ضرب فراموشتان نشود. خوب رانندگی کنيد.

سلام به داريوش عزيز ......وبلاگ بسيار خوبي دارين اولين باري هست كه از اين وبلاگ كسب فيض ميكنم قسمت موسيقتون بي نظيره من كه خيلي استفاده كردم و مطمئنا از اين به بعد بيشتر خدمتتون ميرسم ...شاد باشين ..قاصدك

شما خيلي خوبيد چون آدم خيلي كاملي هستيد و اصلا هيچ عقده اي در وجودتان نيست! فقط كمي مشكل استدلال داريد. فكر كنم قدرت درك جلبك ها و خزه هاي دريايي از شما بيشتر باشد البته قصد توهين ندارم اما اين تنها چيزي است كه از نوشته ي شما بر مي آيد. من واقعا احساس گناه مي كنم كه در آن لحظه هندي كم نداشتم چون شما واقعا هنوز نفهميده ايد جريان چه بوده. پيشنهاد مي كنم كمي روي مغزتان كار كنيد. مثلا جدول ضرب كار كنيد. تا شايد كمي قدرت استدلال پيدا كنيد.

مي دانيد آدميزاد يك حس خود نمايي دارد كه در وجود همگي ما هست. من هم دارم و شما هم داريد اما اگر بخواهم خودنمايي كنم مطمئن باشيد اينجا چنين كاري نمي كنم جايي مي روم كه كسي حرفم را بفهمد. در ضمن من كارم طراحي وب نيست و ادعايي هم در اين زمينه ندارم فقط چون علاقه مندم در اين زمينه مطالعه كرده ام. كارم چيز ديگري است. خوشبختانه از اين جور عقده ها ندارم.

شما فكر مي كنيد ادبيات خودتان خيلي ناب است؟ خيلي خوشحالم كه با آدمي مثل كيوان طرفيد چون مي دانم كه خوب از پس امثال شما بر مي آيد اما خب دلم هم برايش مي سوزد. در زماني كه اكثر وبلاگ نويسان پي اعتراض و اتحادند بايد با شما كلنجار برود. اما مهم نيست ترمز هايي مثل شما در دنيا زيادند.

چيزي هم اين دم آخري يادم افتاد. در يادداشت زيبايتان از وبلاگ هايي كه طراحي كرده بوديد نوشته بوديد. راستش خواستم بگويم كاري كه شما مي كنيد اسمش طراحي نيست. كار شما مثل اين است كه كسي كه تخم مرغ رنگ مي كند خودش را نقاش بداند. شما فقط مي توانيد رنگ قالب پيش فرض را عوض كنيد. همين اين هم اسمش طراحي نيست. من هم طراح نيستم و ادعاي طراح بودن ندارم اما طراحان خوبي مي شناسم كه هميشه از آن ها مي آموزم . مي خواهيد معرفي كنم؟ شايد شما هم چيزيكي ياد بگيريد.

در مورد وبلاگ آشوري هم كد ها را همان جايي كه خودتان مي دانيد به كار برديد همانجا كه رنگش با بقيه ي قسمت ها فرق دارد. البته ببريد مشكلي نيست اصلا مال شما ما كه بخيل نيستيم آقا همه اش مال شما. اصلا تمام قالب هاي اينترنت را شما طراحي كرده ايد.

در ضمن من در اين مسئله دخالت كردم چون اين ترمز شدن هاي شما در يك روز حساس به نظرم جالب آمد مگر نه نظر شما براي من اهميت ندارد اين هم آخرين بار است كه برايتان چيزي مي نويسم. هرچقدر دلتان خواست فحش بدهيد. از اينكه وقتم را براي ژاسخ دادن به شما صرف كردم خيلي پشيمانم.

خيلي خوش گذشت. جدول ضرب فراموشتان نشود. خوب بخوابيد.


