March 23, 2004

« اشکال صفحه‌ی ملکوت | صفحه‌ی اصلی | اندر فضايل وبلاگ‌نويسی »

نوروز پر مشغله

هيچ نوروزی چون امسال برای‌ام پر مشغله نبوده است. حالا ديگر برای هر دو نفرمان پر مشغله است. هنوز مجال نکرده‌ام از سر حوصله برای کسی تبريکی خشک و خالی بفرستم. وقتم يا به کار می‌گذرد يا به دانشگاه. الآن هم بايد روانه شوم تا بانوی معظم را از کالج بردارم و برويم عيد ديدنی! دلم می‌خواهد وقت بيشتری می‌داشتم تا کمی حکايت کنم! اما نمی‌شود. تا همين امروز به نحوی از انحاء گرفتار مشکلات اسباب‌کشی بوده‌ايم. حدود يکی دو ماه ديگر هم باز بايد اثاث‌کشی نهايی کنيم. در اين فاصله نوشتن کار دشواری است. موعد تکاليف پايان ترم هم دارد سر می‌رسد. برای درس دموکراسی و اسلام هم هفته‌ی ديگر سخنرانی دارم درباره‌ی جامعه‌ی مدنی و هنوز مطلب مدونی آماده نکرده‌ام. هر جا در قطار فرصت پيدا می‌کنم کتاب‌هايم را تورقی می‌کنم اما وقت درازتری می‌خواهد. هفته‌ی گذشته جلسه‌ای با جان کين داشتم و نکته‌ی جالبی گفت که شايد محض اطلاع بد نباشد بدانيد. دانشگاه وست‌مينستر 150000 پوند برای پروژه‌ی اسلام و دموکراسی بودجه گذاشته است امسال! رقم کمی نيست. يک دانشگاه غربی حتماً در چنين پروژه‌ای چيزی ارزشمند يا مهمی می‌بيند که اين قدر برای آن سرمايه‌گذاری می‌کند. در فرصتی درازتر خواهم نوشت که اهداف و مقاصد دانشگاه چيست، حداقل از نظر من.

پ.ن. اسامی قطعات کلاسيک را که برخی دوستان تذکر داده بودند اصلاح کردم. کماکان برخی از فايل‌های طربستان غير فعال هستند که گمان نمی‌کنم به اين زودی‌ها فرصت کنم آن‌ها را راه‌اندازی کنم. تمامی فايل‌هايی که در شاخه‌ی [swf-f] قرار داشته‌اند فعلاً مفقود هستند. نه وقت کافی دارم که نه در سايت فضای لازم برای آن‌ها وجود دارد. مجالی باشد، دوباره فايل‌ فلش اين‌ها را درست می‌کنم و در جای ديگر آپ‌لودشان خواهم کرد. عجالتاً به همين‌ها که هست بسازيد.

(285 کلمه)

مطالب مرتبط

زمستان در مادريد

خود نابود کردگی فنی!

اخبار معوقه!

وضعيت قرمز تا اطلاع ثانوی

موکب همايونی!

اسباب‌کشی پر ماجرا

روزنامه‌نگارانی با سواد!

نظرها (9)

سلام سال نو برشما مبارك وقدحتان هميشه پر مي باد .باافتخار ملكوت رادروبلاگم قرار دادم انشاءا ... باعث بركت شود

دوست عزيز نوروزتان سرشار از شادي.يك بار هم در رابطه با قسمت طربستان نكته اي نوشتم كه شما در جوابتان با توسل به اين دليل كه متن هاي موسيقي كلاسيك را از روي جلد سي دي كپی کرده اید تلاشی در جهت اصلاح آن نکردید.دوباره هم خدمتتان عرض میکنم:
نام اصلی «مالر» درست است و نه «ماهلر».
«الژی» درست است و نه «الگی».
«بیزه» درست است و نه «بیزت».
«دورژاک» درست است و نه «دوراک» هرچند که در بسیاری از کشورهای انگلیسی زبان این اشتباه پیش می آید.
«لیست» درست است و نه «لیتز»
برای اطلاعات بیشتر میتوانید با کسی که به زبان های آلمانی و فرانسه مسلط است مشورت کنید.
موردی چون «هوا» با ترجمهءاشتباه از انگلیسی به ایتالیایی (ِaria-air) قابل گذشت است!
باز هم تاکید میکنم که این اشتباهات تنها به ارزش فضای زیبای وبلاگ شما و دیگر نویسندگان مجموعهء حلقهء ملکوت لطمه میزند.....حد اقل از دید کسی که با موسیقی در ارتباط است.
شاد و پیروز باشید.امیر ملوک پور

