January 7, 2004

« ايوان مدائن | صفحه‌ی اصلی | سپاس‌نامه »

محبوبِ من وطن

پريروز در ميان مشغله‌های فراوان حوالی ظهر بود که نزد مشکاتيان بوديم تا ديداری تازه کنيم و نسخه‌ای از فيلم چرخ و فلک را به او برسانم. حکايت‌ها رفت از جمله‌ی قصه‌ی ايرج بسطامی و آن چنان که بود. خوشبختانه وقتی که به همراه بانوی مکرم پيش او بوديم، خودش تنها در خانه بود و بچه‌ها. هر چند ساعتی بيش درنگ نکرديم، اما همان مختصر ساعت مغتنم بود. کار جديدی که از آثار او منتشر شده‌ است تحت عنوان 20 سال با آثار مشکاتيان که مجموعه‌ای است از آثار او با خوانندگان مختلف. اين نامگذاری و اين نحوه‌ی انتشار، بهانه‌ای بوده است برای مجوز پخشِ‌ «محبوب من وطن». گوش بدهيدش.

(110 کلمه)

مطالب مرتبط

زمستان در مادريد

خود نابود کردگی فنی!

اخبار معوقه!

وضعيت قرمز تا اطلاع ثانوی

موکب همايونی!

اسباب‌کشی پر ماجرا

روزنامه‌نگارانی با سواد!

نظرها (18)

سلام
واقعا مبارك باشه هميشه شاد و خوشبخت بمونين :)

سلام.شادباد.ديشب ديدن پرويز از تلويزيون اشك من رو در آورد.به جاي همه ي ما ببوس آن روي نازنين پرويز را.شاد باشي.

والا هنرمند گرانمایه
جناب استاد پرویز مشکاتیان

با درودهای گرم و آرزوی تندرستی، شادکامی و بهروزی روزافزون برای شما،
گزارۀ اینکه از گوشه نشینی بدرآمدی و آهنگ به میدان رفتن کرده ای بسیارخوشایند و خوشنود کننده است.
بی گمان، دستهای توانایت نشان ها و برین نمونه های تازه ای را، همچون کارهای بسیار شایان گذشته ات،
می نوزایاند و برجای خواهد گذاشت. پیوسته پیروز و پایدار باشی.
مهدی پناهی پور - دوسلدورف

داريوش جان
پيوندت با الهه عزيز فرخنده باد. شادی و شادمانی برای هردو شما آرزو می کنم.

الهه و داريوش عزيز :
از صميم قلب براتون آرزوي خوشبختي مي كنم و اميدوارم به زودي در پراگ ببينمتون.

امشب مهدي بهم گفت كه رفتي. چه بي صدا رفت و امد مي كني. مثل حضورت توي جلسات بچه هاي وبلاگ نويس. در ضمن تبريك مي گم. اومدي شيريني باشه طلبمون. قربانت. شورشي

مسيحا در دفتر ديوانی نوشت، اين جا هم ‌نوشت، من هم البته مي نويسم تا کار از محکم کاری عيب نکند. ازدواجت را تبريک می‌گويم هم به خودت هم به الاهه نازنين. خوش و شاد باشيد.
و ديگر اينکه امروز دستور داديم تهران - لندن را آسفالت کنند، بدون چراغ قرمز، تا دلتان بخواهد درخت کاشتيم که سبز باشيد.

واسه همينه كه بوي عطر ياس مياد اينجا.

اين همه آهنگ قشنگ . . . . . به به . . . . ولي دانوب آبي با صداي اون خانوم خوش صداهه كو؟

خوشبخت باشيد با هم وسلامت.من با وضو مهر تو بيدلر ميشوم چه زيبا.

در دفتر ديوانی نوشتم، اين جا هم می‌نويسم تا کار از محکم کاری عيب نکند. ازدواجت را تبريک می‌گويم هم به خودت هم به الاهه نازنين. خوش و شاد باشيد.

استاد از قرار خبرهاي خوبي است! بهترين تبريكات پس!

داريوش جان
تبريكات صميمانه مرا به مناسبت وصلت خجسته ات بپذير.
لابد هنوز در وطنى كه پيامهايم را بىپاسخ گذاشته اى.
سلام مرا به تازه عروسمان هم برسان.
رضا

سلام آقاي ملكوت. خواستم احوالپرسي كنم و دلم براي وبلاگتان تنگ شده بود. دلم براي حال و هواي نوشته هاي درونگرانه تنگ شده بود. اين بود كه سري به كلبه ات زدم.
موفق باشي

راستي را كه بدرستي نمي دانم
بر خراب اين شهر شگفت انگيز
بر مزار آن شكوه و شوكت ديرين
ما پريشان نسل غمگين را
بر سر اطلال اين مسكين خراب آباد
فخر بايد كرد ، يا نه
شوق بايد داشت يا فرياد
بارها پرسيده ام از خويش
نسل بدبختي كه مايانيم
وارث ويران قصور و قصه اجداد
با چه بايد بودمان دلشاد
يادها ، يا بادها، يا هر چه بادا باد؟

وقتي به ايران سفر مي كنم برادر زاده هاي شلوغي دارم كه بنا به عادت نوجوانان بازي گوش اند و پدر من را در مي آورند و آنقدر آهنگ و ترانه هاي گوش خراش مي گذارند كه خواب خوش قيلوله بعد از ظهر هاي جنوب را از من سلب مي كنند. يكي از آنها كه تا حدودي آرام تر و متين تر از بقيه است و به او لقب مرغ آزرده داده اند روزي كه حسابي كلافه و عصبي بودم نواري را روي ضبط گذاشت از آقاي مشكاتيان بود. به حالت خلسه رفتم .آنقدر زيبا و به موقع بود كه تا به امروز هر وقت به ايران سفر مي كنم و مرغ آزرده را مي بينم ياد آقاي مشكاتيان مي افتم.
شاد باشيد
محمود دهقاني

خوش آمدي و چه خوش...
براي ديدنت مي مانم و مي مانم...
هرچند كه مي دانم مجلس بزرگان مجالي برايتان نخواهد گذارد...
به هر حال لحظه لحظه تان مبارك و ايام همچنان به كامتان.

داريوش عزيزم،

شنيدم که امروز در تهران مراسم عقد رسمی داشته ايد با بانو. اميدوارم که همه چيز بخوبی پيش رفته باشد. جای ما خالی. که دستمان کوتاه است از ايران. تا کی بخت ياری کند.

فرصت غنيمت شمرده بهترين شادباش ها را به تو و بانوجان تقديم می دارم. لبت هميشه به شادی خندان.

شاد باش و دير زی با يار در کنار
دوستار،
مهدی

Free counter and web stats