January 21, 2004

« نظر پاک خطاپوش | صفحه‌ی اصلی | غيبت‌نامه‌ی کرمانيه »

شجريان؟ تا کجا؟!

امشب مطلب صفحه‌ی آخر شرق را می‌خواندم به قلم سجاد پرهيز با عنوان «باز هم شجريان را آزردند». توقع‌ام اين بود که گزارشی را بخوانم که روايت اخبار باشد و حکايت واقعيت‌ها. با کمال تعجب به سيلی از مديحه‌ها و ستايش‌ها برخورد کردم که حتی برای من که روزگار درازی است دل‌بسته و سر سپرده‌ی آوازِ او هستم، آزار دهنده و گزنده بود. اين شايد ايرادی است که از جهتی به خودِ من وارد است، اما چيزی که همواره محل توجه من بوده است اين است که هيچ‌گاه آدميان را ناگهان فوق‌بشر نکنم که دست نقد از آنها کوتاه شود. زمانی برخی از دوستان ملامت‌ام کرده بودند که چرا از سايه با آن همه تکريم ياد می‌کنند يا چرا به سخنان سروش ابراز تمايل فراوان می‌کنم. شايد از جهتی سخن‌شان درست باشد، اما در تمام اين موارد هيچ وقت آنها را از دايره آدميان خارج نکرده‌ام و تمام سعی‌ام اين بوده است که در عين اينکه تکريم مقامِ آنها (از نظر خودم) می‌کنم، بيهوده عبارات و الفاظ وزين را خرج کسی نکنم.

جای دريغ است که يادداشت امروز شرق، چنان شجريان و کلهر و عليزاده را هم‌رديف و هم‌عنان سيمرغ و عنقا و ققنوس و هر چه موجود اسطوره‌ای در تاريخ و فرهنگ ما يافت شود، قرار داده است که کسی به خودش جرأت نمی‌دهد بگويد بالای چشم شجريان ابروست. از نظر من شجريان پهلوان آواز ايران است. استادی است مسلم که در توانايی و مهارت مثقال ذره‌ای ترديد نيست. اما انصاف بايد داد که به کار بردن عباراتی از آن دست تنها به کار نوشتن انشاء در دوره‌ی دبيرستان و راهنمايی می‌خورد تا نمره بگيريم. اين گونه خرج کردن مفاهيم و گوهرهای ادبيات و فرهنگ ايران روا نيست. کاش در مصرف اين تعابير درنگ و تأمل بيشتری به خرج می‌داديم. با اين مدايح تنها شجريان را می‌توان تخريب کرد و آبروی ادبيات و فرهنگ را برد:
نازنينی تو ولی در حد خويش / الله الله پا منه از حد به پيش

(324 کلمه)

مطالب مرتبط

کالبدشکافی چند پاسخ

ادبِ نقد

ملاحظه‌ی بزرگان و نقدِ بی‌امان

استادان ادبيات و استادان فلسفه‌خوانده

ترجمه‌های سليقه‌ای و نقدهای لرزان

دريغ از راه‌ِ دور و رنج بسيار!

روز زن يا روز مرد ستيزی؟

نظرها (16)

آقا دست برداريد! چه مي‌خواهيد از جان شجريان؟ ظاهرا همه تاختن به اين مرد بزرگ روزگار را براي خود افتخار ميدانند. تقصير شجريان چيست كه ما آدمهاي متوسطي هستيم؟ گناه از ماست كه متوسطيم نه از او كه بزرگ است. بهتر است بعضي ها هم براي خالي كردن عقده‌هاي حقارت خود راه بهتري پيدا كنند. خدا نياورد آن روزي را كه استاد بخواهد به افاضات اين مردم جامه عمل بپوشاند. در آن صورت بايد تمام اصولش را ببوسد و كنار بگذارد. اصلا اگر ما درك و فهم درست وحسابي داشتيم، سرنوشتمان اين نبود كه الان هست. من با تمام وجود عقيده دارم كه يك هنرمند بايد هنرش را در خدمت ملتش درآورد كه به گواه تاريخ شجريان يكي از پيشتازان اين صحنه بوده است. اما دنباله روي از نظرات عوام الناس در خور يك كودك 15 ساله هم نيست چه رسد به او. چه زماني به او اجاز ه داده‌اند كه حرف بزند كه بگوييم از استادانش ياد نمي‌كند. اصلا مگر شما در اين دنيا زندگي نمي‌كنيد؟ قدرداني او را از استادانش نديده‌ايد؟ البته كه او با روش خودش اين كار را مي‌كند. چون حرافي و مفت گويي را بلد نيست او با آوازش احساسش را مي‌گويد همان احساسي كه در اين دوره زماني او را وامي‌دارد كه " فرياد" بزند: " خانه‌ام آتش گزفته است، آتشي جانسوز". آيا آوازهاي در سوگ بنان و نورعلي برومند را نشنيده‌ايد؟ سخن بسيار است و طاقت شنيدن مسلما كم . تنها يك دعا براي خودمان مي‌كنم: خدايا به ما اين توانايي و جرات را بده تا كمي آن سو تر از نوك بيني‌مان را هم ببينيم. آمين