سفر در آینه های مورب ساده/دو چشم بود که چرخید با من وجاده/تمام راه هم از پشت شیشه پیدا بود/دو چشمهاش ز پشت دو پلک افتاده/همیشه می رسد از راه تا مرا ببرد/همیشه دور و برم حاضر است و آماده
سلام...اميدوارم هر چه زودتر اين اختلال ها برطرف شود و صفحات در دسترس قرار بگيرند....به روز كردم...بهم سر بزنيد خوشحال ميشم...راستي لينكتون را هم گذاشتم توي بلاگ..سبز باشي اما سپيد:)

سفر در آینه های مورب ساده/دو چشم بود که چرخید با من وجاده/تمام راه هم از پشت شیشه پیدا بود/دو چشمهاش ز پشت دو پلک افتاده/همیشه می رسد از راه تا مرا ببرد/همیشه دور و برم حاضر است و آماده
سلام...اميدوارم هر چه زودتر اين اختلال ها برطرف شود و صفحات در دسترس قرار بگيرند....به روز كردم...بهم سر بزنيد خوشحال ميشم...راستي لينكتون را هم گذاشتم توي بلاگ..سبز باشي اما سپيد:)

سفر در آینه های مورب ساده/دو چشم بود که چرخید با من وجاده/تمام راه هم از پشت شیشه پیدا بود/دو چشمهاش ز پشت دو پلک افتاده/همیشه می رسد از راه تا مرا ببرد/همیشه دور و برم حاضر است و آماده
سلام...اميدوارم هر چه زودتر اين اختلال ها برطرف شود و صفحات در دسترس قرار بگيرند....به روز كردم...بهم سر بزنيد خوشحال ميشم...راستي لينكتون را هم گذاشتم توي بلاگ..سبز باشي اما سپيد:)

طراح محترم ايگناسيو!

1. اين مشکل ساده، مرا پريشان نکرده است و فريادی از من بر نياورده است. آن‌که فرياد بر آورده است دوست شماست و به سادگی می‌توان از ادبيات،‌ انتخاب الفاظ و لحن نوشتار وی این را دريافت. گويا شما هم متأثر از همان ادبيات هستيد که توضيح سرد و بی‌طرفانه را با فرياد و پرخاش عوضی می‌گيرند. کسی را که خواب است می‌توان بيدار کرد اما کسی را که خود را به خواب می‌زند نه.
2. درباره‌ی پی‌اچ‌پی چنان که نوشته بودم و تأکيد کرده بودم،‌ هيچ نمی‌دانم و دانستن يا ندانستن آن باعث اتلاف و هدر رفتن انرژی من نشده است. خوب است شما لااقل جايی را برای نشان دادن و اثبات سواد اينترنتی‌تان يافتيد! آن‌که از ايراد پی‌اچ‌پی هراسان است و داد و فرياد راه می‌اندازد دوست شماست که نه يک بار بلکه دو بار، خطای سيستم را به پای اديتور ملکوت می‌اندازد که آن هم قطعاً با استنتاج از نوشته‌ی شما از حضرت‌عالی صادر شده است. هنوز هم نمی‌فهمم شما برای چه نياز به هندی‌کم داشته‌ايد. گويا می‌خواهيد چيزی را که من بدان اذعان دارم به من مکرر ثابت کنيد تا دل‌تان خنک شود که شما می‌دانيد و من نمی‌دانم!! نکته‌ی ديگر اين‌که اين ايرادی که از آن ياد می‌کنيد، هيچ ربطی به اديتور ندارد چون پيش از تغيير دادن اديتور داخلی ملکوت هم بارها با اين مشکل برخورد کرده بودم و راه حلی برای آن نمی‌يافتم. خوب بود شما اگر اين قدر دانش،‌ حسن نيت و صداقت و صفا می‌داشتيد، محض دوستی هم که شده يک راهنمايی کوچک می‌کرديد تا ما هم ياد بگيريم! تنها چيزی که من می‌دانستم اين بود که وقتی از کد پی‌اچ‌پی استفاده نکنم آن مشکل برای صفحات وبلاگ‌ها پيش نمی‌آيد و اين در وبلاگ حضور خلوت انس و دريا روندگان چنان که نوشته بودم، پيش آمده بود. برای من هم همين کافی بود که مشکل در صفحات‌ام نبينم. نياز مبرمی به فراگرفتن پی‌اچ‌پی نداشتم تا اين زحمت را به خود بدهم. کار من چيز ديگری است. من حقوق نمی‌گيرم تا حلقه‌ی ملکوت را مديريت و پشتيبانی فنی کنم. هر چه می‌کنم از سر تفنن و در وقت آزاد است. اين کار حرفه‌ی تخصصی من نيست. شما که اهل دانش و فضل‌ايد، علم و تخصص ارزانی‌تان. خداوند ما را نيز روزی کناد!
3. بند آخر نوشته‌تان را هم هر چه خواندم نفهميدم! در وبلاگ آقای آشوری می‌شود دقيقا بفرماييد کدام قسمت به تعبير درست‌تر شما «دزدی» از کدهای وبلاگ ايگناسيو بوده است؟ کجا رنگ را عوض نکرده‌ام تا اين سرقت علمی آشکار نشود؟ می‌شود بفرماييد کجا در کدهای وبلاگ طراحی شده‌ی حضرت‌عالی دست‌کاری کرده‌ام؟ تمام مطالب صفحه‌ی اقای آشوری پسوند اس‌اچ‌تی‌ام‌ال دارند. بقيه‌ی کدها هم عيناً کدهای قالب‌های صفحاتی است که قبلاً خودم طراحی کرده بودم و هيچ کپی برداری از وبلاگ طراحی شده‌ی حضرت‌عالی نشده است. ترديد داريد، از سورس کد هر دو وبلاگ پرينت بگيريد و خط به خط مقايسه کنيد!
4. بدون هيچ مجامله و تعارفی تمام خشم و خروش‌های صاحب ايگناسيو بر پايه‌ی توهمی شکل گرفته است که حضرت‌عالی به آن دامن زده‌ايد. اين سوءبرداشت با اندکی تعقل قابل رفع بود. از جمله‌ی آخرتان هم به سادگی عبور می‌کنم. کافی است خوانندگان يک بار ديگر به لحن و ادبيات شما دقت کنند تا ميزان ادب و تربيت اجتماعی حضرتتان آشکار شود.

