۰
بنشين به کنارم
نمیدانم آيا اين اجرای تصنیف «بنشين به کنارم» دلکش را شنیدهايد يا نه. اين يکی در گلچين هفتهی شمارهی ۱۷ پخش شده است. متن تصنیف را در ادامه آوردهام و میتوانيد اصل تصنيف را به همان شکلی که در برنامهی گلچين هفتهی راديو پخش شده است، بشنويد. (کلام پيش از اجرای تصنیف فرياد میزند که نوشتهی سایه است!).
تا آساید دلِ زارم بنشین، دلِ زارم بنشین
بنشین ای گل، به کنارم بنشین، دل زارم بنشین
سوز دل می دانی، بنشین تا بنشانی، آتش دل را
یک نفس مرو، که جز غم، همنفس ندارم
یار کس مشو، که من هم، جز تو کس ندارم
ای پری بنه به یک سو، ناز و دلفریبی
تا نصیبی از تو یابد جان بی نصیبی
ماه من به دامنام بنشین،
کز غمات ستاره بارم
شکوهها ز دوریات هر شب،
با مه و ستاره دارم.
من چه باشم بستهی بندت
نیمهجانی، صید کمندت
آرزومندت .
از غمات چون ابرِ بهارم،
ای به از گلهای بهاری
روی دلبندت .
ای شمع طرب،
سوزم همه شب
بنشین که شود طی شب تارم
بنشین، به کنارم بنشین
مرو مرو که بی تابم من
درون آتش و آبم من
دامنام ز اشک غم تر باشد
خارم ای گل بستر باشد
بیا بیا که نوشم جامی
ستانم از دهانات کامی
طرّهی تو بوسه باران سازم
گه جان یابم، گه جان بازم
مهِ فتنهگرم
چه روی ز برم؟
چون ز دلداری
آمدی باری
تا به پایت جان بسپارم
بنشین، دلِ زارم بنشین
[موسيقی] | کلیدواژهها: , بنشين به کنارم, دلکش, ه. ا. سايه, گلچين هفته