داريوش جان
ازدواجت را را با تاخير تبريک می‌گويم هم به خودت هم به الهه نازنين. خوش و شاد باشيد.

سلام
فقط خدا مى داند كه چقدر با اين نوشته تان مواقم!
البته در مملكتى كه تقديس هر چيزى عادت شده است.( مثلا محيط مقدس!؟ دانشگاه! ورزشگاه! و ...) اين چيزها تعجب هيچ كس را برنمى انگيزد!

شاد باشيد و شادكام


برای نجات ایران انتخابات دوره هفتم را تحریم کنیم

http://home.c2i.net/hasanagha/tahrim

سلام آقاي ميم!
من هم چند روز پيش در كرمان بودم. از بخت بد خودم اصلا به ملكوت مراجعه نكردم تا بدانم شما هم در كرمان هستيد و پيدا يتان كنم.
الان كه در كابل هستم يك لحظه ملكوتي شدم و دريافتم كه شايد چه ديدار دلچسبي (البته براي خودم) را از دست داده ام.
بهر حال اميدوارم از برف در كرمان لذت ببريد هرچند ديگر لذتي براي كرمان نمانده است.
ارادتمند شما - جمال

سلام
لطفا آواز سه گاه شجريان در طربستان را مجدد گوش دهيد و خواستيد اصلاح كنيد.
بدرود,
رضا

سلام
تهران كه اومدي يه خبر به من بده
مي‌خوام ازت بخوام يكي دو ساعتي رو با ما بد بگذروني داريوش جان
منتظرم

سلام... بعد از ظهر جمعه است. اين صدا و آهنگ وبلاگ ملكوت، منو هوايي كرده است! مدتها بود اينو نشنيده بودم.ممنون.

آقا روزگار که خوش و بر وفق مراد است؟ يعنی رجاء واثق داريم که اين گونه باشد. به الهه هم سلام ما را برسان.

بسیار لذت بردم بجا بود .به بلاگ منم سر بزن دوست داشتی نظرتو بگو .http://alinonline.blogspot.com

هنوز عادت نكرده اي به اوج بردن ها و به آني به خاك نشا ندنهاي اين مردم را؟!
گر چه او در هنرش بي نظير است و اين جداست از هر چه هست .

من هم مطلب شرق را خوانده بودم اما به نکته ای که تو گفتی توجه نکردم. اما نکته ات سخت بجاست. گرچه آزردن شجريان با آن اداها که در شرق نوشته آمده است شايد خواه ناخواه نويسنده را به سمت اغراق در مورد استاد کشانده باشد.

ضمنا من موافق بحث از خلقيات شخصی افراد نيستم. آنچه به ما مربوط می شود همان است که شجريان با ما در ميان می نهد يعنی هنرش. مالدوستی و زندوستی و هرچه دوستی او تا هنر او را متاثر نکرده باشد از دايره چون و چرا بايد بيرون بماند.

دوستار،
مهدی

گذشته از اخلاقهاى بد اين مرد و مال پرستى زيادش ... بعضى از آوازهاشو دوست دارم ... ولى اين مرد هيچ وقت نخواسته از نيك مردانى كه اونو شجريان كردن حرفى به ميون بياد ... اگه چيزى هم گفته از سر اجبار بوده !

Free counter and web stats