۱۷

آب را گِل نکنیم…

این روزها، بی‌گمان روزهای تلخی است. اما میانِ این همه تلخی، زُلال طراواتی در اعماقِ ضمیر بسیار کسان جاری است. اشتباه نکنیم. تحمیل این همه یأس و نومیدی، القاء ظفرمندی دروغ، نباید ما را به عظمت دروغ معتقد کند:

روزی دو، باغ طاغیان گر سبز بینی غم مخور
چون بیخ‌های اصل‌شان از راهِ پنهان بشکنم

این بیت، بیت رسایی است؛ بیت نیست «اقلیم» است. این باغِ طاغیان است که دو سه روزی سبزینه‌گی پاکان را به عاریت نه، که به گروگان برده است. اما ریشه‌ی باغِ بغی و طغیان در آبِ ایمان نیست. هراس برمان ندارد. این غوغا و طبل پر صدای خدعه، چشمِ خردمان را کور نکند و مذاق ایمان‌مان را تلخ نکند. یادمان نرود که به جز ما که زخم خورده‌گانِ این فتنه‌ی کوریم، هستند بسیار کسانی که در فرودستِ این جویبار، دست در چشمه‌ی حیات دارند که کفی آب بنوشند و عطشِ جان‌شان را فروبنشانند. این آب را نباید گل کرد.

قصه‌ی ما، قصه‌ی قلت و کثرت نیست. مشکل، فقط مشکل عددسازی و عددبازی نیست. نه قلت عدد نشان بطلانِ دعوی است، و نه کثرت نشان اعتبار عمومی. هم شمارِ قلیل را می‌توان کثیر نمایش داد و هم شمارِ کثیر را می‌توان خُرد و اندک جلوه داد. باید آرام‌آرام، بصیرت‌مان بیشتر از این‌ها شود. باید آن‌قدر آزموده باشیم که اگر از زمین و آسمان هم دلیل بر بطلان حقیقت برای‌مان ببارد، از صراط مستقیم منحرف نشویم. باید بتوانیم معنی «فُرقان» را بفهمیم. و فرقان، بدون درک و لمس تقوا حاصل نمی‌شود. این‌ها را که خوب‌تر بفهمیم، نه دل‌مان خالی خواهد شد و نه ترس از طنین لشکرِ باطل ما را فرا خواهد گرفت. مهم‌تر از همه این‌که می‌فهمیم که مردمانی هستند که لحنِ آب و زمین را خوب می‌فهمند. در مقابل کسانی که دشمنِ آب، آفتاب و آینه‌اند، باید شهامت داشت و از خوبی و دانایی گفت نه این‌که شتاب‌ناکانه مرثیه‌ی زوال خوبی و سوگ‌سرودِ فقدان دانایی را سر داد. هم خوبی هست هنوز و هم دانایی:

مردمانِ سرِ رود، آب را می‌فهمند
گل نکردندش
ما نیز،
آب را گل نکنیم

به مردمِ خودمان ایمان داشته باشیم. شاید بتوان یک بار یا دو بار این مردم را فریب داد؛‌ همیشه نمی‌توان. ما بارها و بارها نشان داده‌ایم که ملت حماسه هستیم. عظمتِ این ملت را دستِ کم نگیریم. نگویید می‌دانستیم چنین می‌شود. نه ما نمی‌دانستیم. ما اعتمادمان بیش از این‌ها بود. ما می‌خواستیم سنگ را به معجزه‌ی آب، رام کنیم. نمی‌دانستیم جادوگران، زهر در آب می‌ریزند. اما تنِ این ملت، قوی‌تر از آن است که به این زهرها، به زانو در آید. صبر کنیم. ایمان‌مان را حفظ کنیم. خویشتن‌داری پیشه کنیم. جادوگران و خدعه‌ورزان، باز هم اشتباه می‌کنند. لغزشِ آن‌ها نه دور است و نه دیر. شما فقط آب را گل نکنید!

یاد من باشد کاری نکنم که به قانونِ زمین بر بخورد…

  1. seyed گفت:

    exactly my sentiments during such days of gloom….

  2. ناشناس گفت:

    سلام. چقدر زیبا و دلنشین می نویسید. کاش عاقلی چون شما در این دولت وجود داشت. دریغ و صد افسوس که حتی به حرف عاقلان هم وقعی نمی نهند. اینها وقتی به میر حسین که هشت سال به حکومت خدمت کرد رحم نکنند چه توقعی است که به ما نسل دوم و یا سوم انقلاب رحم کنند. من هم امیدم به خداست و بزرگی اوست که این حکومت را سخت در نظرم کوچک و حقیر می کند. اندکی صبر سحر نزدیک است.

