July 20, 2003

« ملکوتِ من زمينی است! | صفحه‌ی اصلی | عاشقان بنده‌ی حال‌اند . . . »

کوچه‌سار شب

خيلی وقت است که در پیِ اين ترانه بودم. برای بغض‌های امشبی که گذشت، کوچه‌سارِ شب را می‌گذارم روی صفحه. دستِ پری خانم درد نکند که مرا در اين قحط‌شهر ترانه و آواز با مجموعه‌اش رهانيد. طفلک خودش اينها را گوش نمی‌دهد. می‌گويد گاهی ناخودآگاه اينها در ماشين روشن است و تا بيايد بفهمد چرا، اشک‌هايش سرازير می‌شوند. نگو با شنيدن اين ناله‌ها، تير به جای زخم‌ها می‌نشيند. آدم اگر دردی در درونش نباشد، با شنيدن اينها شايد فقط کمی اعصابش خرد بشود. اما اگر تو هم روزی رنجِ جدايی کشيده باشی، هر چقدر هم که پوست‌کلفت و بی‌عار باشی، جايی گريه را بی‌بهانه سر خواهی داد. حکايت من اما اين است که: «ز بس که گريه نکردم، غرورِ بغض شکست»!

(121 کلمه)

مطالب مرتبط

نظرها (7)

" در اين سراي بي كسي، كسي به در نمي زند "
اميد كه او عنايتي و لطفي كند و يا اين مشتاق نشان منزلش را زود بيابم.
رفيقان آرزو دارم كه هر چه زود شود هم پياله شدن با ...

جناب ملكوت سلام . ديرگاهي ست با "صفحه ي ملكوت" غربت دلمان آرام مي گيرد و ياد خوش ديار دور مي كنيم. و در اين" ديار بي_نوايي " امروز ديگر با "طربستان"-شما قلم به اميد سپاس بر كاغذ نشست. خدا يار و ياورتان باشد.......

امشب از نوشته ها و این موسیقی شجریان خیلی لذت بردم .نتونستم ازتون تشكر نكنم

ولی گریه خیلی خوبه....

آقاي داريوش . لطفي نموده و مارا پاسخي چند عنايت فرماييد . ادعوني فاستجيب لكم . انشاالله كه اين سخن را مصداق آييد

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

درد.....درد
به قول حضرت مولانا:
مرد را دردي اگر باشد خوش است
درد بي دردي علاجش آتش است

Free counter and web stats