۷

با همین دیدگانِ اشک آلود، از همین روزنِ گشوده به دود…

شیعیان قرن‌ها حماسه را جور دیگری تعریف کرده بودند؛ حماسه برای شیعه، مغلوب شدن پیروان اندکِ حسین بن علی در برابر بی‌شمار لشکریان یزید بن معاویه بود. هنوز هم هست. با یک تفاوت جزیی و کوچک که این روزها، خیل مداحانِ بی‌سواد و بی‌اخلاقی که دست‌پرورده‌ی دستگاه دروغ و ریا، و جیره‌خوار خوانِ قدرت هستند، دیگر جا را بر مداحانِ استخوان‌دار، با تقوا و اصیلی که در شهری مثل قم برای خود قائمه و استوانه بودند، تنگ کرده‌اند. در چنین فضایی، معنای حماسه هم آرام‌آرام تبدیل به چیز دیگری می‌شود.

زمانی قاعده‌ی شیعیانی که کارشان بزرگ‌داشت شهادت ابا عبدالله بود، سخن گفتن از پیروزی خون بر شمشیر بود. امروز هم قاعده همان است. تنها عاملی که این روزها خواب پریشانِ زورمداران و دروغ‌بافان را پریشان‌تر کرده است این است که حریفِ سلطانِ دروغ‌پردازان – یعنی رییس دولتِ نامحمودِ ریا – کسی بود که نمی‌توانستند و نمی‌توانند به او برچسب خروج از حاکمیت یا عبور از قانون بزنند (ولو معاویه صفت، صد پیراهن عثمان علم کنند). هنوز هم کسی جسارت ندارند بگوید میرحسین موسوی به میراث انقلاب پشت کرده یا روی به بیگانگان کرده است (ولو خیره‌سرانه به هر بی‌تقوایی و شناعتی متوسل شوند). همین است که کار قانون‌گریزان را دشوار کرده است: میرحسین موسوی هرگز در قامت اپوزیسیون ظاهر نشد و نمی‌شود. میرحسین به خوبی وجودِ دو قانون را در کشور آشکار کرد: قانونی که ملت به آن چشم دارد و گمان می‌کند در چهارچوب آن باید عمل کرد و قانونی که از آن تفسیرهای موسع یا مضیق می‌شود و همیشه می‌شود تفسیر به رأی یا تفسیری بر اساس هوا و هوس قدرت از آن به دست داد. این همان چیزی است که باعث سرآسیمه‌گی جریده‌های دریده‌ و افسار گسیخته شده است. آن روحیه‌ی پرونده‌سازی که موسوی در مناظره با احمدی‌نژاد به آن اشاره کرد، این‌جا تیرش به سنگ خورد و هتاکان مفتری را رسوا کرد.

اما ملت ما حماسه آفریدند. حماسه‌ی ملت تنها در خیزش میلیونی و بی‌سابقه‌اش برای تغییر مسالمت‌آمیز و قانونی سیاست‌مداری نامحبوب، دروغ‌زن و قانون‌گریز نبود (قانون‌گریزی رییس دولت نهم را همان مجلسی نشان داده که امروز یک‌تنه از او دفاع کرده است). حماسه‌ی ملت ما در این بود که نشان دادند باز هم «خون بر شمشیر پیروز است». باز هم نشان دادند که:

ز هر خونِ دلی سروی قد افراشت
ز هر سروی تذروی نغمه برداشت

همین‌ها نشان دادند که دریدن، کشتن و سوزاندن، ملت ما را بیدارتر می‌کند:

خاکستر تو را
بادِ سحرگاهان
هر جا که برد
مردی ز خاک رویید

چطور؟ بعد از آن همه ارعاب و تهدید، باز هم مردم در مسجد قبا جمع شدند و نشان دادند که به آسانی در برابر قانون‌گریزی حکومتی و سلامتِ فرمایشی انتخابات تسلیم نمی‌شوند. ما در میان همین خون و اشک و با همین دل‌های مجروح و خردهای تحقیر شده، باز هم به صلح، به دوستی، به آزادی و به انسان درود می‌گوییم. باز هم به خشونت و خشم، پاسخ منفی می‌دهیم. باز هم نشان می‌دهیم که «کلمه» می‌تواند رسانه‌ی ما و خبر ما باشد و می‌‌شود. کلمه‌ی طیبه می‌روید و صعود می‌کند. شجره‌ی خبثه است که حاصلی جز زقوم ندارد و این زقوم کامِ فرومایه‌گان قدرت‌پرست را تلخ می‌کند. بهار از راه می‌رسد. ساز و سرودِ خرد از دوری نه چندان دیر، نویدِ ختمِ زمستان را می‌دهد. چراغ امید را روشن نگه داریم.
(سرود گل؛ حسین علیزاده)