  3. حمیدی گفت:

    مردم کشور ما را نه یک بار نه دو بار نه صد بار بلکه به تعدادی که شمارش آن ممکن نیست می‌توان فریب داد
    ما ملت حماسه نیستیم ملت تسلیمیم و هر قومی وارد شده کشور ما را فتح کرده است البته همیشه اقلیتی مبارز هستند اما نمی‌توان عنوان عام مردم را بر آنها نهاد آنها نهایتا گروههایی کوچک هستند که بر حسب اتفاق در موارد اندکی توانسته‌اند نظر آن مردم ساده‌لوح را به سمت خود برگردانند
    به مردم ایمان نداشته باش تا سرخورده نشوی
    باور کن به اینکه تنهایی
    ————————————————
    همین که در این انتخابات با آن حضور بزرگ توانستند نیرنگ و خدعه را چنین دشوار و زحمت‌آفرین برای ارباب جور کنند، یعنی ملت حماسه هستند. به خودتان اگر ایمان ندارید، نداشته باشید. اما از جانب دیگران حرف نزنید. اگر مردِ این میدان نیستید، بخسبید. وقت خواب است برای شما.
    د. م.

  4. سارا گفت:

    برای تو و خویش
    چشمانی آرزو می کنم
    که چراغ ها و نشانه ها را
    در ظلمت مان ببیند
    گوشی
    که صداها و شناسه ها را
    در بیهوشی مان بشنود
    برای تو و خویش ، روحی
    که این همه را در خود گیرد و بپذیرد
    و زبانی
    که در صداقت خود
    ما را از خاموشی خویش
    بیرون کشد
    و بگذارد
    از آن چیزها که در بندمان کشیده است
    سخن بگوییم
    آرزو میکنم
    “مارگوت بیگل”

  5. نسيم گفت:

    دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت- دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور.
    ممنونم از نوشته های عالیتون.تنها کاری که می تونم انجام بدم اینه که بگم خیلی خوب حرف همه ملت رو می زنین

  6. ناشناس گفت:

    آقا لذت بردم از نوشته ات خدا خیرت بدهد

  7. شاهد گفت:

    داریوش جان، گریه می کنم و باور نمی کنم، باور نمی کنم… این روزها جای خداوند عجیب خالیست… تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن. و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است…
    کدام آیه قران است که می گوید این ایامیست که میان مردم در چرخش است و … خداوند می خواهد شاهد بگیرد؟

  8. ناشناس گفت:

    ملکوت عزیز
    ممنون از اینکه با این کلمات روشن سعی می کنی امید و ایمان را در این روزهای بغض آلود یادآوری کنی.امید همه ی ما به خداست که ایران عزیزمان را از دام فریب و ستم و بیرحمی این خداستیزان نجات دهد .با اینکه چشمانمان اشکبار است می خواهیم در یک ساعت سبز انبوهی از بادکنکهای سبز را به آسمان بفرستیم، الله اکبرها و فریادهای سرکوب شده را مثل کودکانی بی گناه، در بادکنک ها خواهیم دمید و آسمان سبز امید و ایمانمان را پیش چشم این سیاهدلان بی ایمان تصویر خواهیم کرد.یاری کنید .

  9. ناشناس گفت:

    این ایده بادکنک های سبز خیلی جالب است، فکرش را بکنید ، به جای انقلاب مخملی می شودانقلاب بادکنکی! ، به نظر من که ریشه های ستم آنقدر پوسیده و سست است که حتی با همین یک کار معصومانه هم لرزان خواهد شد. فقط دوستان شیمی دان بگویند گاز هلیم یا هیدروژن از کجا پیدا کنیم؟ روشی را بفرمایید که هوای تهران آلوده تر از این نشود .

  10. ehsan گفت:

    سلام،
    ” باید آن‌قدر آزموده باشیم که اگر از زمین و آسمان هم دلیل بر بطلان حقیقت برای‌مان ببارد، از صراط مستقیم منحرف نشویم.” اما ایا اگر از زمین و آسمان هم دلیل بر بطلان قضاوتمان برای‌مان ببارد چه؟؟؟؟؟؟چه باید بکنیم؟ موفق باشید.
    ——————————
    وضع این جور نیست. حداقل شورای نگهبان و وزارت کشور در هر قدمی که بر می‌دارد آبروی تازه‌ای از خودش می‌برد (نمونه‌اش آن آراء باطله‌ی منفی!).
    د. م.

  11. بهار گفت:

    سلام ملکوت عزیز
    باز هم سپاس از متن زیبایتان.
    من باور دارم که مردم ما عاقل و هوشیارند، و کمتر فریب می خورند، باور دارم اگر اجازه می دادند و تقلب نمی کردند میزان هوشیاری مردم مشخص می شد.
    مردم ما زیر بار زور نمی روند و به این علت هم انقلاب کردند، ای کاش سران دولتی هم این رو می فهمیدند.

