۵

از کارِ نمادين تا کار واقعی

Print Friendly, PDF & Email
دیده‌ام که پاره‌ای از دوستان، حرکت اعتراضی در تحريم کالاهای بعضی از فروشگاه‌ها را حرکتی نمادين ناميده‌اند. به نظر بنده این نام‌گذاری، صراحتاً دور زدنِ اصل مسأله است و پرهیز از پرداختن به ماجرای اصلی. دلايل‌اش هم اين است: آدم وقتی فروشگاهی را تحریم می‌کند که آن فروشگاه از لحاظ حقيقی و حقوقی هويتِ مشخصی داشته باشد و در موضعِ رسمی‌اش اقدامی يا اعلامی انجام داده باشد. من نمی‌دانم و هنوز هم هيچ شاهد و سند قانع‌کننده‌ای نديده‌ام دال بر اين‌که مثلاً کی‌اف‌سی قرار است درآمد يک هفته ده روز اخیرش را هدیه کند به اسراييل (از آن حرف‌هایی مرغ بريان از شنيدن‌اش به خنده می‌افتد). شواهد ارايه شده (آن هم به اصطلاح شواهد تاريخ مصرف‌گذشته‌ی چندين سال پيش) از جنس این است که مثلاً فلان مدیر فلان شعبه‌ی بهمان فروشگاه، جایزه‌ای گرفته است در فلان سال از آن سازمان يا نهادی که در اسراييل فعاليت می‌کند و کارش مرتبط است با ارتش اسراييل يا صهيونیسم (يا اصلاً خودش يهودي صهيونيست است). عجب است از ما که گاهی از در دروازه رد نمی‌شويم ولی به همين سادگی از سوراخ سوزن عبور می‌کنيم. این نوع استدلال‌ها البته تازه نیست. فکر می‌کنم ما بیش از آن‌که حس عصبيت يا غيرت‌مان جنبیده باشد، بازی‌خورده‌ی خبرپراکنی و تبليغاتِ رسانه‌ای شده‌ايم (در عرفِ رسانه‌ای این خبرسازی‌ها برای خودش ژانری شده است!) و مدتی است اين گمان در من تقويت شده است که چه بسا اين باز‌ی‌ها را خود صهيونیست‌ها درست می‌کنند که از مسأله‌ی اصلی غافل شويم، اما اين سخن بنده را در حد همان گمان بخوانيد. من نمی‌خواهم به گمان و ظن دامن بزنم (و گرنه چه فرقی است ميانِ من و آن‌ها که این رشته‌ی نامرئی ميان استارباکس و کی‌اف‌سی را تا قلب تل‌آويو مثل روز روشن می‌بينند؟).

با تمام اين اوصاف، راه عملی و عينی می‌بينم در مقابله با ظلم اسراييل. دقایقی پيش، ای‌ميلی برای من رسيد در اداره که دفتر نخست‌وزير انگليس، عريضه‌ای آنلاين را بر پا کرده است در وب‌سايت شماره‌ی ۱۰ داونينگ استريت (اين‌جا) مبنی بر اين‌که بريتانيا ارسال سلاح به اسراييل را متوقف کند (رشته‌ی اتصال از اين آشکارتر که برای اسراييل «اسلحه» بفرستند؟). «ارسال سلاح به اسراييل» نه شاخ و دم دارد نه قابل تفسير و تعبیر است. ارسال سلاح با نوشيدن قهوه و خوردن غذاهای کی‌اف‌سی و مک‌دونالد (که بسياری نام «جانک فود» بر آن نهاده‌اند) متفاوت است. ايجاد کننده‌ی اين عریضه، در توضيح آورده است که دولت بريتانيا از سال ۲۰۰۵ قدم‌های مهمی در جهت محدود کردن ارسال سلاح به اسراييل برداشته است و اکنون تنها تحریم کامل می‌تواند مانع از ارسال اسلحه به اسراييل شود. گمان می‌کنم کسانی که در بريتانيا زندگی می‌کنند، اگر مسلمان‌اند و در ادعای خود صادق هستند، بهتر است تا دیر نشده اين عريضه را امضاء کنند و برای دوستان‌شان هم بفرستند. دفع‌الوقت کردن و حرف‌های خيال‌بافانه‌‌ را برای اين و آن فرستادن نه مردم غزه را نجات می‌دهد نه جلوی اسرايیل را می‌گيرد. توقف ارسال اسلحه‌ی بريتانيا به اسراييل قدم مهمی است. اين کار است که به اعتقاد من کار جدی است.

در حاشيه، بسیار حرف‌ها داشتم درباره‌ی همين عريضه‌ی جديد که يقین دارم اهل اشاره خودشان خواهند فهميد به چه نظر دارم. سربسته بماند، بهتر.

