۱

عذری بنه ای دل…

حافظ در آن غزل فراقی «آن یار کزو خانه‌ی ما جای پری بود…»، بیتی دارد که تجسم عاشقی، دلدادگی و پاکبازی است: عاشق، به جای معشوق عذر می‌آورد. عذر فراق را عاشق می‌گزارد نه معشوق:
عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را
در مملکت حسن سرِ تاج‌وری بود

عذر درویشی خویش و تاج‌وری معشوق را عاشق ادا می‌کند. اصلاً نمی‌شود درباره‌ی این مایه بی‌پناهی و سرگشتگی حرف زد. غزل از ابتدا تا انتها حکایت رنج است ولی این بیت دریای اشک است و سوز. این غزل را با صدای شجریان، تارِ مجید درخشانی و نی جمشید عندلیبی در دشتی بشنوید.

 پ. ن. یار اگر ننشست با ما، نیست جای اعتراض | پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

۰

خرقه رهنِ میکده‌ها…

تا امروز بیش از ۱۱ سال است که در پی آوازی از شجریان با نی موسوی می‌گشتم که کاستی از آن را در ایران داشتم و با مهاجرت به لندن و درآمدن تکنولوژی‌های جدید، از تمام آن‌ها بی‌بهره ماندم. آن کاست، دو آواز داشت بر روی دو غزل از حافظ (در کنار چند غزل دیگر) هر دو با نی محمد موسوی. یکی در ابوعطا و دیگری در همایون. مطلع آن دو غزل این‌هاست: «ز دلبرم که رساند نوازش قلمی | کجاست پیک صبا گر همی کند کرمی» و «حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم | که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم». پیش‌تر از این آواز مشابهی از شجریان در شور را روی غزل دوم با نی حسن کسایی در ملکوت آورده بودم که اجرای سال ۱۳۵۸ بود. این اجرای تازه‌تر، که به لطف دوستی مشفق و اهل دل از آن سوی زمین به دستم رسیده است، در سال ۱۳۶۷ اجرا شده است در تالار وحدت به مناسبت بزرگداشت حافظ. در بخش ابوعطا، انتهای اثر قطع شده است (و تا جایی که یادم می‌آید روی نوار کاست هم همین وضع را داشت). دوست داشتم با فراغ بال چیزی درباره‌ی این دو غزل بنویسم ولی دیدم حیف است درنگ کنم و تا آن زمان شما را در شنیدن این دو آواز بهشتی سهیم نکنم. گوارای وجودتان!

آواز ابوعطا

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

آواز همایون

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

 

پ. ن. عنوان یادداشت می‌گوید که اگر قرار بود چیزی بنویسم از چه جنسی بود! خواهم نوشت درباره‌اش.

۱

غم مخور…

شجریان اجرایی در بیات ترک دارد با گروه پایور روی غزل «غم مخور» (شما بگو «یوسف گم‌گشته») حافظ. به لطف دوستی، برای اولین بار بود که دو سه روز پیش این اجرا را شنیدم. شجریان غزل را کامل می‌خواند. یک بیات ترک پاکیزه و زلال هم می‌خواند که جان از تن آدمی منسلخ می‌کند. در آغاز قطعه‌ی دوم، با آوازی ضربی روی ابیاتی از غزل «شنیدم رهروی در سرزمینی…» می‌خواند و می‌رسد به ابیاتی از «بانگ نی» سایه. بعضی از این ابیات را شهرام ناظری در آلبوم چاووش‌اش خوانده – و سپس به دنبال‌اش تصنیف کاروان شهید را – این ابیات را شجریان در مثنوی بیات ترک می‌خواند. و می‌رسد به تصنیف «رحم ای خدای دادگر کردی، نکردی» عارف قزوینی. حال و ذوقی دارد شنیدن کل کار. پرچانگی نمی‌کنم که از ذوق این آوای بهشتی باز نمانید. این شما و این بهشت شجریان.

بخش اول:

 

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بخش دوم:

 

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

پ. ن. بله، انتخاب موسیقی و شعر بی‌مناسبت نیست.

 

۴

آمدی کآتش در این عالم زنی…

در میان کارهای منتشر نشده‌ی شجریان (منشر نشده‌ی رسمی البته)،‌ اثری هست که آهنگساز و سرپرست گروه‌اش محمد علی کیانی‌نژاد است و با گروه موسیقی فارابی اجرا شده است. این اثر در بیات اصفهان اجرا شده است – و البته مرکب‌خوانی است. تصنیف نخست این اثر (قطعه‌ی چهارم) تصنیف «سرخوشان» است که اجرای گروه است و با اجرایی که در «چشمه‌ی نوش» با محمدرضا لطفی اجرا شده است تفاوت دارد. غزل آواز قسمت اول، از حافظ است با مطلع: «خرم آن روز کزین منزل ویران بروم…». دو قطعه‌ی آخر این آلبوم برای من بسیار دلنشین است. این‌جور کارها شرح و توضیح لازم ندارد. بشنوید و لذت ببرید.
 