موفق و سر بلند باشيد!

آقاي داريوش م
من طراح وبلاگ ايگناسيو و ترزا هستم!
اين مشكل ساده كه شما را پريشان كرده و فريادتان را درآورده هيچ ربطي به پي اچ پي ندارد بلکه مربوط به اديتور شماست! با كپي و پيست كردن مطالب و مخصوصا لینک ها در اديتوري كه نصب كرده ايد هربار چند كد از طرف اديتور اضافه مي شود كه گاهی باعث اين ارور ها مي شود. اگر فقط كمي دقت مي كرديد، مي توانستيد با مراجه به خطي كه در متن پيام آمده بود ارور را رفع كنيد و اينطور زياد هم انرژيتان از دست نمي رفت. دیشب من نبودم مگر نه خودم مشکل ایگناسیو را حل می کردم اتفاقا امروز همین مشکل برای ترزا پیش آمده بود که چند دقیقه‌ی پیش رفع کردم، می‌خواستم از مراحل کار فیلمبرداری کنم و برایتان بفرستم اما شرمنده هندی کم نداشتم. حیف شد. دیروز هم شما با کمی فکر کردن می توانستید استنتاج کنید که کد هایی که در ام تی استفاده می‌شوند استاندارد هستند و من تولید کننده‌ی کدهای جدید نیستم. پی اچ پی کردن صفحات هم فقط برای استفاده از چند فرمان ساده‌ی پی اچ پی بوده نه برای تولید یک رابط جدید بین کاربر و دیتابیس و جالب است بدانید که پی اچ پی هیچ مشکلی با اچ تی ام ال ندارد حتی مشکلاتی که جاوا گه گاه پیش می آورد با استفاده از پی اچ پی به عنوان جایگزین رفع می‌شود. بد نیست اگر قصد اظهار نظر فنی دارید کمی قبلش مطالعه کنید خوشبختانه منابع خوبی در اینترنت برای کسانی که چیزی از پی اچ پی نمی دانند وجود دارد. اگر نمی توانید منابع خوبی پیدا کنید به من ایمیل بزنید تا راهنمایی کنم.

