July 26, 2004

« از عشق گفتن | صفحه‌ی اصلی | از گزند سوفسطاييان »

وليعهد منور

به ميمنت و مبارکی! داشتيم امروز در صحيفه‌ی خبرپراکنی سرکار مکرمه اليزابت خانوم تفرجی می‌کرديم، ناگهان چشم‌مان به جمال منور و براق وليعهد بارگاه روشن شد. اسباب شعف و مسرت فوق العاده‌ی قبله‌ی عالم شد اين رؤيت غير منتظره وليعهد بارگاه همايونی. تو را به خدا ببينيد چقدر نورانی است! وليعهد منور درگاه ملکوت؛ فشارش بدهيد به عکسی منورتر می‌رسيد!سبحان الله!‍ ما خودمان که در بلده‌ی پروسيه‌ی برلين وليعهد را ديديم اين‌قدر نورانی نبود! گويا تا سيمای بی‌صدای وليعهد در مقابل دوربين قرار می‌گيرد از آن نورهايی که توی‌اش می‌گويند فر دارد و فره (شايد هم فرفره؛ در طفوليت موهای وليعهد ما فرفری بوده است!) در آن هويداست. هر چه باشد شاهان و سلاطين همه فره‌ی ايزدی داشته‌اند!‌ وليعهد هم هر وقت بخواهد به مسند ملکوتی بنشيند لاجرم اين فره را اکتساب خواهد کرد. القصه،‌ ماجرا را کوتاه کنيم مبادا بدخواهان و بهانه‌‌جويان سعايت يا نمامی کنند. ظهير‌الملکوت دل خوشی از وليعهد ما ندارد و بساط توطئه‌چينی هم از جانب عناصر اخلال‌گر و نامطلوب در خفا و نهان در جريان است. گفته بوديم خفيه‌نويسان و مفتشان درگاه متخلفان را گوشمالی دهند. باری وليعهد جان! ما خرسنديم از انوار مشعشع ولايت‌عهدی.

(181 کلمه)

مطالب مرتبط

نزاع ميان ابتذال و فلسفيدن

تمثال حضرت جان کين اعلی الله مقامه

فاخته‌ی ملکوتی

از فتنه‌های دربار

جل الخالق!

اغتنموا ايها الاصحاب!

از اصحاب ملکوت

نظرها (1)

عجب!!!!!!!! ما رفتيم زمان قاجار و يادي از دوست خوبم افتادم بنام مستوفي. از قرار پسركي روزگاري بگذشت ...


موفق باشي.

Free counter and web stats