June 8, 2004

« فقر امكانات | صفحه‌ی اصلی | سلاح‌های هسته‌ای و جنجال قدرت »

ما آمده‌ايم

به سلامتی امروز بعد از صرف مبلغ معتنابهی پول زبان بسته معضلات رايانه‌ای ما حل شد. عجالتاً تازه اتصال اينترنتی ما راه افتاده است که اميدوارم به مشکلی برنخورد. باری ارباب و اصحاب ملکوت کماکان بدانند و آگاه باشند که قبله‌ی عالم تمامی امور معقول و منقول را برای مدتی معين و محدود همين جوری خشک خشک به وليعهد درگاه محول کرده است. يعنی اين‌که چون وليعهد اين روزها هوس کرده است ديوان جان کين تصحيح کند گفتيم حتماً کفايت ولايت‌عهدی بايد تدارک امور محروسه‌ی معظمه‌ را هم بنمايد. در نتيجه از آن‌جا که قبله‌ی عالم هنوز گرفتار هستند، امور جزييه‌ و کليه را تنها در حاشيه‌ی مشغله‌های معاش می‌توانيم انجام دهيم! می‌بينيد چه بر سر قبله‌تان آورديد شماها؟!

(119 کلمه)

مطالب مرتبط

زمستان در مادريد

خود نابود کردگی فنی!

اخبار معوقه!

وضعيت قرمز تا اطلاع ثانوی

موکب همايونی!

اسباب‌کشی پر ماجرا

روزنامه‌نگارانی با سواد!

نظرها (5)

قبله ی عالم به سلامت،
با اينکه در دانشگاه معقول و منقول دکترای شنگول و منگول نگرفته ايم و حبه ی انگور باقی مانده ايم، السمع و الطاعت. در امور جاريه بايد بپرسيم ببينيم اين ظهيرالملکوت با نوادگان افراسياب ملعون چه سر و سرِِّی داشته است و تا کجا پيش رفته است. ملک الشعرا هم که به خاندان ما و قبله ی عالم عنايت دارد، و خدائيش بيت کم نمی آورد، و ما می خواهيم لقب ملک الشوهرها را هم بدو ببخشيم. مبارکش باشد، حقش است.
اين روزها مشغول تصحيح و تنقيح ديوان جان کين قدس سره و به قول ملک الشعرا ارواحناه روحی فداه می باشيم. به همين سبب وقت را نصف کرده ايم به شب و روز، نيمی از روز را به امورات جاريه ی ممالک محروسه ی ملکوت می رسيم، و نيمی از شب را (تا پاسی از شب) ديوان تصحيح می کنيم، بقيه اش را هم مشغول خوردن و خوابيدن و خواب ديدن و امورات مابعدالطبيعه و نظير اينها هستيم. سرشبی هم با سلطان بانو رفته بوديم سالون تابستانی سينماتوگراف، فيلم "يک مرد و يک تاجيکستان" را ديديم. مفرح بود. ياد نازک جان افتاديم که به اين خطه سفر بسيار می کند، و خدايش نگه دارد از بس مهربان است. تحفه فرستاده بود، خورديم.
باقی بقای شما، مملکت امن و امان،
وليعهد قائم مقام سلطان

ای خوش آن اينترنتی کز تو بگيرد بوس وصل
وی خوش آن مانيتوری که چشم تو خوابش کند

اتصال همايونی منقطع مباد که بايد چاپار ها بفرستيم و سخن ها بياوريم و نهفته ها فاش کنيم تا بسا فتنه ها بخوابانيم که خاصه ظهير در کار خيانت است در قسطنطنيه و راپورت موثق داريم از آنچه با سلطان عثمانی مراوده و مذاکره کرده و دريغا دريغ، که وليعهد که کارها حالی بدو سپرده ايد، همچنان در هوای مادريد و عمان است.
به چاپاری ديگر، مکتوبی بفرستيم بلند در کشف حقيقت و شرح طريقت که آنچه به اسم خدمت، خيانت شد و نقشی باطل که برخی از آن عالم اسرار و يگانه ابرار و فريد دهر و غريق نهر، حضرت جان کين، ارواحناه روحی فداه زده اند.

ای من به فدای قبله‌ی عالم!

Free counter and web stats