November 29, 2003

« آستانه‌ی آشفته | صفحه‌ی اصلی | ظرافت را نمی‌توانی . . . »

ارمغان دوست

جمشيد بزرگر از وين هديه‌ای برای‌مان آورده است که ديشب شديداً مرا خشنود ساخت. مجموعه‌ای بسيار متنوع و برگزيده‌ای عالی از آثار موسيقی کلاسيک. جمشيد درست فکر کرده بود که من اينها را ندارم. همين روزها فرصتی که فراهم شد، اينها را به فهرست طربستان اضافه خواهم ساخت تا از فضای موسيقی با کلام قدری فاصله بگيريم. گويا اينها هديه ازدواج بودند! جمشيد انصافاً انتخاب بسيار زيبا و جانانه‌ای کرده است. دريغ است که اينجا او را (و کيانوش را) سپاس نگويم.

نکته‌ی ديگر اينکه چنان که دوستی گوشزد کرده بود، مدتی است که فضای اين صفحه به عرصه مبادلات نثر ناصری و طنزِ سلطنتی بدل شده است. من هم احساس می‌کنم که استمرار اين شيوه در اين صفحه‌ی خاص شايد مانع بيان من به آن شيوه‌ای که هستم باشد. اين که گفته بودم سکوتم را خواهم نوشت از همين رو بود که می‌خواستم فضايی داشته باشم که خودم باشم. شايد برای اين مکاتباتی که ميان ما رد و بدل می‌شود صفحه‌ای نوين ساختيم که تنها مخصوصِ اين کار باشد، چنان که هيچ يک از حلقه‌نشينان در صفحات ديگر، مگر به ندرت چنين نمی‌کنند. اما، وقتی که می‌گويم سکوتم را خواهم نوشت، مقصودم دقيقاً اين است که سکوتم را خواهم نوشت؛ يعنی سکوتِ مرا بايد خواند، نه اينکه کسی سکوتم را بشنود! مترصد فرصتی هستم که هم آيين نوشتار اين صفحه را قدری منسجم کنم و هم حجره‌ای تازه در ملکوت بر پا کنم تا اين نثر نوينِ حلقه را حفظ کنيم و ادبيات طنزمان را از دست ندهيم، و هم می‌خواهم که جدای نوشتنِ خموشی‌هايم، در همين صفحه دوباره ترتيبی پديد بياورم که چنان باشد که روز نخست از ملکوت توقع داشتم. اين روزها خودم هم نمی‌توانم پيوندی ميان موسيقی صفحه و نوشتار اينجا حاصل کنم. شايد عده‌ای هرگز به موسيقی صفحه گوش ندهند، اما خودم و کسانِ زيادی به اين موسيقی گوش می‌دهند. اين است که نمی‌خواهم گسستی در اين کار بيفکنم.

پ.ن. اين صفحه را درست کردم و تمام اربابِ صحنه‌ی پيشين می‌توانند به همان شناسه و رمز عبور معمولی خود در اين صفحه‌ی جديد که هنوز نامی در خور برايش نيافته‌ام ادامه مباحثات و مجادلات پيشين را بگيرند.
پ.پ.ن. حالا اين صفحه نام هم دارد: دفتر ديوانی!

(361 کلمه)

مطالب مرتبط

زمستان در مادريد

خود نابود کردگی فنی!

اخبار معوقه!

وضعيت قرمز تا اطلاع ثانوی

موکب همايونی!

اسباب‌کشی پر ماجرا

روزنامه‌نگارانی با سواد!

نظرها (2)

همه مطالب شمازيباست چه ديواني وچه غيرآن ولي انفكاك آن
پسنديده تراست.
ولي به هرحال هرچه سلطان بپسندد هنراست.

سلام .
حقيقت اينكه مدتي قبل مي خواستم اين پيشنهاد را به شما بدهم اما چون شما را كمي زودرنج شناخته ام ( البته شايد اشتباه مي كنم ) ترجيح دادم سكوت كنم . به هر حال تصميم بسيار خوبي گرفته ايد و من به عنوان خواننده مطالب شما از آن خشنودم . پيروز باشيد و كامروا

Free counter and web stats