 

۱

گفتم آهن‌دلی کنم چندی…

دیرگاهی است که طربخانه‌ی ملکوت غبار گرفته است. خیل مشغله و فکر و خیال و بیماری و باقی امور طاقت‌سوز زندگی مجال زدودن غبار از آینه‌ی طربستان نمی‌داد. فکر کردم چه خوب است با غزل‌های سعدی و صدای بهشتی شجریان طراواتی به این خانه‌ی غبارگرفته بدهم. تا همین امروز هم آهندلی کرده بودم که طربستان این‌جا بیشتر به بایگانی شبیه بود. حالا وقت آن است که دستی برآوریم و کاری بکنیم.
قطعه‌ی اول، آوازی است در نوا روی غزل «دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدم‌اند» که تا جایی که به خاطر می‌آورم با گروه پایور اجرا شده است (اگر اطلاعات‌اش نادقیق است، دوستان اهل خبر اصلاح کنند). این قطعه در ابتدا و انتها تصنیف نوا را هم دارد و فقط آواز نیست. سه آواز بعدی، در حقیقت قطعات اجرایی است از شجریان به همراه گروه عارف در آلمان در شهر بن. این اجرا، که فایل‌اش مرحمتی یکی از دوستان اهل ذوق و دل است، از رادیوی آلمان – یحتمل رادیوی شهر بن – پخش شده است و در مقدمه‌‌ی کل برنامه توضیحاتی به زبان آلمانی آمده است که طبعاً در این‌جا نمی‌شنوید. اجرای مزبور در حقیقت مرکب‌خوانی است، آوازها هم پیاپی‌اند به همین ترتیبی که آورده‌ام، یعنی از اجرای نوا روی غزل «گفتم آهندلی کنم چندی» آغاز می‌شود و سپس می‌رسد به آواز بیات ترک روی «از هر چه می‌رود سخن دوست خوش‌تر است» و آن‌گاه عبور می‌کند به آواز سه‌گاه روی غزل «سرو سیمینا به صحرا می‌روی».
برای این غزل‌ها و این آوازها هر چه بگویم زائد است و اتلاف وقت. این‌ها را فقط باید شنید. گوش بدهید و محظوظ شوید.

۳

چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند

بارها نوشته‌ام که ملت ما گنجینه‌ای دارد شگفت‌آور از فرهنگ و هنر و ادبیاتی که سرچشمه‌ی امید و جان‌مایه‌ی بینشی است که افقی فراتر از حوادث روزمره را پیش روی آدمی می‌گذارد. این غزل شگفت‌آور حافظ که در تاریک‌ترین روزگار سرزمین ما سروده شده است، مضمون درخشان امید و ایمان به برآمدن آفتاب از میانه‌ی ظلمت بی‌کرانه را به شیواترین شکلی پرورانده است.
آن‌چه در زیر می‌شنوید، آوازی است از شجریان در ماهور که در اجرایی خصوصی با سه‌تار محمدرضا لطفی و نی محمد موسوی روی این غزل حافظ اجرا شده است. تاریخ‌اش گمان می‌کنم سالی در دهه‌ی ۶۰ باشد. تمام این‌ها را وقتی کنار هم بگذاریم، به خودی خود معنایی مهم پیدا می‌کنند. صدای شجریان، ساز لطفی و موسوی و انتخاب غزل‌های حافظ را وقتی می‌گذاریم کنار نحوه‌ی ادای ابیات و تکیه‌ها و تأکیدهایی که روی کلمات می‌شنویم آن هم در آن بستر زمانی و تاریخی، گویی داریم روزگار حالِ خودمان را از نو می‌شنویم. صدای شجریان شفافیت و صلابتی دارد که بی‌شک این اجرا را می‌توان در زمره‌ی یکی از بهترین آوازهای شجریان قلمداد کرد. ضبط برنامه‌، حرفه‌ای نیست و اجرایی است خانگی که پس از کار فراوان به شکل حاضر در آمده است.
بشنوید و محظوظ شوید.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

۵

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت

سال‌های درازی است که به دنبال این اجرای بیات اصفهان شجریان در کنسرتی که در آلمان در سال ۱۳۶۶ اجرا شده است می‌گشتم. امشب به لطف دوستی مهربان، فایل صوتی این اجرا به دستم ‌رسید. حیف دیدم که این ذوق و لذت را با شما سهیم نشوم. من اطلاعات زیادی درباره‌ی این اجرا ندارم. ممنون می‌شوم اگر کسی جزییات بیشتری از اثر می‌داند در اختیارم بگذارد که نوازندگان گروه چه کسانی هستند.

