March 27, 2004

« نوروز پر مشغله | صفحه‌ی اصلی | آخرين هفته‌ی حيات حلقه‌ی ملکوت »

اندر فضايل وبلاگ‌نويسی

هنوز در ميان خواب و بيداری در قيلوله‌ی بعد از ظهر بودم که صدای بانوی بزرگوار مرا به خود خواند که يادداشتی را در ذيل يکی از مطالب وبلاگ‌اش بخوانم. عين آن نظر را ساغر در وبلاگ‌اش آورده است: تنها نظر . . .. اصلاً ديدن چنين نظری برای‌ام غريب نبود. اما گويا شاکی (!) مبهوت محترم (که از آلمان از شهر دوسلدورف نوشته است) مطلقاً توجه نفرموده بودند که متشاکی دارد در پهنه‌ی اينترنت در صفحه‌ی وبلاگ شخصی‌اش می‌نويسد و آن‌چه می‌نويسد به خودش مربوط است و مسئوليت‌اش هم با خود اوست. نويسنده‌ی وبلاگ حتی اگر مسئوليت سخنان خود را نپذيرد و هر سخن خطايی را هم بگويد، جای گله‌‌ی زيادی از او نيست. اين‌جا وبلاگ است،‌ وبلاگ! زنده‌ياد رضا شکراللهی،‌ خوابگرد نازنين‌ ما،‌ زمانی از ابتذال در وبلاگ‌ستان نوشته بود که من و برخی از ملکوت‌نشينان هم نکاتی در ذيل و حاشيه‌ی آن نوشته بوديم. گمان می‌کنم بايد بابی تازه هم بگشايیم به نام ابتذال در وبلاگ‌خوانی و نظر دادن در وبلاگ‌ها! زمانی تصميم گرفته بودم بخش‌ نظرها را از وبلاگ‌ام بردارم چون گروهی صرفاً به قصد آزار و تخليه‌ی روانی خود عرصه را بر ساير خوانندگان و بر خود من تنگ می‌کردند،‌ اما ديدم گاهی اوقات خواندن اين نظرات کلی مفرح است و مايه‌ی مزاح. يکی از مقولاتی که شديداً اسباب خنده‌ی ما را فراهم می‌کند همين ماجرای سلطنت و قبله‌ی عالمی و خدم و حشم و درگاه و اين ماجراهاست! هنوز بسياری از خوانندگانی که تصادفاً‌ به اين‌جا می‌آيند متوجه ماجرا نشده‌اند و نمی‌دانند کل ماجرا طنزی بيش نيست که عباس معروفی به آن دامن زد. عده‌ای اين طنز را چنان جدی گرفته‌اند که تصور می‌کنند حقيقتاً ما خود را سلطانی می‌دانيم بی‌چون و چرا! اما از اين هم چه باک، هر کسی در خانه‌ی خود سلطان است. من هم در وب‌سايتی که از آن خود من است سلطنت دارم و حکم جاری. هر کاری که بخواهم با آن می‌کنم و کسی را هم حق اين نيست که برای من تکليفی تعيين کند و بگويد چه بنويسم و چه ننويسم. نوشته‌های‌ام بر اساس فهم و استنباط خودم است، ولو ضعيف و پر خطا. هر چه باشد من هم بشرم و هزاران بار در همين صفحه آن را فرياد زده‌ام.

ولی خوب طبيعی است که بعضی‌ها از من و از کل حلقه‌ی ملکوت دل خوشی نداشته باشند و به هر بهانه‌ای فرصتی را برای طعنه و نيش مغتنم بدانند. گله‌ای نيست. «که در طريقت ما کافری است رنجيدن». اما گمان نمی‌کنم کسی مجبور باشد که در سرزمين ملکوت تردد کند. خوب اگر کسی ما را خوش نمی‌دارد به خانه‌ی ما نيايد. به نظر شما کسی مجبور است لاطائلات ما را بخواند؟ ما با نوشتن اختيار خواندن يا نخواندن را هم از کسی سلب کرده‌ايم؟!

امروز صلای نخواندن است! لطفاً نخوانيد تا دل و جان‌تان به درد نيايد و عمرتان به لب نرسد!

(466 کلمه)

مطالب مرتبط

زمستان در مادريد

خود نابود کردگی فنی!

اخبار معوقه!

وضعيت قرمز تا اطلاع ثانوی

موکب همايونی!

اسباب‌کشی پر ماجرا

روزنامه‌نگارانی با سواد!

نظرها (13)

گاهي به خانه ما هم بيا! نواي ديگري از آن به گوش مي رسد!:)

سلام
من هم آن شعر رگ دست‌های اهورايی را نيافتم؛ اما اين شعر بيمارستان را ديدم که در لوح آمده بود. می‌آورم چون می‌خواسته خاکستر سيگارش را در ملکوت بتکاند.....ميانه گريه می‌خندم؛ من هم نديده بودم‌اش.