در ضمن شما كه از پي اچ پي مي‌ترسيد و نرديكش نمي شويد به چه دلیل كدهايي را كه من در وبلاگ ايگناسيو استفاده كرده بودم را برداشته بودید و در وبلاگ آقاي آشوري (http://ashouri.malakut.org/)استفاده كرده بودید؟ حد اقل رنگش را عوض می کردید! اصلا شما که ترس دارید چرا وارد صفحه قالب هاي ايگناسيو شديد؟ اين بازي هاي شما مرا به ياد زنگ تفريح هاي سال اول دبستان مي اندازد. خوب بخوابيد آقا! و امیدوارم ترستان بریزد.

سلام

داريوش عزيز

آن كه جدال خانه به بازار كشد حرمت برادري و آبروي خانواده برد, براي ايگناسيو هم نوشتم و پاك كرد. اگر بحث ايراد فني ست با هم چاره اي بيانديشيد بي غوغاي خلائق و نه در منظر و مرآي همگان, اي ميل براي اين گونه مصارفي بهتر نيست؟
اگر مشكل چيز ديگري ست باز هم راه و روش اين نيست. خانه ي ملكوت نئين نيست اما بازي اهل ملكوت نه اين است.
از اصحاب حل و عقد ملكوت و ارباب حلقه ي پراگ خاصه ظهيرالملكوت اميد راهنمايي و رهگشايي مي رود.


با مهر
مهشـــــــا

کيوان عزيز،
شور و شتاب جوانی خوب است به شرط اينکه بر سر دوستان آوار نشود! يادداشت داريوش کاملا بی طرفانه و فنی است. نمی دانم چرا بايد آن را دعوا و عقده گشايی بدانی. آنچه هم در باره حذف شدن لينک و خلاصه مطالب معترضان سياسی گفته ای اگر منظورت دستکاری داريوش باشد اتهام بزرگی است و من می توانم بگويم که کاملا بر خطاست چون می توانم شهادت دهم که داريوش به دليل نقل مکان به منزل جديدش چند روزی است اينترنت ندارد و اگر هم داشته باشد ظاهرا بدون دسترسی به فرانت پيج -که فقط روی دستگاه خودش موجود است- نمی تواند در صفحات دستکاری کند و بعد هم اينکه اگر واقعا کسی هر کس که می خواهد باشد در صفحه تو خرابکاری می خواست کرد همين پست جديد تو را هم می توانست پاک کند ولی سر جايش هست. از همه اينها هم که بگذريم اصلا داريوش چنين آدمی نيست.

من اميدوارم تو آرام و خردمندانه به مشکل صفحه ات بينديشی بدون اينکه کسی را متهم کنی. اولين گام آزادی که تو برای آن بدرستی کوشا هستی آزادی از توهمات است در باره جهان پيرامون. کمی از اين توهمات بيرون آيی نيازی به قهر و عتاب و آزردگی نمی ماند.

دوستار،
مهدی سيبستانی

آقای محمد پور ! من شخصا کامنتهای تو را از پای آن مطلب حذف کردم چون آن صفحه برای یک حرکت اعتراضی است ، نه دعواهای خاله زنکی و عقده گشایی های ناگهانی . برایم جالب است که بعد گذشت چند هفته از ای-میل من ناگهان اینگونه منفجر می شوی و فریاد می کشی . باشد عزیز ! من دو سه روزی بیشتر مهمان ملکوت نیستم . از اینجا می روم و مفصل می نویسم تا همگان بدانند که پارانوئید کیست و اشکال از کجاست . طنز تلخ زمانه هم این است که توی قبله عالم در تمامی نوشته هایت از عقلانیت حرف می زنی ... قطعا تکنولوزی برای اشکالات فنی پاسخ دقیق دارد و اینجا دیگر وادی هذیانهای شبه فلسفی نیست . همگان آن روز قضاوت خواهند کرد که چگونه به ناگاه در یک 24 ساعت ، سرور ملکوت دو بار با پی اچ پی مشکل پیدا کرد و دست برقضا این مشکل نه تنها در هیچ وبلاگی دیده نشد بلکه در وبلاگ من هم فقط گریبان یک مطلب را گرفت و به محض اینکه ان مطلب پاک می شد ، این مشکل هم حل می شد ... آن مطلب هم چیزی نبود مگر لینک و خلاصه نوشته های آنان که در یک اعتراض سیاسی شرکت داشتند .

Free counter and web stats