  1. Amir says:

    سلام و درود. در بکارگیری لغات و در زبان بیانتان بیشتر دقت کنید. بعضی ها منجمله شاعر خوب معاصرمان که پیش از این برایتان نظرشان را نوشته اند به شیوه های نمادین هم اعتقاد دارند. استفاده از عبارت “نوشيدن قهوه و خوردن غذاهای ناسالم و چرب و چیل کی‌اف‌سی” در شان این مطلب نیست. عبارتی که ممکن است منجر به این برداشت شود که شما قصد تخفیف و یا تمسخر اعتقادات دیگران را دارید. (با آنکه اطمینان دارم چنین نسیت). به علاوه مسلمان متشرع هیچ وفت در کی اف سی غذای غیر ذبح شرعی نمیخورد. مثل یهودی معتقدی که هیچ وقت غذای غیرکوشر نمی خورد. و البته به عقاید همه هم باید احترام گذاشت.
    *****************
    نخیر. خدای ناکرده قصد تخفيف «اعتقاد» هيچ کس نبود. جمله را اصلاح کردم تا مقصودم کاملاً روشن شود. مقصود از ناسالم و چرب و چیل، همان بود که پزشکان می‌گويند. در همين حد. مقصودم هم اين بود که به طور معمول بسياری حتی لب به غذای «فست‌فود» نمی زنند و آن را برای سلامتی مضر می‌دانند (و حاجتی به توجيه‌ها يا عذرهای ايدئولوژيک يا شرعی ندارند). ممنون از تذکرتان. جمله را بازنويسی کردم که شبهه‌ای پيش نيايد. درباره‌ی مسلمان متشرع و غذای کی اف‌سی هم البته حرف هست. بعضی از علمای مسلمان، ذبح اهل کتاب را حلال می‌دانند. لذا بهتر بود به جای اين‌که بگوييد «مسلمان متشرع هيچ وقت» چنین نمی‌کند، می‌نوشتيد «بعضی از مسلمانان متشرع» چنين نمی‌کنند. یکی دو روز پيش ذکر خیری بود از امام موسی صدر با دوست بزرگواری. شاید بد نباشد کسی آرای امام صدر را در باب نحوه‌ی زيست در غرب بازگو کند. دنیا البته از زمان امام صدر خيلی فرق کرده، ولی ايشان حرف‌های نو و تأمل‌برانگيزی در اين موارد دارد.
    د. م.

  2. امیر says:

    بله. اصلاح میکنم. اکثر مسلمانان متشرع. تا آنجا که بنده می‌شناسم ۹۹ درصد. مرغ کی‌اف سی غذای اهل کتاب حساب نمی‌شود. گوشتی که در شیفتهای مختلف کاری توسط جمعیت کثیری با عقاید و مذاهب گوناگون (و گاه ایتیست) تولید میشود، دیگر غذای همشهری ارمنی ما در ایران نیست که بگوییم غذای اهل کتاب است. بنابراین هیچ کس نمیتواند ادعا کند غذای کی‌اف سی در غرب غذای اهل کتاب است. انضباظ دینی چیز خوبی ست. من وقتی برخی همکاران یهودی را میبینم که در رستوران با ما حتی سالاد هم نمیخورند از این انضباط‌شان خوشم می‌آید.
    **************************
    خوب بنده با شما در کثيری از اين موارد اختلاف نظر دارم. خودم را هم عاقل می‌دانم هم اخلاقی. شما هم ایضاً. زيبايی جهان هم به همين تکثرهاست. «و کل حزب بما لديهم فرحون».
    د. م.

  3. Anonymous says:

    …یعنی چه؟
    ***************
    چی يعنی چه؟

  4. سارا ن says:

    نمی دانم چند نفر برایتان نوشته بودند که بایکوت یک رفتار سمبلیک است اما یکی از آنها من بوده ام. برای همین هم فکر می کنم باید به تحلیل تعمداً ساده لوحانه تان اعتراض کنم.
    که بگویید” مثلا کی‌اف‌سی قرار است درآمد يک هفته ده روز اخیرش را هدیه کند به اسراييل ” و از تصورش هم خنده تان بگیرد. خب خنده دار هم باید باشد اگر کسی این کار را کند.
    وقتی از حمایت مالی حرف می زنند منظورشان این نیست که نستله قهوه یا شیر صبحانه ی سربازان اسراییلی را تامین می کند. منظور این است که این ها سرمایه گذاری های بزرگ می کنند توی این کشور؛ میلیون میلیون شغل ایجاد کرده اند در اسراییل که طرف یهودی از اروپا مهاجرت کند و برود اسراییل چون آنجا شغل هست.
    اتفاقاً فکت هم هست در موردش
    http://www.bigcampaign.org
    خیلی هم زیاد این شرکتهایی که اسمهاشان را این روزها می بینید را همین دیروز که لیستشان را در نیاورده اند؛ این بایکوت تاریخچه دارد.
    و اینکه بایکوت از یک سو حتماً نتیجه ی نمادین خواهد داشت : مثل اعلام برائت و از طرف دیگر احتمال اینکه نتیجه ی واقعی هم داشته باشد زیاد است.
    نستله ژوئن امسال رفت توی لیست بایکوت اتحادیه ی عرب و ههمان وقت توضیح داد واعلام برائت از اسراییل کرد و آمار ارقام داد که مثلا در عربستان هم اینقدر شغل ایجاد کرده یا فلان.
    می خواهم بگویم نتیجه ی سمبلیکش بدیهی است؛ مخصوصاً که یک گروه بزرگ از شرکتهای بزرگ هستند.
    نتیجه ی واقعی اش هم دور از دسترس نیست, چون بالاخره دنیای سرمایه داری است وهیچ چیزی از سرمایه مهم تر نیست, کی اف سی و اورئال هم اگر ببینند که دارند ضرر می بینند می روند توی آسیای جنوب شرقی و آفریقا شغل تولید می کنند به جای اسراییل.
    در ضمن این هم تاریخچه ی بایکوت نستله که الزاما هم همیشه به مساله اسراییل ربط نداشته http://fr.wikipedia.org/wiki/Nestl%C3%A9
    بایکوت یک عمل سمبلیک و مدنی است مثل راهپیمایی یا اعتصاب.
    ***********************
    شما اگر آخرین بند يادداشت آخر بنده را دیده باشيد، متوجه شده‌ايد که من با اصل تحريم اسراييل مشکلی ندارم (حاشيه‌ی مرا بر مقاله‌ی نائومی کلاين ببينيد). مراد بنده اين بود که بعضی از مدعيان ماجرا بدون ارايه‌ی سندی دال بر اين مورد خاص، و به خصوص با خبرپراکنی و نشر خبر دروغ (با ارجاع به بی‌بی‌سی)، جوسازی می‌کنند و نام‌اش را بعد می‌گذارند مخالفت نمادين. محور استدلال من دو سه چيز روشن بود. بيش از آن هم نيست. خيلی هم مضمون‌اش روشن است. البته همه لازم نيست مانند بنده فکر کنند يا عمل کنند. هر کسی به قدر فهم خويش و با توجه به شيوه و روش‌اش کار خود را انجام می‌دهد.
    در ضمن واکنش نخستين بنده به این پيامک بود:
    KFC , PEPSI COLA, Coca Cola, Starbucks & McDonald’s r donating their next 2 weeks of earned revenue to Israel.
    Me and you could BOYCOTT them & hand to hand pass this msg to everyone we know, please show ur care and by passing this message to other people make a difference.
    من از فحوای نوشته‌ی شما و دو لينکی که گذاشته‌اید برداشت‌ این بود که گويا شما فکر می‌کنيد من مخالف تحریم اسراييل هستم. اتفاقاً بر عکس، من سخت موافق تحريم اسراييل هستم. اما تحريم که اين نيست ما برويم هر فروشگاه زنجيره‌ای را که پیدا کرديم تحريم کنيم و بگوييم اين‌ها پول‌شان را می‌خواهند بدهند به اسراييل (بله به همين سادگی و خنکی). در نتيجه، بنده با شما هم‌رأی هستم. ما اختلاف نظری سر تحریم «اسراييل» نداريم. اختلاف نظر سر مصاديق است که چطور می‌شود اسراييل را تحریم کرد. شما خودتان هم به درستی نوشته‌ايد که «این هم تاریخچه ی بایکوت نستله که الزاما هم همیشه به مساله اسراییل ربط نداشته». خوب تمام حرف بنده هم همين بود. مقصود حاصل است. من و شما با هم اتفاق داريم. دعوايی نيست سر چيزی. بد نيست اين نکته را به وضوح توضيح بدهم: بعضی سرنا را از سر گشادش می‌زنند. ممکن است کی‌اف‌سی برود در اسراييل فروشگاه بزند و زده است. و از آن طريق سودی حاصل کند. این نتيجه نمی‌دهد که کی‌اف‌سی صهيونيستی است و طرف‌دار کشتار مردم غزه. کی‌اف‌سی دنبال تجارت خودش است. ما ممکن است کی‌اف‌سی را تحریم کنيم که فروشگاه‌اش را در اسراييل تعطيل کند تا به اقتصاد اسراييل صدمه‌ای زده شود. اين خيلی فرق دارد که برويم در ايران بريزيم فروشگاه «بنتون» را در کشور خودمان آتش بزنيم و بعد بگوييم فروشگاه صهيونیستی بود. بعداً هم معلوم شود کل قضيه قصه و شايعه بوده است. تمام نکته‌ی نوشته‌ی بنده به همین ماجرای ساده است. در نتيجه، بله عده‌ای به معنای دقيق کلمه حرکت نمادين می‌کنند ولی هستند و بسيارند کسانی که تحت پوشش و به بهانه‌ی حرکت نمادين، کارهايی می‌کنند از جنس همان کاری که در تهران کردند!
    اما بحث‌های اخلاقی ماجرا به قوت خود باقی است و قضيه دامنه‌دارتر از اين‌هاست.
    د. م.

  5. سارا ن says:

    خب تندروی ها که به جای خودش، یعنی به طور کلی باید چشم روی آنها بست، چون کسی که تندرو است که با حرف درست نمی شود.
    می فهمم حرفتان را. آدم این روزها آدم اینقدر حرفهای بی سر و ته در دفاع از فلسطین می شنود و می خواند که سخت‌اش می شود در دفاع حرف بزند.
    این حرفتان را می فهمم

|