بيمارستان
بدون اطلاع قبلي
دم در بيمارستان شهيد مي‌شوم
نگهباني دست مرا مي‌گيرد
و به سمت بهشت مي‌برد
به غرفه‌هاي ستاره و گل
قدم مي‌نهم
جام‌هاي بهشتي
يک‌بارمصرف است
سيگاري روشن مي‌کنم
و خاکسترش را در ملکوت مي‌تکانم
...

غمناك نبايد بود از طعن حسود اي دل×××شايد كه چو وابيني خير تو در اين باشد

خب. به هر حال وقتي قسمتي به نام نظر نيز هست هر كسي هر چي دلش مي خواد مي نويسه :) بهتره ناراحت نشيد. اگه به خاطر نظر بقيه آدما بخواین ناراحت بشین بهتره چنين بخشي اصلا وجود نداشته باشه. ولی وقتي كه هست ناله نكنید ;)

دوست خوبمان داريوش عزيز سلام .

جداي از همه جار و جنجالها؛ فر رسيدن سال نو را به تو وهمسر محترمه ات تبريك مي گويم و برايت در سال نو آرزوي شادي و موفقيت دارم .

موفق و شاد باشي .

علي

البته به قول قديمي ها براي يك بي نماز در مسجد را نمي بندند و درست هم نيست كه شما به دليل رفتار نابيوسيده (غير منتظرانه) يك فرد ، اين بخش را تعطيل كنيد .
البته ناگفته نماند كه شما به ياددا شت هاي گهگاه درست و قابل توجهي كه در بخش نظرخواهي درج مي شود عنايت خاصي نداريد و در پردازش نوين مطلبتان نسبت به آن تجاهل العارف مي نماييد .
سبز باشيد

تنگ چشمان نظر به ميوه كنند ... ما تماشا كنان بستانيم ....
حيف نبود كه يكي از مطالبت را به اين موضوع اختصاص دادي؟!

ما نفهميديم چه ارتباطي است ميان انتقاد از فرهنگ غرب و دانستن معناي Air در علم موسيقي؟؟؟ كاش عزيز آقا لطفي كرده ، در اين باب هم از Oxford تعريفي بياورند براي ما!

آنها که در باب موسيقی اينهمه چيز می دانند که به ريش ما که فقط از آن لذت می بريم می خندند چه نياز دارند که به طربستان موسيقی نشناس ها مراجعه کنند؟ اگر می کنند ديگر نمک بحرامی روا نيست. توضيحی مشفقانه هم کافی است. که حق نمک اين است. داريوش تو که ادعای موسيقی شناسی نداری. داری؟ هر کسی را با ادعايش می سنجند.

در باره اصل ماجرا هم که در اين مدخل آمده و هم در پست آخر ساغر يک نکته می گويم: خودت باش و از هيچ کس شرم مدار. هر که خواست بپسندد هر که نخواست هر چه می خواهد بگويد. هرزه درايی غمگين تان نکند. ...

سيبستان

واقعآ حيف نيست با اين نظرها يك وقت قسمت نظرخواهي رو تعطيل كنيد؟ اين عزيزي هم كه همين پايين در مورد طربستان نظر داده شاهد مدعا!

سلام دوست گرامی. سال نو را به شما تبریک گفته و برایتان آرزوی سلامتی و شادی دارم.

ملکوت جان واقعا با اين اصلاحاتی که در بخش کلاسیک کردی من را از خنده به ملکوت فرستادی عزیز! تو که خودت را صاحب نظر و منتقد فرهنگ غرب می دونی! قبلا هم گفتم این جور جاها مچت باز می شود، نگو از خود سی دی منتقل کردی چون می گم آن سی دی را بندار دور! وحشتناک ترین ترجمه ی که به عنوان جوک سال باید در یک جای مطرح بشود از این قرار است: Air باخ را هوا ترجمه کردی! هوا را هم تو جلد سی دی نوشته بود؟
The second movement of Bach's Orchestral Suite no.3-known today as "Air on the G String"
(the Oxford Companion to Music)
air (n.):
III Mus. 11 An expressive succession of musical sounds, songlike music; a melody; a tune. L16. b spec. A part-song, usu. with lute accompaniment; a light or sprightly tune or song. L16.

---------------------------------------------------------
Excerpted from Oxford Talking Dictionary
Copyright © 1998 The Learning Company, Inc. All Rights Reserved.

:) :(

عزیز بی خیال مرگ من یواش! دیدم اینجا از ترجمه متون فلسفی و گنده منده هم اشکال می گیری!

کرمان که شکر خدا زندگی نمی کنی لندنی (البته این چیزها حقیقتا ربطی نداره آدم کجا زندگی می کند ) برو SOAS مثلا یکی را پیدا کن در بخش موسیقی چند تا مرجع موسیقی مراجع کن نمیدونم استاد یک کاری بکن و اینهمه باعث خنده نشو!
الان واقعا وقت ندارم ولی شاید ماه ژون به بعد وقت کردم لیست درست و حسابی از اسامی این قطعات را برایت می فرستم.
عزت زیاد

Free counter and web stats