۰

از عمل تا حرفِ سياست

اسرافيل شيرچی

آسان‌ترين چيزی که می‌توان درباره‌ی سياست‌مداران – در هر کشوری – گفت این است که: به عمل کار برآيد به سخن‌دانی نيست. تناقض قصه هم درست همين‌جاست. آسان می‌شود گفت که نيکو و پاکيزه سخن گفتن برای سياست‌مدار خوب، کافی نيست. عمل هم لازم است. اما واقعيت قصه اين است که هيچ عمل سياسی مطلوب و معقول بدون مقدمه و درآمد سخن نيکو و نظر منسجم، پا بر زمين نخواهد آورد. روحانی امروز نخستين و مهم‌ترین مانع سياست‌ورزی پريشان و پوسيده را از ميان برداشته است. رتوریک از هم‌گسيخته، پريشان، پرخاش‌جو و دشمن‌تراش و ديگری‌سوز، تا امروز بخشی جدایی‌ناپذير از گفتار سياست‌مداران ايرانی بوده است. عبور از اين زبان و ادبيات، فاصله گرفتن آگاهانه از آن و ميل کردن به سوی زبان ديپلماتيک، ملايم و گشوده، آغاز گشايش‌های احتمالی بعدی است.

ادبيات روحانی تا هم‌اکنون سلاح ريشخند و نوميدی پراکندن را از بسياری گرفته است. با اين دگرگونی معنادار بی‌شک کار منتقدانی که مهم‌ترين منبع ارتزاق فکری و مالی‌شان زبان کوچه‌بازاری، پرخاش‌جو و تحقيرگر احمدی‌نژاد بود، بسيار دشوارتر از پیش شده است. تا تغيير معنادار عملی در سياست البته راه درازی باقی است. اما بخشی از خشونت عملی، از خشونت زبانی آغاز می‌شود. سرکوب و تحقير ديگری، ابتدا از زبان تحقيرگر و پرنخوت و متبختر آغاز می‌شود. اما مغتنم نشمردن اين دگرگونی و تحول مهم و نوميدی پراکندن، باری اگر دهد، بی‌شک پشيمانی خواهد بود و امداد رساندن به تفکری که بقای‌اش در درشتی و خشونت و ديگری‌سازی است.

ادامه‌ی مطلب…

۲

زیر و زبر گفتمانی در مراسم تنفیذ روحانی

اسرافيل شيرچی

در روز تنفيذ حسن روحانی، حادثه‌ی مهمی اتفاق افتاد که از نگاه بسياری از ناظران دور مانده است و هر چقدر هم که در سطح به آن متفطن باشند، از عمق معنای آن غفلت کرده‌اند. تاريخ و سنت نظام جمهوری اسلامی تصويری از رهبر کشور و رييس جمهور به دست می‌دهد که در آن يکی زبردست است و ديگری زيردست. رهبر مُطاع است و قدسی؛ اما رييس جمهور فرودست است و مطيع. نسبت و رابطه، بر حسب رابطه‌ی مولا و ولی فهميده می‌شود.

مراسم تنفيذ روز شنبه اين موازنه را به نرمی و لطافت يکسره واژگون کرد. هیچ «انقلاب»ی رخ نداده است. قرار هم نبوده انقلابی رخ بدهد. حرمت کسی هم شکسته نشده و اتفاق خارق عادتی رخ نداده است اما گويی وارد دوران تازه‌ای شده‌ایم. مشخصه‌های اين دگرگونی ترازِ رابطه چی‌ست؟

ادامه‌ی مطلب…

۲

اقتصاد سياسی پس از انتخابات ۹۲

سعی کرده‌ام در اين يادداشت، يکی از جنبه‌های مهم دگرگونی‌های سیاسی بعد از انتخابات ۹۲ را مرور کنم. به اعتقاد من، وضعيت ايران را بايد محلی، منطقه‌ای و جهانی ديد. هر تحليلی که فقط محبوس یکی از اين مؤلفه‌ها بماند و از ساير مؤلفه‌ها غفلت کند، ناکام خواهد ماند. اين يادداشت اولين بار در وب‌سايت جرس منتشر شده است.

ادامه‌ی مطلب…

۲

آيا مردم هم‌چنان معزول‌اند؟

يادداشت زير، بررسی، سنجش و نقد مطلبی است که مهدی در وب‌سایت ايران ‌واير با عنوان «آيا خامنه‌ای عقب‌نشينی کرده است؟» نوشته است. اين متن تا کنون دست‌کم ۳ بار ويرايش شده و چند بار از وضع فعلی طولانی‌تر يا کوتاه‌تر شده است. تمام کوشش من اين بود که بدون اين‌که وارد حواشی شوم به اصل استدلال بپردازم. تفصيل متن را در زیر می‌خوانيد. اما خلاصه‌اش اين است که يادداشت محل بحث، مهم‌ترين ويژگی‌اش ابطال‌ناپذيری است و از سنخ تئوری‌های توطئه است. چنين تئوری‌هايی هرگز نمی‌توانند نشان بدهند تحت چه شرايطی می‌توان گمانه‌شان را نقد کرد و حاصل کاراین می‌شود که با تئوری‌هايی هميشه-درست مواجه می‌شويم که از هر گونه نقد ابطال‌کننده‌ای مصون می‌مانند. شيب لغزان اين شيوه‌ی استدلال هم اين است که هميشه شواهد يا نشانه‌های در تأيید اين جنس مدعاها می‌توان يافت و اساسی‌ترين کارکردش اقناع روانی مخاطب است (به سبب کثرت شواهدی که ظاهراً مؤید مدعا هستند). نکته‌ای که مايل‌ام اينجا برجسته کنم اين است که: يادداشت مهدی يک حدس يا گمانه‌ی ابطال‌ناپذیر است. اما نقد و موضع من نيز خود از جنس حدس است. برای اختيار کردن يک حدس بر ديگری مهم‌ترين معيار ابطال‌پذیری آن است. هيچ قطعيتی در کار نيست. اما باید بتوانيم راه‌های نقد شدن حدس و گمانه‌ی خود را به تصریح يا تلويح نشان دهيم. اين شما و این نقد.
اين مطلب نخستين بار در وب‌سايت جرس منتشر شده است.

ادامه‌ی مطلب…