۲

عشقِ بی‌فرزانگی ديوانگی است

امروز داشتم اين مثنوی تازه‌ی سايه‌ی نازنين را می‌خواندم. مناجات شگفت‌انگيزی است و سخت اشارت‌ها دارد به روزگار ما. مزيد منفعت همگان تمامی مثنوی را، که در مجله‌ی شعر يافتم‌اش، در اين‌جا می‌آورم:

روزگارا قصد ایمانم مکن
زانچه می گویم پشیمانم مکن

کبریای خوبی از خوبان مگیر
فضل ِمحبوبی ز محبوبان مگیر

گم مکن از راه پیشاهنگ را
دور دار از نام ِ مردان ننگ را

گر بدی گیرد جهان را سر بسر
از دلم امیّد ِخوبی را مبر

چون ترازویم به سنجش آوری
سنگِ سودم را منه در داوری

چونکه هنگام ِنثار آید مرا
حبِّ ذاتم را مکن فرمانروا

گر دروغی بر من آرد کاستی
کج مکن راه ِمرا از راستی

ادامه‌ی مطلب…