salam.
sale no mobarak.
ishala sale khoobi dashte bashid.
bye

سلام بلاگ پر محتوايي داري من كه خيلي خوشم اومد لينك شما رو تو بلاگم مي گذارم اگه ميشه شما هم همين كارو كنيد آخه من تازه شروع به نوشتن كردم اميدوارم شما تو شناخته شدنم كمكم كنيد به من سر بزن

sale no ro be shoma va khanome azizeton tabrik migam omidvaram sale kheyli khobi dashte bashin.ye khaheshi dashtam agar momkene linke webloge mano tasih konin neda yek a kamdare agar chekesh konin to safheye asli mamnoon misham. merci

سلام ملكوت
مانده در هراس ديوارها
در هزارتويی پیچاپیچ
تنگ و بی‌رويا
اما بس ساده
وامانده، هراسان و ترسان
گم گشته در هياهو
گم کرده خویشتن
گيج از بی‌پاسخ ماندن
بربسته روزگاری دراز
همه چشمان
از بيم تلخ نيافتن
نرسيدن، باختن
نیست‌اش بر خود هیچ باور
ياس و نوميدی
خروار خروار
هزار هزار

چشم‌ها هم‌چنان بسته
سخت همه ديوارها
دل هم‌چنان هراسان
دست و پای لرزان
تن سخت در سرما
نيست اميد رهايی
آری، آری
مرده ‌است در دل
وان همه آرزوی
تلخ‌اش همه کام

تا ابد در جست‌ و جوی
تا ابد دست خالی
وامانده، وامانده
ناچار، ناگزير
نيست کورسوی اميد
نيست ديگر حتی
در هزارتوی بی‌رويا
نور کوچک شب‌تاب

بسته چشم ناچار
می‌رود آرام، آرام
کورمال، کورمال
می‌کشد دست بر ديوار
نيست آگه از آفتاب
چشم بربسته از ترس
از باختن، از درد
در هزارتويی سخت گرفتار
اما
درها همه بگشوده
روز همه روشن
ره همه ساده
پای پرتوان، پویا

ای وای! ای وای!
اين ترسان و هراسان
اين دست و پای لرزان
دگر نبيند هيچ
بسته وی بسی ساليان
گوش و دل، همه چشمان
نبيند اين همه روزن
وين همه گرمای بی‌پايان
طلايه‌دار روشنا
وين نور را پيغام‌
نيست ورا هيچ توان
از برایِ دیدن، شنيدن
يافتن، دريافتن
ترس‌اش برده با خويش
اوست هم‌چنان لرزان
هراسان، ترسان

ديوار، ديوار، ديوار
نيافتن، باختن، باختن
شکستن، شکستن
هزار پاره گشتن
بربسته چشم هم‌چنان
ديرگاهی سخت لرزان
درمانده، هراسان، ترسان
خواهد ماند تا ابد
در سرمای ترديد
سرگردان، سرگردان
سرخ باشي مانا داريوش جان


با سلام و آرزوی ادامه ای خوب در شروع سال جدید. برای شما و همسرتان بهترینها را آرزومندم

سلام خوبي سال نومبارك وقتي عدد رو ديدم توئهنم گفتم تو اين موضوع حتما چيز خيلي مهمي ديده .خب بايد ديد چي ميشه..يه سر اون ورا بزن تا با هم بيشتر اشنا شيم

Free counter and web stats