  12. سید گفت:

    گرگها خوب بدانند که در این ایل غریب
    گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز
    گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند
    توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
    آب اگر نیست نترسید ، که در قافله مان
    دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

  13. ناشناس گفت:

    ملکوت عزیز
    امروز یکشنبه هفتم تیر ساعت ۶ تا ۸ جنبش سبز در مسجد قبااجازه ی تجمع گرفته .لطفا اطلاع رسانی کنید.نک: فیس بوک موسوی

  14. الميرا گفت:

    درود
    نمی‌دانم پس از خواندن لینک زیر چه احساسی به شما دست خواهد داد، اما امید دارم پاسخی در خور نویسنده‌ی بی…. برایش داشته باشید. اگرچه فردی که به خود اجازه می‌دهد این چنین گستاخانه به پهلوان آواز ایران زمین توهین کند، حتی لایق ناسزا گفتن هم نیست.
    http://ansarnews.com/news/2072/

  15. saam گفت:

    . آقای موسوی و کروبی با حمایت ملت توی دهان این دولت بزنید.
    متاسفانه مردان سیاست پیشه ما (آنهایی که به صفت اصلاح طلب متصف هستند) نشان دادهند که نه موقعیت شناس هستند و نه مرد میدانهای دشوار. آقای موسوی آنقدر صبر کرد که بالاخره شورای نگهبان نتایج انتخابات را تأیید کرد و گرهی دیگر بر قفل ابطال انتخابات زده شد. دارم فکر می‌کنم که آیا اصلا آقای موسوی و کروبی تصور روشنی از خواسته مردمان پر شماری که به آنها رای داده اند دارند یا خیر؟ به نظر میرسد آقایان هم بدشون نمیاد که اراده مردم رو برای احقاق حقوق خود با اطناب وقت فرسوده کنند. متاسفانه اینهم از بد شانسی‌ مردم ایران است که آن دسته از رهبران اصلاح طلب که به خاطر بازی روزگار، و البته با سیاست شورای نگهبان، در جایگاه رهبری مردم قرار میگیرند لیاقت و شهامت چنین نقش آفرینی‌های بزرگی‌ را ندارند. آقای موسوی خیلی‌ زود فراموش کرده‌اند، یا خودشون رو به فراموشی زده اند، که دولت فعلی‌ ایران دولت کودتاست (راستی‌ ایشون هرگز در مکاتبات تکراریشون چنین واژه‌ای را برای توصیف دولت بکار نبرده اند) و بنابر این نبایستی انتظار رعایت قانون را از چنین دولتی داشت. ایشون با درخواستهای مکرر برای تجمعات قانونی عملا به این دولت نامشروع اعتبار میبخشند و این در حالی‌ است که مردم را به نافرمانی مدنی بدون ترسیم استرتژی مشخص دعوت میکنند. آقای موسوی بارها گفته‌اند که به نظام جمهوری اسلامی علاقمند هستند و شاید به همین دلیل است که صراحت لازم را در مخاطب قرار دادن و متهم کردن سر این فتنه ها، یعنی آقای خامنه ای، ندارند. بایستی به ایشان و تمام کسانی که چنینند گفت که از آن چیزی که رهبر فقید انقلاب به نام جمهوری اسلامی تاسیس نمود چیزی باقی‌ نمانده که اینان دلسوزانه میخواهند حفظ کنند و ولی‌ فقیه زمان تنها اشتراکش با آن سفر کرده جامه‌ای است که میپوشند و این جان خودکامه سزاور چنان جامه‌ای نیست. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. آقای کروبی و موسوی میتوانستند روز شنبه ۲۵ خرداد با تعیین ضرب الا عجلی برای آقای خامنه ای، با پشتوانه مردمی که در خیابان بودند، کودتا را با شکست مواجه کنند و آب رفته را به جو باز گردانند. افسوس که این فرصت از دست رفت. اکنون اما آقایان کروبی و موسوی برای برای حفظ ابرو هم که شده بایستی به تندی و با صراحت تمام در مقابل کودتای رهبر این ” نظام جبار جبون پرور” علیه ملت ایران تمام قد و تا پای جان با یستند. آقای موسوی، روز شنبه گفتند که با غسل شهادت به راهپیمای آمده اند، اما عملکرد ایشان در هفته گذشته نشان از چنین از خود گذشتگی ندارد. اگر نمیتوانند این حرکت را رهبری کنید بایستی صادقانه از مردم طلب عفو کنند و اجازه بدهند که آنها رهبر خود را پیدا کنند و راه خود را بروند در غیر این صورت مطمئن باشند که فردا ایشان را به خاطر فریب دادن و به بازی گرفتن جان و اعتمادشان نخواهند بخشید. آقای موسوی و کروبی ! توکل به خدای بزرگ کنید و با حمایت ملت توی دهان این دولت (و هر کسی‌ که از اون حمایت می‌کنه)بزنید. نترسید از این پهلوان پنبه ها. اینها مثل برف در مقابل آفتاب حضور مردم آب میشوند، امتحان کنید تا ببینید. رئیس جمهور موسوی فرمان بده!

  16. فروهر گفت:

    سلام
    فکر میکنم حالا که دولت حکم به اخراج از حاکمیت اکثریت رو صادر کرده و مردم هم همه میخوان برای تغییر کاری بکنن فرصت مناسبی باشه که به اصلاحات منهای حاکمیت بپردازیم. ما وقتی این پتانسیل رو داریم که بدون رسانه رسمی تظاهرات میلیونی راه بندازیم به جای اینکه معطل قدرت سیاسی بشیم بیایم این نیرو رو جهت بدیم برای بهبود زندگی. اگه این حرف خیلی به نظرتون مهمل نمیاد به بلاگ جدیدالتاسیس من سری بزنید.
    ممنون

|