November 23, 2003

« ماجراهای حاجی ظهير و سيادت نسوان! | صفحه‌ی اصلی | هلالِ عيد در ابروی يار بايد ديد »

يادداشتی برای دبيرانِ ملکوت

اين يادداشت را اينجا می‌نويسم که ساکنان درگاه بخوانند و بدانند. حاضران، غايبان را با خبر کنند و اهلِ حضور در اصغای اين اشارات گوش جان بگشايند و جهد بليغ در امتثال اوامر ملکوتی نمايند، باشد که در ملکوتِ جان رستگار شوند و عاقبت به خير. وقتی که صفحه‌ی دبيره را به پيشنهاد و مشورتِ صاحب سيبستان، باغدارِ ملکوت، بر پا کرديم، جمعی از همراهانِ موافق اين درگاه، مخلصانه قبول دعوت کردند و ورقی بر دفتر دبيره افزوند. اما کماکان برای جمعی از مترددين درگاه و مهم‌تر از همه برای برخی از ساکنين حلقه، عده‌ای از نويسندگان غريب‌اند و پرده‌نشين. توقع صاحبِ ارضِ ملکوت اين است که هر يک از حلقه‌نشينان از سرِ عنايت چند خطی از خويش بنگارد. دقت کنيد که مرادم اصلاً اين نيست که هر که می‌نويسد به اسم و رسمِ حقيقی هستیِ خويش بر آفتاب افکند. حاشا که چنين باشد. سخنم تنها اين است که توصيفی در بابِ نوشته‌های صفحه‌ی خود و اشارتی به علايق و پيشينه‌ی خود تا بدان‌جا که صلاح می‌دانيد بنويسيد. اگر چه صاحبِ ارض ملکوت آنچه را که لازم باشد از نويسندگانِ حلقه می‌داند، اما آنها که به اين خطه می‌آيند، شايد بخواهند بدانند حال و هوای نوشته‌های هر کدام‌تان در چه سپهری است. لطف کنيد اين صفحه را متروک مگذاريد! اين صفحه را به دلايل زيادی برای آبادانی ملکوت گسترانديم، باشد که سفره‌ای باشد واجد مائده‌هايی آسمانی. باور کنيد جلوه‌ی ديگری به اين خطوط خواهد داد! چنان که همين اکنون نوشتم، لازم نيست که بيوگرافی و شرح احوال و نام و نشان خويش بنگاريد. هر چه می‌دانيد و می‌خواهيد بنويسيد که گويای محتوا و احوالِ خانه‌ی ملکوتی‌تان باشد. روی اين سخن هم با نوباوه‌گان و نو نويسانِ ملکوت است و هم با آنان که پيشتر در جمعِ ما آمدند و هيچ نگفتند و خموشی گزيده‌اند با ما! خانه‌ی خود را آبادان کنيد! خانه‌ی دل‌تان آباد باشد!

تکمله:از هم مهم‌تر اين است که بنويسيد و به روز باشيد! اگر قرار است به روز نباشيد و خانه‌تان چون خانه‌ی اروح باشد و خاموش و بی‌نفس، خاصيت جا گرفتن در کنج ملکوت چيست؟ «در عشق زنده بايد، کز مرده هيچ نايد». خاموشی يعنی مرگ! اينجا زنده باشيد، نه مرده!

(356 کلمه)

مطالب مرتبط

زمستان در مادريد

خود نابود کردگی فنی!

اخبار معوقه!

وضعيت قرمز تا اطلاع ثانوی

موکب همايونی!

اسباب‌کشی پر ماجرا

روزنامه‌نگارانی با سواد!

نظرها (2)

بر سمع قبول و بر دیده‌ی منت؛
هر چند پیشتر سیبدار ملکوت هم نهانی رقعه ها داده بود و بر سیب بن کرده بود، و ما پيشاپيش در تدارک بوديم.

ای گل نو شکفته!
....
هر چه کان زنده تر زود مرده
با چنین زنده من کار دارم
می زدم من در این کهنه گيتي
بر دل زندگان دائما ًدست
در از اين باغ اکنون گشادند
که در از خارزاران بسی بست
شد بهار تو با تو پديدار.

قبله‌ی عالم پیش از اي، بيش از این از طبع چون آب و غزل‌های روان‌شان ارباب ملکوت را محظوظ می‌نمودند؛
شاید ما به خوش عهدی رسيده ایم؛
عهد اشارت ؛دولت صحبت و لب جوی و يار با ماست و ...
بحمدالله حال که خاطر خوش است شعر تری قلمی کنيد و بر ملکوت کنيد؛ تا تعويذ جان ملکوتيان و ورد دعای قدسيان گردد.
چشم بد دور؛ خاصه حاسدان و نمامان،
از نمام منظور خاصی نداشتيم؛
ما را چه به ديالوقای ولی‌عهد و ظهيرالدین!

داريوش عزيز سلام,

از عنايت و توجه ات متشكرم وهمينطور از تيز بيني و درايتي كه در خصوص حلقه به خرج مي دهي .

ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست

عزت زياد و خنده بر لبانت جاويد باد.

Free counter and web stats