  1. solmaz گفت:

    من با نوشته شما اصلا موافق نیستم.به نظر من شیعه گری نوعی فاشیسم است. دینی که بقایش در حذف دیگران است: بکشید تا کشته شوید. دینی که غایتش مسخ شدگی پیروانش است: ولایت مطلقه فقیه
    ———————–
    خوب شما اختیار دارید. حق شماست که این‌جور فکر کنید. وقتی «دلیل» آوردید تازه می‌شود بحث کرد که آیا «شیعه‌گری» نوعی از «فاشیسم» هست یا نه؟ شیعه‌گری؟ این یعنی چه؟ کمی از ادبیات پنجاه سال پیش – از آن ادبیات زنگارگرفته‌ی خالی از دقت و جانب‌داری – فاصله بگیرید.

  2. دلت خوشه گفت:

    بازی تمام شد. خون هرگز بر شمشیر پیروز نشده است. تا شمشیر هست زور پیروز است. این پیروزی که از امام حسین نیست، از شمشیر شاه اسماعیل است که تشیع را به ایران تحمیل کرد. احساسی نشو. عاقل باش
    —————————
    من عاقل‌ام. شما زود ناامید می‌شوید. این‌ها که امروز سوار قدرت هستند اگر قرار بود ۵۰ سال پیش مثل شما فکر کنند، هرگز این‌جا نبودند!!!
    د. م.

  3. mah گفت:

    من هم این روزها، آهنگ “ای همه گلهای از سرما کبود…” را گوش دادم و مدام زمزمه کردم.

  4. محمد گفت:

    در این زمانه غلط تنها نوشته های توست که ارامشم میدهد..چه بر سرمان میرود..
    نگر تا این شب خونین سحر کرد..چه خنجرها که از دلها گذر کرد..

  5. ناشناس گفت:

    سلام
    جناب داریوش این مطلب بسیار به جا بود.
    امروز حقیقتا سزاست که دیده گان همه مان اشک الودباشد.چشمان مان باید منتظر روزی باشد که دروغ وریا درهم بشکند.من یکی که نه به سکولاریسم ونه به…هیچ علاقه وباوری ندارم.اما ازدروغ وریا وچاپلوسی ونامردی وخشونت وخشک مقدسی وبی اخلاقی به شدت متنفرم ودربطلانشان ذره ای تردید ندارم.ان شاا…اگرپایم به تهران باز بشود مبارزه ام را برای شکستن ظلم ودروغ اغاز میکنم.دیگر جانم به لبم وبه قول میرحسین موسوی کاردی به استخوانم رسیده است.پیروزباشیدانشاا…

  6. مرسده گفت:

    با نوشته آقا/خانم دلت خوشه موافق نیستم. ما همین الان هم پیروز میدان هستیم و چهره دروغ گویان و سلطه جویان بیش از پیش برای همگان آشکار شده است. مدت زمانی بود که تشخیص حق از باطل دشوار بود. اما با برگزاری انتخابات و کودتایی که در آن رخ داد در عرض چند روز باطل و دروغگو دستشان رو شد.
    در پایان آیه ۱۷۶ از سوره آل عمران:
    وَ لَا یحَْزُنکَ الَّذِینَ یُسَرِعُونَ فىِ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَن یَضرُُّواْ اللَّهَ شَیًْا یُرِیدُ اللَّهُ أَلَّا یجَْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فىِ الاَْخِرَهِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ
    کسانى که در راه کفر (حق پوشی)، شتاب مى کنند، تو را غمگین نسازند! به یقین ، آنها هرگز زیانى به خداوند نمى رسانند. (بعلاوه ) خدا مى خواهد (آنها را به حال خود واگذارد و در نتیجه) بهره اى براى آنها در آخرت قرار ندهد. و براى آنها مجازات بزرگى است .

  7. بهمن گفت:

    حالا باید دانست که چه میزان دیانت و شریعت ظرفیت بی بدیلی هم برای اصلاح و ارشاد دارد و هم برای استبداد. حالا به جایی رسیده ایم که دفاع از دین عین تلاش برای آزادی و مردمسالاری است. غیر این باشد مراجع دینی و فقهی مردمان باید کسانی همچون همین مداحان هیئات مذهبی اطراف رئیس جمهور باشند. ثابت شد اینان چه ولع سیری ناپذیری برای خرج مذهب در راه امیال خود دارند. به باور من باید برای تفقه متدینان کوشید.
    نمی دانم نظرم ثبت شد یا نه!

|