این اجرا – قسمت اول – آواز اصفهان روی غزل حافظ با مطلع:

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم
 
تصنیف انتهای قسمت اول، روی غزل «ما سرخوشان مست دل از دست داده‌ایم». این اجرا مربوط به دوره‌ای است که صدای شجریان در اوج درخشش و شفافیت است – هم‌چنان هم هست اما آن دوره عظمت و صلابت جوانی را هم با خود دارد در حالی که امروز دوره‌ی پختگی و جاافتادگی صدای شجریان است. بشنوید و لذت ببرید.
 
 

۰

صفای آینه‌ی خواجه بین…

این غزل سایه را – که در استقبال غزل حافظ است – شجریان دو بار به زیبایی خوانده است. یک بار در دشتی – در کنسرت با گروه زنده‌یاد فراموز پایور – که بعداً در آلبوم «راز دل» منتشر شده است و فکر می‌کنم یکی از زیباترین دشتی‌هایی است که شجریان خوانده است، به ویژه دیلمانی که روی ابیاتی از قطعه‌ی «بهار سوگوار» سایه خوانده است.
 
همین غزل را شجریان بار دیگر در آلبوم شماره‌ی یک چاووش – «به یاد عارف» – خوانده است اما این بار در بیاتِ ترک با آهنگسازی و سرپرستی محمدرضا لطفی با گروه شیدا. این اجرای بیات ترک شجریان را بشنوید. اجرای دشتی را هم جداگانه خواهم آورد.
 
عنوان نوشته هم از بیت آخر سایه در این غزل است:
صفای آینه‌ی خواجه بین کزین دمِ سرد
نشد مکدر و بر آه عاشقان بخشید.
 
غزل سایه چنین آغاز می‌شود:
نه لب گشایدم از گل نه دل کشد به نبید
چه بی‌نشاط بهاری که بی‌رخ تو رسید
 
و غزل حافظ چنین آغاز می‌شود:
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد مصرف‌اش گل است و نبید
 
 

۱

خیام‌خوانی

گمان نمی‌کنم در میان شاعران و حکیمان ایرانی هیچ کس چون خیام این اندازه ایجاز و این مایه نبوغ در طعنه زدن به هستی داشته باشد. این مرگ‌آگاهی و اعتنا به فنا، هم‌چون آینه‌ای می‌تواند وجودِ اهلِ بینش را یکسره دیگرگون کند. با خود گفتم که چه خوب است امروز، مجموعه‌ای از آوازهایی که روی رباعیات خیام در دستم هست، با شما شریک شوم. قطعه‌ی اول، آوازی است که شجریان در سال ۱۳۷۸ هنگام دریافت مدال پیکاسو در یونسکو، در پاریس، خوانده است. بعدی، گل‌های تازه‌ی شماره‌ی ۱۸۷ است که به همراه گروه زنده‌یاد استاد فرامرز پایور اجرا شده است و مشهور است به «شب نیشابور». قطعات بعدی، آوازهایی است که در آلبوم رباعیات خیام که با دکلمه‌ی احمد شاملو همراه است، آمده است. آخرین قطعه، از موسیقی سریال ابن سینا برگرفته شده است که با صدای صدیق تعریف است و از همه کوتاه‌تر است. لذت ببرید و یادی از هستیِ فناشونده و میرندگی آدمیزاده کنید که: فاکثروا ذکر هادم اللذات!

۲

مانده خاکستر گرمی جایی؟

خیلی چیزها می‌خواستم بنویسم. خاطرم را منصرف می‌کنم به هزار چیز دیگر. اما «ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می‌گریند». با تمام گریه، اما هنوز امید هست و گرما هست و ایمان هست. به احوال روزگار می‌نگرم و با خود زمزمه می‌کنم که:
ازین چشمه منوشید که پر خون جگر گشت
بدین تشنه بگویید که آن آب بقا رفت
 
سر راه نشستیم و نشستیم و شب افتاد
بپرسید بپرسید که آن ماه کجا رفت
 
ولی در میان این همه موج تلخی و سیاهی، من هم‌چنان با امید نفس می‌کشم. هم‌چنان زنده‌ام که: «امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش!»
 

(قاصدک؛ محمدرضا شجریان؛ پرویز مشکاتیان و همایون شجریان)
صفحه‌ی قبل
صفحه‌ی بعد